ویلیام شکسپیر، نامی که با تاریخ ادبیات جهان گره خورده است، پس از آفرینش شاهکارهای بیبدیلی همچون «هملت»، «مكبث» و «رومئو و ژولیت»، در آوریل سال ۱۶۱۶ میلادی در سن ۵۲ سالگی چشم از جهان بست. با این حال، درگذر قرنها، راز مرگ این شاعر و نمایشنامهنویس بزرگ همچنان یکی از مبهمترین و جذابترین پروندههای تاریخ ادبیات باقی مانده است. نبود مدارک پزشکی معتبر از آن دوران و سکوت همعصران او، باعث شده که پایان زندگی شاعر آوون، پوشیده در هالهای از ابهام و گمانهزنیهای متعدد باشد.
بررسی دلایل احتمالی مرگ شکسپیر نه تنها ما را با حقایق زندگی شخصی او آشنا میکند، بلکه پرده از وضعیت پزشکی، بهداشتی و باورهای اجتماعی دوره الیزابت و جیمز اول برمیدارد. از شایعاتی درباره تب شدید پس از یک شبنشینی مفصل با دوستانش گرفته تا فرضیههای علمیتر مانند بیماریهای عفونی رایج آن عصر یا بیماریهای مزمن، نظریات گوناگونی مطرح شده است. در ادامه مقاله، به بررسی دقیق این فرضیات، مدارک بهجامانده و دیدگاههای مورخان برجسته خواهیم پرداخت.
-
چه علائم یا بیمارهایی در اسناد آن زمان ذکر شده است؟
-
آیا شواهد تاریخی فرضیه بیماریهای خاصی مانند تب تیفوئید یا شیوع طاعون را تأیید میکنند؟
-
آخرین وصیتنامه شکسپیر که چند هفته قبل از مرگش تنظیم شد، چه نکاتی درباره سلامت او فاش میکند؟
دلیل مرگ شکسپیر چه بود ؟بررسی کامل
مرگ ویلیام شکسپیر در ۲۳ آوریل ۱۶۱۶ (در سن ۵۲ سالگی) همواره موضوع بحث و گمانهزنی مورخان بوده است، چرا که هیچ سند پزشکی رسمی یا گواهی فوت دقیقی از آن دوران باقی نمانده است. با این حال، بر اساس اسناد تاریخی، یادداشتهای همعصران و تحلیلهای پزشکی مدرن، مهمترین فرضیهها و احتمالات درباره علت مرگ او به شرح زیر است:
۱. تب تیفوئید یا بیماریهای عفونی رایج
در قرن هفدهم میلادی، نبود سیستمهای بهداشتی پیشرفته و عدم آگاهی از نحوه انتقال میکروبها، شهرهای انگلستان را به بستری مساعد برای شیوع انواع بیماریهای عفونی تبدیل کرده بود. تب تیفوئید یا همان حصبه، که از طریق مصرف آب و غذای آلوده منتقل میشود، یکی از کشندهترین بیماریهای آن عصر به شمار میرفت. با توجه به اینکه علائمی مانند تب بالا، ضعف شدید، هذیان و تحلیل رفتن سریع قوا در اسناد و روایات مربوط به روزهای پایانی زندگی شکسپیر به چشم میخورد، بسیاری از متخصصان تاریخ پزشکی معتقدند که او احتمالاً قربانی یکی از همین عفونتهای حاد گوارشی یا محیطی شده است؛ بیماریهایی که در آن دوران به دلیل نبود پنسلین و آنتیبیوتیک، ظرف چند روز یا چند هفته فرد را از پا درمیآوردند.
-
شرح فرضیه: یکی از قویترین احتمالات پزشکی، ابتلا به بیماریهای عفونی و واگیردار آن عصر مانند تب تیفوئید (حصبه) یا تبهای شدید ناشی از آلودگیهای محیطی است.
-
دلایل و شواهد: در قرن هفدهم، سیستمهای بهداشتی بسیار ابتدایی بودند و شیوع بیماریهای عفونی کاملاً شایع بود. علائم تب شدید و فرسایش سریع بدن که در برخی روایات به آن اشاره شده، با این بیماری همخوانی دارد.
۲. عوارض شبنشینی و مصرف بیش از حد الکل
یکی از مشهورترین و در عین حال جنجالیترین روایات درباره مرگ شکسپیر، به یادداشتهای جان وارد، کشیش شهر استراتفورد در سال ۱۶۶۲ بازمیگردد. طبق این روایت، شکسپیر اندکی پیش از بیماریاش میزبان دو تن از دوستان شاعر و نمایشنامهنویس خود، یعنی بن جانسون و مایکل درایتون بوده و آنها شبنشینی مفصلی همراه با مصرف زیاد الکل داشتهاند. بر اساس این فرضیه، نوشیدن بیرویه احتمالاً موجب تضعیف شدید سیستم ایمنی، ابتلا به ذاتالریه (سینهپهلو) یا آسیب حاد کبدی شده و در نهایت تب مرگباری را به همراه داشته است. اگرچه این ادعا حدود نیم قرن پس از درگذشت او ثبت شده و ممکن است با افسانهپردازیهای محلی آمیخته باشد، اما همچنان به عنوان یک احتمال پررنگ در فرهنگ عامه و بررسیهای تاریخی مطرح میشود.
-
شرح فرضیه: ابتلا به تب شدید و مرگ در پی یک مهمانی و نوشیدن بیش از حد.
-
دلایل و شواهد: در دفترچه یادداشت جان وارد (John Ward)، کشیش شهر استراتفورد در سال ۱۶۶۲ (حدود ۵۰ سال پس از مرگ شکسپیر)، نوشته شده است: «شکسپیر، بن جانسون و مایکل درایتون دور هم جمع شدند و ظاهراً زیاد نوشیدند؛ شکسپیر پس از آن دچار تب شد و بر اثر همان تب درگذشت.» اگرچه این روایت سالها بعد ثبت شده، اما یکی از معروفترین روایات تاریخی است.
۳. پارکینسون یا بیماریهای زوال عصب (سیستم عصبی)
بررسی دقیق اسناد بهجامانده از سالهای پایانی زندگی شکسپیر، فرضیه مبتلا بودن او به بیماریهای پیشرونده سیستم عصبی مانند پارکینسون را مطرح میکند. مهمترین شاهد این ادعا، تحلیل گرافولوژی یا خطشناسی ۶ امضای معتبر بهجامانده از اوست که آخرین آنها روی وصیتنامهاش در مارس ۱۶۱۶ درج شده است. لرزش آشکار، ناپایداری در قلمزمانی و تغییرات ساختاری در امضاها نشان میدهند که او در ضبط کلمات با مشکلات حرکتی جدی روبرو بوده است. بیماریهای زوال عصب با گذشت زمان علاوه بر ایجاد اختلالات حرکتی، توانایی بلع و تنفس را مختل کرده و فرد را در معرض خطر عفونتهای ثانویه ریوی قرار میدهند که میتواند عامل نهایی فوت باشد.
-
شرح فرضیه: ابتلا به بیماریهای مزمن عصبی در سالهای پایانی زندگی.
-
دلایل و شواهد: بررسی امضاهای باقیمانده از شکسپیر در اسناد حقوقی و بهویژه وصیتنامه نهایی او در مارس ۱۶۱۶، لرزش شدید دست و ناتوانی در کنترل قلم را نشان میدهد. برخی محققان این امر را نشانه ابتلا به پارکینسون یا بیماریهای مشابه میدانند که در نهایت منجر به تحلیل رفتن بدن و مرگ شده است.
۴. مسمومیت با جیوه (عوارض درمان سیفلیس)
در دوره الیزابت و جیمز اول، بیماریهای مقاربتی به ویژه سیفلیس در میان اقشار مختلف جامعه و به خصوص هنرمندان و اهالی تئاتر شیوع داشت. در آن زمان تنها راه علاج این بیماری، استفاده از ترکیبات سمّی جیوه به صورت بخور، پماد یا خوراکی بود؛ روشی درماننما که خود خطراتی به مراتب کشندهتر از بیماری داشت. برخی از مورخان با تکیه بر شواهد اجتماعی آن عصر احتمال میدهند که شکسپیر نیز ممکن است به این بیماری مبتلا شده باشد. مصرف مداوم ترکیبات جیوه در طول زمان باعث تخریب کلیهها، نارسایی شدید ارگانهای داخلی، لرزش اندامها و آسیبهای روانی و عصبی میشد که این مسمومیت تدریجی میتواند علت اصلی مرگ زودهنگام او در ۵۲ سالگی باشد.
-
شرح فرضیه: مسمومیت دارویی ناشی از درمانهای رایج آن زمان.
-
دلایل و شواهد: در عصر الیزابت، جیوه تنها راه درمان بیماریهای مقاربتی از جمله سیفلیس بود. برخی پژوهشگران احتمال دادهاند که او ممکن است به این بیماری مبتلا شده باشد و مصرف طولانیمدت ترکیبات سمّی جیوه برای درمان، باعث مسمومیت شدید و اختلال در ارگانهای داخلی او شده باشد.
۵. سرطان یا تومور مغزی
کاهش ناگهانی فعالیتهای هنری شکسپیر در سال ۱۶۱۳ و ترک شهر لندن به مقصد استراتفورد، نشانهای از یک تصمیم غیرمنتظره در اوج پختگی حرفهای اوست. علاوه بر این، اقدام او برای تنظیم و بازنویسی وصیتنامهای بسیار دقیق و مفصل در مارس ۱۶۱۶ (چند هفته پیش از مرگ)، گواهی میدهد که او مرگ خود را پیشبینی میکرده و غافلگیر نشده است. این رویکرد پیشدستانه با رفتاری که از بیماران مبتلا به سرطان یا تومورهای پیشرفته انتظار میرود همخوانی دارد. این احتمال وجود دارد که او از یک بیماری مزمن و تحلیلبرنده داخلی نظیر سرطان دستگاه گوارش یا تومور مغزی رنج میبرده که به مرور توان جسمی او را سلب کرده و در نهایت به حیاتش پایان داده است.
-
شرح فرضیه: ابتلا به یک بیماری مزمن و کشنده مانند سرطان.
-
دلایل و شواهد: شکسپیر در سال ۱۶۱۳ (حدود ۳ سال قبل از مرگش) نمایشنامهنویسی را رها کرد و از لندن به شهر زادگاهش استراتفورد بازگشت. همچنین تنظیم وصیتنامه دقیق او در ماه مارس (چند هفته قبل از مرگ) نشان میدهد که او از مدتها قبل میدانسته فرشته مرگ به سراغش میآید و دچار یک بیماری تدریجی و مزمن بوده است، نه یک مرگ ناگهانی.
۶. عوارض ابتلا به طاعون در گذشته
طاعون خیارکی، مرگبارترین کابوس عصر الیزابت بود که بارها شهر لندن را به تعطیلی کشاند و بسیاری از نزدیکان، همکاران و اعضای خانواده شکسپیر را به کام مرگ فرستاد. اگرچه بعید است شکسپیر در زمان فوت مستقیماً به طاعون حاد مبتلا شده باشد — زیرا در این صورت بر اساس قوانین سختگیرانه آن زمان، خانه او قرنطینه میشد و در اسناد کلیسا ثبت میگردید — اما ابتلا به فرمهای خفیفتر یا مواجهههای مکرر با باکتری طاعون در طول زندگی، میتوانسته آسیبهای جبرانناپذیری به سیستم ایمنی، ریهها و کلیههای او وارد کند. طبق این فرضیه، عوارض دیررس و مزمنِ ناشی از این عفونتهای سهمگین گذشته، بدن او را فرسوده کرده و زمینه را برای ابتلا به یک بیماری نهایی فراهم ساخته است.
-
شرح فرضیه: تضعیف سیستم ایمنی بدن به دلیل مواجهه با شیوع طاعون.
-
دلایل و شواهد: طاعون خیارکی بارها در طول زندگی شکسپیر در انگلستان شیوع یافت و بسیاری از نزدیکان او را کشت. اگرچه بعید است او در زمان مرگ مستقیماً طاعون داشته باشد (چون قرنطینهای ثبت نشده)، اما برخی مورخان معتقدند عوارض ریوی یا کلیوی ناشی از ابتلا به اشکال خفیفتر عفونتها در گذشته، عمر او را کوتاه کرده است.
بررسی شواهد تاریخی؛ از رد فرضیه طاعون تا تقویت احتمال بیماریهای عفونی
بررسی دقیق اسناد تاریخی ثبتشده در قرن هفدهم نشان میدهد که فرضیه مبتلا بودن شکسپیر به طاعون در زمان مرگش تقریباً منتفی است. در عصر الیزابت و جیمز اول، طاعون خیارکی بیماری فوقالعاده ترسناکی بود که قوانین بهداشتی بسیار سختگیرانهای برای آن اجرا میشد؛ در صورت مرگ فرد بر اثر طاعون، خانه او بلافاصله قرنطینه میشد، علامت صلیب سرخ بر در آن نصب میگردید و نام فرد در «صورتجلسات مرگومیر» به عنوان قربانی طاعون ثبت میگشت. هیچیک از این پروتکلها در آوریل ۱۶۱۶ برای خانه شکسپیر در استراتفورد اجرا نشد و او طبق روال معمول در داخل صحن کلیسای ترینیتی مقدس به خاک سپرده شد؛ امری که نشان میدهد مقامات محلی و کلیسا هیچ خطری از بابت ابتلا به طاعون احساس نمیکردند.
با این حال، اسناد تاریخی فرضیه بیماریهای عفونی دیگری مانند تب تیفوئید (حصبه) یا «تب لجنزار» را به شدت تقویت میکنند. شهر استراتفورد در آن دوران در مجاورت رودخانه آوون قرار داشت و به دلیل عدم وجود سیستم فاضلاب شهری و انباشت زبالهها در معابر، مکرراً درگیر آلودگیهای آب شرب و شیوع تبهای شدید عفونی میشد. علاوه بر این، در ثبتهای کلیسایی و یادداشتهای پزشکان آن عصر مانند دکتر جان هال (داماد شکسپیر که در همان شهر مطب داشت)، شیوع بیماریهای همراه با تب بالا و اسهال خونی در فصل بهار ۱۶۱۶ گزارش شده است. این همزمانی تاریخی و شرایط نامناسب بهداشتی استراتفورد، احتمال مبتلا شدن شکسپیر به یک عفونت حاد گوارشی مانند تیفوئید را بسیار منطقی و با شواهد روزگارش همخوان میسازد.
آخرین وصیتنامه شکسپیر که چند هفته قبل از مرگش تنظیم شد، چه نکاتی درباره سلامت او فاش میکند؟
وصیتنامه ویلیام شکسپیر که در ۲۵ مارس ۱۶۱۶ (حدود چهار هفته پیش از مرگش در ۲۳ آوریل) تنظیم و امضا شد، یکی از کلیدیترین اسناد بهجامانده برای تحلیل وضعیت جسمانی و روانی او در روزهای پایانی حیاتش است. بررسی دقیق متن، نحوه نگارش و امضاهای پایانی این سند، حقایق مهمی را درباره سلامت او فاش میسازد:
عبارات کلیشه حقوقی در برابر واقعیت جسمانی
وصیتنامه با عبارت مرسوم آن زمان آغاز میشود که شکسپیر در آن خود را «در سلامت کامل جسم و حافظه» (In perfect health and memory) معرفی میکند. با این حال، مورخان و حقوقدانان معتقدند این یک فرمول استاندارد حقوقی در عصر الیزابت بوده تا از ابطال وصیتنامه در دادگاه جلوگیری شود و الزاماً به معنی شادابی جسمانی او نیست. تغییر تاریخ سند از ماه ژانویه به مارس نشان میدهد که این متن از ماهها قبل آماده شده بود، اما وخامت ناگهانی حال شکسپیر در ماه مارس باعث شد او سریعاً برای نهایی کردن، تغییر دادن و امضای آن دستبهکار شود.
تحلیل امضاها و شواهد اختلالات حرکتی (پارکینسون یا زوال عصب)
شکسپیر سه صفحه این وصیتنامه را در ذیل هر صفحه امضا کرده است. بررسی گرافولوژی (خطشناسی) و آسیبشناسی این امضاها توسط متخصصان، نکات قابل توجهی را روشن میکند:
-
لرزش شدید و ناپایداری دست: خطوط امضا بسیار نامنظم، لرزان و کمرمق هستند که با خط روان و محکم او در سالهای قبل تفاوت چشمگیری دارد.
-
ناتوانی در کنترل قلم: این شدت از لرزش میتواند نشانه ابتلا به بیماریهای پیشرونده سیستم عصبی مانند پارکینسون، اماس یا عوارض جانبی مسمومیتهای دارویی (مانند مصرف جیوه) باشد.
هوشیاری کامل ذهنی و عدم ابتلا به زوال عقل
بر خلاف ضعف شدید جسمانی، محتوای مفصل و جزئیات پیچیده وصیتنامه نشان میدهد که شکسپیر تا آخرین هفتههای زندگی از هوشمندی و حافظه کاملاً سالمی برخوردار بوده است:
-
او تقسیم اموال، املاک (مانند خانه بزرگ New Place) و حتی جزئیترین داراییهای خود را با دقت و برنامهریزی حقوقی بالا انجام داده است.
-
یادکرد دقیق از دوستان قدیمی تئاتر (مانند ریچارد بربج و مجریان گروه هنریاش) برای خرید «انگشتر یادبود» نشان میدهد که هوشیاری اجتماعی و عاطفی او تا پیش از مرگ کاملاً فعال بوده و دچار آلزایمر یا زوال عقل حاد نبوده است.
بیماری تدریجی و آگاهی از قرب الوقوع بودن مرگ
تغییرات دقیقه نودی در وصیتنامه — مانند اضافه کردن بند معروفِ بخشیدن «دومین تختخواب بزرگ خانه» به همسرش آن هثوی و بازنويسی سهم دخترش جودیت — گواهی میدهد که شکسپیر دچار یک بیماری تدریجی و مزمن (مانند سرطان یا نارسایی ارگانهای داخلی) بوده است. او میدانست که فرصت زیادی ندارد و پیش از آنکه بیماری توان سخن گفتن یا تصمیمگیری را از او بگیرد، اقدام به انضباطبخشی به امور مالی و خانوادگی خود کرد.
نتیجهگیری: وصیتنامه ۱۶۱۶ تصویری از مردی را ترسیم میکند که از نظر ذهنی کاملاً آگاه و هوشیار، اما از نظر جسمانی به شدت ضعیف، رنجور و مبتلا به لرزشهای شدید عصبی بوده است؛ فردی که با آگاهی از مرگ نزدیک خود، آخرین تدابیر زندگیاش را مدیریت کرد.