سریال کرهای «بازی مرکب» میلیونها بیننده را به خود جذب کرده است. حداقل این چیزی است که آمار رسمی و علاقه عمومی از زمان پخش اولین قسمت سریال نشان میدهد.
ساخت فصل دوم این سریال مرموز سه سال طول کشید. این سریال به دلیل وجود تصاویر عجیب و غریب و غیرقابل تجزیه آسان، به عنوان یک سریال مرموز طبقهبندی میشود.
اما برخی از اسرار این سریال قبلاً توسط رسانه TheTab فاش شده است.
ماسکها
افراد مسلح با لباس صورتی هنگام چالش بازیهای مرگ و زندگی، نظم را حفظ میکنند. آنها ماسکهای سیاه بر چهره دارند، اما هر کدام علامت متمایزی دارند. گفته میشود که ماسکهای O و مثلث مربوط به کنترلر پلیاستیشن هستند.
فصل دوم این سریال، از جمله موارد دیگر، یک رپر بدهکار و یک فردی که در زمینه ارزهای دیجیتال فعالیت میکند و پیروان آنلاین خود را فریب میدهد را به تصویر میکشد. پسر اول، چوی سونگهیون، لحظه حمل صلیب را به همراه خود نشان میدهد و در داخل آن چند قرص وجود دارد. این قرصها به عنوان مواد مخدر برای متمرکز و راحت نگه داشتن بازیکن در نظر گرفته میشوند.
نکته پنهان در مورد قرص های داخل صلیب رپر
او قرصها را در صلیب پنهان میکند، اما مفسران پرسیدهاند که چگونه ممکن است برگزارکنندگان آنها را از قبل پیدا نکرده باشند. این موضوع از این واقعیت ناشی میشود که زمانی که شخصیت اصلی، سونگ گیهون، با بازی لی جونگجائه، یک میکروچیپ را در دندان خود پنهان میکند تا با دنیای خارج ارتباط برقرار کند، این تراشه کشف و برداشته میشود.
این امر باعث ایجاد این معضل شد که آیا امنیت کافی نبوده است یا اینکه کل سناریو از قبل آماده شده بود. واقعیت دیگر این است که رپر چوی سونگهیون واقعاً یک خواننده رپ است.
او بخشی از گروه BIGBANG بود، در حالی که چندین پروژه موسیقی نیز به صورت آنلاین دارد. او میلیونها دنبالکننده در اینستاگرام دارد.
سلاحها
برگزارکنندگان بازی در «بازی مرکب» انواع مختلفی از سلاحهای تقلبی را برای جلوههای سریال حمل میکنند. مشهورترین آنها MP5 است. این سلاح واقعاً وجود دارد. این یک سلاح خودکار است که در سال 1960 توسط یک تولیدکننده آلمانی توسعه یافت. این سلاح دارای چندین نسخه است که در طول سالها ایجاد شده است.
بازی شیشههای پل در بازی مرکب
“فیلمبرداری بازی شیشههای پل واقعاً ترسناک بود”، میگوید “جونگ هو-یون”، بازیگری که نقش فراری کره شمالی، کانگ سه-بیوک، را بازی کرده است. “ست حدوداً یک متر (سه فوت) بالاتر از زمین ساخته شده بود. ما شیشههای واقعی نشکن گذاشتیم و روی آنها دویدیم.” در واقع، “هوانگ دونگ-هیوک”، خالق بازی مرکب، عمداً صحنهای طراحی کرد که ترس واقعی را به بازیگران القا کند. او میگوید: “شیشه واقعاً آنها را عصبی میکرد. احساس میکردند که واقعاً از روی یک پل بلند میپرند. بازی واقعی بود و آنها واقعاً ترس را احساس میکردند. بدنهایشان این ترس را نشان میداد.”

عروسک ترسناک بازی مرکب
عروسک روانی “یونگ-هی”، شخصیتی است که در دهه ۱۹۷۰ در کتابهای کودکان کرهای تصویر شده و ظاهرش برای برخی تماشاگران فیلم، ناراحتکنندهتر بود. عروسک ۱۰ فوتی سریال از موزهای در شهرستان “جینچئون” در شمال سئول قرض گرفته شد و با یک دست گمشده (بدون هیچ توضیحی) بازگردانده شد، که او را حتی ترسناکتر کرد. یک عروسک نسخهی مشابه “یونگ-هی” در یک مرکز خرید در مانیل، فیلیپین نصب شده است. چشمان او قرمز میشود اگر بازدیدکنندگان بدون رعایت قوانین عبور و مرور وارد مرکز خرید شوند.
طمع خام
ترکیب بازیهای معصومانه کودکان با ناامیدی بازیکنان، احساسات مخاطبان را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. “من فکر میکنم بخشی از جذابیت سریال به بازیهای کودکانه کرهای برمیگردد. این بازیها میتوانند همزمان اصیل، تازه و شوکآور باشند”، میگوید “وی ها-جون”، بازیگری که نقش افسر پلیس “هوانگ جون-هو” را ایفا کرده است. او افزود: “ما همچنین کار خوبی در نمایش طبیعت واقعی انسانی و طمع خام انجام دادیم.”
برنده شدن به هر قیمتی
“هوانگ دونگ-هیوک”، نویسنده و کارگردان سریال، از چهره بازیگر “ههسو پارک” خوشش آمده بود: “چهره او جذابیتی جالب دارد که نه به سمت خوبی میرود و نه به سمت بدی.” پارک گفت که او به دلیل تغییرات احساسی شخصیتش، از یک بانکدار مغرور به یک رقابتکننده به هر قیمتی، جذب این نقش شده است. به طرز عجیبی، پارک در طول کار روی بازی مرکب، تفاوتی بین خودش و شخصیتش احساس نکرد: “تصمیمگیریها راحتتر شد، چون احساس میکردم که بازیگری نمیکنم، و این احساس عجیبی بود.”
محل اسرارآمیز
بخش زیادی از بازی مرکب در یک مخفیگاه شرورانه در جزیرهای ناشناخته تنظیم شده است که موقعیت آن برای شرکتکنندگان بازی یک راز باقی میماند. اما این محل واقعاً کجاست؟ مجله Conde Nast Traveller جزیره “سئونگاپدو”، یک جزیره آتشفشانی به شکل پنجه خرچنگ در سواحل غربی کره را شناسایی کرده است. این جزیره که فقط توسط چند ماهیگیر ساکن است، برق ندارد و به حدی ناشناس است که حتی با نام خودش در گوگل مپ نشان داده نمیشود، که این راز و عزم طرفداران برای پیدا کردن آن را بیشتر میکند.
دورمهای بازی مرکب
در حالی که دکورهای بازی مرکب اغلب به رنگهای آبنباتی، پلهکانهای پاستلی و حیاطهای نوستالژیک مدرسهای هستند، خوابگاه عمداً خشن طراحی شده است. خالق سریال، هوانگ، نمیخواست شرکتکنندگان مانند انسانها رفتار شوند و ترجیح میداد آنها را بهعنوان اشیایی روی قفسههای انبار نشان دهد. “چون جامعه مدرن مسابقهای مداوم برای بالا رفتن از نردبان است، ما درباره نشان دادن آن در طراحی تختها فکر کردیم”، میگوید کارگردان هنری “چه کیونگ-سون”.
نوشتار روی دیوار
“بیونگ-گی”، پزشک بازی مرکب (با بازی “یو سونگ-جو”)، برای به دست آوردن اطلاعات در مورد بازیهای آینده به روشهای وحشیانه متوسل میشود، اما به نظر میرسد که تمام مدت نوشتار روی دیوار بوده است. دیوارهای خوابگاه پیکتوگرامهایی از اسرار بازی را نشان میدهند که با جدا شدن تختها مشخص میشوند، بنابراین تمام بحثها و تصمیمگیریهای تاکتیکی درباره همتیمیها میتوانستند اجتناب شوند اگر بازیکنان فقط به چیزی غیر از خودشان توجه میکردند…
کاشیهای کاغذی داکجی
کاشیهای کاغذی “داکجی” که فروشنده (گونگ یو) برای فریب بازیکنان بازی مرکب استفاده میکند، “سونگ گیهون” را وارد بازی میکند، اما به نظر نمیرسد که انتخاب کاشی قرمز یا آبی تفاوتی داشته باشد. داکجی با افسانههای شهری در کره و ژاپن مرتبط است. طبق داستان، روحی در حمام ظاهر میشود و از افراد میپرسد که از کاغذ توالت قرمز یا آبی استفاده میکنند. اما مهم نیست که کدام رنگ را انتخاب کنند، در نهایت روح آنها را میکشد.
بازیگر نقش اول این سریال
“لی جونگ-جه”، بازیگر بازی مرکب او یک مدل سابق و بازیگر سوپراستار است که با یک وارث ازدواج کرده است. حتی کارگردان هوانگ دونگ-هیوک از شهرت او شگفتزده بود و نگران بود که بخواهد “جونگجه” را وادار به لیسیدن یک “دالگونا” در روزی گرم و چسبناک کند. اما جونگجه آماده بود: “این برای نشان دادن چقدر گیهون ناامید بود عالی بود، بنابراین من نهایت تلاشم را کردم.”
بقا برای گیهون چه بهایی داشت؟
گیهون زنده میماند، اما پیروزیاش خالی از لذت است. بازیها همچنان ادامه دارند و فرد نقابدار اکنون قدرتمندتر از همیشه است. خسارتها و فقدانها برای گیهون سنگین تمام میشود و این سوال پیش میآید که او تا چه حد دیگر میتواند دوام بیاورد.
چه سوالاتی بیپاسخ باقی میمانند؟
فصل دوم با سوالات زیادی به پایان میرسد:
آیا گیهون به مبارزه برای نابودی سازمان ادامه خواهد داد؟
آیا او میتواند بر درد و رنجش غلبه کند؟
چه آیندهای برای Squid Game رقم خواهد خورد؟
آیا قرار است اوضاع تاریکتر شود؟