وبازهم تولد یک کتاب :
آفریدن واژه هاو گرد هم آوردن آن با احساسِ یک شاعر عجین می شود وکتابی متولد می شود.
کتاب (به خودم بیا) سروده سیده صدیقه قدسی نیا
معلمی که شاعر است و نقاش و می گوید از نقاشی
الهام می گیرد، پیش از این دو کتاب از او به عنوان تصویر گر به چاپ رسیده است واکنون قلم به دست گر فته و واژه هایی پر از احساس آفریده همراه با تصاویری رمانتیک که این کتاب را با کتاب های دیگر متمایزمی کند.
کتاب به خودم بیا درتابستان 1401در انتشارات سارات به چاپ رسید.
در یک روز زمستانی در خوش آب و هوا ترین منطقه کرج دختری به دنیا آمد در میانه ی بهمن میان سپیدی برف اما به گرمی آفتاب روز گار بس دشوار سپری شد جنگ منفور ترین کلمه، پدر نبود، جنگ بود!
گذشت و گذشت کمبودها را نقاشی کرد با دستان کودکانه و مدادهای رنگی قدو نیم قد از رنگها الهام گرفت و هرگز کودک درون خود را فراموش نکرد تا جایی که شد آموزگار کودکان، نه! می گوید من از کودکان یاد میگیرم آنها آموزگار من هستند کم کم نوشتن برای کودکان را شروع کرد در مجلات هفتگی مدرسه که با شعر های خود کودکان را شاد می کرد ودر انتها به نوشتن شعرهای سپید روی آورد، که روحش را به پرواز در می آورد وکتاب (به خودم بیا)
نمونه ای از اشعار او می باشد که با هم می خوانیم…
شروع می کنیم مصاحبه با خانم قدسی نیا را .
1. چگونه به علاقهی شما به شعر و نوشتن شعر رسیده؟
شعر نوشتن علاقه نیست استعداد ذاتی و اگر پرورش بدهیم علاقه در ما پدید میآید. من از دوران مدرسه قلم خوبی داشتم ولی پرورش نیافت و کسی به استعداد دانش آموزان بها نمیداد من بیشتر نقاشی میکردم و خاطرات خوبی از نقاشی دارم.
2. کدام اثر ادبی یا شاعری شما را به نویسندگی و شعرنویسی الهام داده است؟
شاید نقاشی الهام بخش من برای نوشتن بود من از شاعر خاصی پیروی نکردم و الهام نگرفتم به نظر من هیچکس کامل نیست من از هر شعری که روی من تاثیر میگذاشت را میخواندم و لذت میبردم علاقه انسان بیحد و مرز است و اختصاص به یک چیز نمیشود.
3. فرآیند خلاقیت و نوشتن شعر برای شما چگونه است؟
قبل هم گفتم بیشتر از نقاشی الهام گرفتم و نقاشی روی من تاثیر میگذارد و نگاه و دید یک نقاس یا شاعر متفاوت از چیزی که شاید برای شما پیش پا افتاده است، من از زبان آن شعر مینویسم مثل کفشها کاغذهای مچاله در باد و… این چیزها در تخیل یک شاعر تاثیر میگذارد تا یک شعر شکل بگیرد.
4. چطور تصمیم میگیرید که یک شعر را به یک کتاب تبدیل کنید؟
بعداز نوشتن شعرها و جمع آوری، نظرات اساتید به نام روی اشعار، باعث میشود اشعار مورد پسند جمع شوند و تبدیل به یک اثر شوند.

5. چه چیزهایی شما را در انتشار کتابهایتان موفق کرده است؟
چاپ کتاب ،فقط به نظر من برای ثبت لحظات یک دوره است و بالاخره سالها بعد با مقایسه اثرات متوجه پیشرفت میشویم، ویکی هم شاید انتقال حس خوب به دیگران است، زیاد دغدغه دیگری نداشتم.
6. در طول سفر خود به عنوان یک شاعر، چه تغییراتی در خود مشاهده کردهاید؟
خوب اولاً من که خودم را شاعر نمیدانم ولی کسی که کمی قلم نوشتن دارد نگاه متفاوتی دارد سفر برای این افراد دیدن ورای همه چیز است که فقط خودش درک میکند و به روی کاغذ میآورد.
7. آیا تجارب شخصی شما تاثیری در شعرهایتان داشتهاند؟
بعضی اوقات بله و بعضی اوقات تجربه دیگران جرقه یک شعر میشود.
8. چه نصائحی به نویسندگان و شاعران جوان دارید که میخواهند به موفقیت در این عرصه دست یابند؟
من در حدی نیستم که کسی را نصیحت بکنم ولی مطالعه و تمرین داشته باشندو هرچه که به ذهنشان میرسد بنویسند و از اساتید مجرب کمک بگیرند به نظرم این پایه های یک موفقیت است.
9. چگونه تمایل به همکاری با ناشران و متخصصان انتشار دارید؟
به انتشار در فضای مجازی و معرفی یک اثر بیشتر اهمیت بدهند و هوای مولف را هم داشته باشند در این شرایطی که به هنر کمتر اهمیت داده میشود.
10. آیا در آینده پروژههای خاصی در زمینهی نوشتن شعر یا کتابنویسی دارید که بخواهید به آنها بپردازید؟
بله من قبلاً هم دو اثر تصویرگری داشتم و حالا هم اگر شرایطش باشد کتاب شعر دیگری به چاپ خواهم رساند متاسفانه من در زمینه هنر تحصیل نکردم ولی هیچ وقت هنر را کنار نگذاشتم و با خونم عجین شده است زندگی یک هنرمند فقط نقاشی و شعر نیست لحظه به لحظه، هنر از دستان و فکر یک هنرمند تراوش میکند.

سخن آخر با مخاطباتون ؟
هنر ذاتی یعنی این ، یاد گرفتنی هم نیست فقط میتوانیم هنر را در مسیرش پرورش دهیم.
من سکوت رو ترجیح میدهم ولی ترانههایی که با گیتار خوانده میشود را بیشتر میپسندم زیاد اهل فیلم نیستم بیشتر ترجیح میدهم کتاب بخوانم و بنویسم ولی اگر فیلمی بخواهم نگاه کنم بیشتر ژانر کمدی و عاشقانه را میپسندم دنیای یک شاعر دنیای عجیبی نیست فقط کمی عمیقتر و فلسفیتر است. اگر میشد به عقب برگردم بیشتر به استعدادهایم اهمیت میدادم و زودتر نوشتن را جدی میگرفتم و در نهایت اینکه لطفاً استعدادهای خودتان را جدی بگیرید.
ممنون برای این که وقتتون را به ما دادین و در این مصاحبه شرکت کریدن بسیار لذت بردیم از گویش زیبا و دل نشین شما . امیدوارم دنیا به کامتون باشه.
در ادامه نمونه ای از اشعار زیبای خانم قدسی نیا را می توانید بخوانید .
شعر سپید شماره یک :
کاش
نقاشیم آنقدر
خوب بود
تا تورا
به رخ شعر هایم می کشیدم
شعر سپید شماره دو :
مادر بزرگ مرد
وقتی که
دچار عارضه ی قلبی شد
بعدها فهمیدم
عارضه ی قلبی ما
همان بوسه هایی ست
که بیهوده
در قلبمان
قاب گرفتیم و غبار گرفت…
شعر سپید شماره سه :
از من کوچ نکن
در هیچ فصلی
دوستم داشته باش
ببین گنجشک هارا
که چگونه
به درخت چسبیده اند
حتی در زمستان..
????عالی
موفق باشید