جمعه , 31 جولای 2026 - 12:53 ب.ظ

۵۳ مورد از جذاب‌ترین نام‌های خودرو در تمام دوران

۱. آریل نوماد (Ariel Nomad)

شما احتمالاً نمی‌توانید یک سبک زندگی عشایری (Nomadic) را در این خودروی عجیب که ترکیبی از یک باگی ساحلی خنده‌دار و یک خودروی اسپرت است تجربه کنید؛ چرا که این ماشین اساساً فاقد هرگونه فضای بار، محل خواب و این‌گونه امکانات است. با این حال، این نام کاملاً برازنده خودرویی است که برای پیمودن طبیعت وحشی و بکر ساخته شده است؛ حتی اگر تصور کنیم بیشتر آن‌ها طبیعتی وحشی‌تر از دشت‌های آکسفوردشر را به چشم نمی‌بینند.

۲. استون مارتین والهالا (Aston Martin Valhalla)

ما می‌توانستیم بخش زیادی از این لیست را به خودروهای استون مارتین اختصاص دهیم، اما می‌خواهیم عدالت را در حق سایر سازندگان نیز رعایت کنیم. با این حال، قطعاً نمی‌توانیم از ابرخودروی هیبریدی و موتور‌وسط جدید این شرکت چشم‌پوشی کنیم. انتخاب نام «والهالا» (بهشت آرمانی در اساطیر اسکاندیناوی که جنگجویان کشته‌شده در جنگ به آنجا می‌روند تا با خوشبختی ابدی زندگی کنند) یک اقدام جسورانه برای یک خودرو است؛ اما اگر تنها یک شرکت بتواند از پس این نام برآید، آن استون مارتین است. راستی، می‌دانید چه کسانی ارواح را به والهالا هدایت می‌کنند؟ والکیری‌ها (Valkyries).

۳. استون مارتین ولکان (Aston Martin Vulcan)

استون مارتین ولکان خودرویی بزرگ، ترسناک، پرصدا، قدرتمند و به طرز باورنکردنی جذابی است؛ بنابراین کاملاً مناسب است که نام آن از روی یک هواپیمای بزرگ، ترسناک، پرصدا، قدرتمند و فوق‌العاده جذاب (بمب‌افکن آورو ولکان) گرفته شده باشد. در یک جابجایی نمادین و خشنودکننده، استون مارتین ولکان در سال ۲۰۱۵ رونمایی شد؛ یعنی درست در همان سالی که آخرین هواپیمای پروازی آورو ولکان برای آخرین بار به زمین نشست. این دو ماشین شگفت‌انگیز و غرّان در آن سال برای مدت کوتاهی جهت یک عکاسی مشترک در کنار هم قرار گرفتند.

۴. بنتلی بروکلندز (Bentley Brooklands)

یک کوپه بزرگ، قدرتمند و بی‌مهابا مجلل مانند بنتلی بروکلندز، نیازمند نامی خاطره‌انگیز و اصیل است. اولین پیست مسابقات اتومبیل‌رانی دنیا که اختصاصی برای این کار ساخته شده بود و جایی که بنتلی برخی از اولین موفقیت‌های مسابقه‌ای خود را در آنجا به دست آورد، این وظیفه را به بهترین شکل انجام می‌دهد. بروکلندز در واقع مکانی بود که ثروتمندان هیجان‌طلب آن دوران برای رقابت به آنجا می‌رفتند و بنتلی بروکلندز دقیقاً همان خودرویی است که بازماندگان آن‌ها امروز سوار می‌شوند.

۵. بوگاتی لا وواتور نوآر (Bugatti La Voiture Noire)

عبارت «La Voiture Noire» در زبان فرانسوی به سادگی به معنای «ماشین سیاه» ترجمه می‌شود که خود نامی جذاب اما بسیار لفظی است. اما نام این خودروی تک‌نسخه‌ای ۱۰ میلیون پوندی که بر پایه مدل شیرون ساخته شده، ریشه‌ای عمیق‌تر دارد. این نام ادای احترامی به مدل اصلی «لا وواتور نوآر» است؛ یکی از چهار خودروی بوگاتی تایپ ۵۷ اس‌سی آتلانتیک که تاکنون ساخته شده و خودروی شخصی ژان بوگاتی، پسر اتوره بوگاتی بود. این خودرو در سال ۱۹۴۰، زمانی که مالکش در حال فرار از تهاجم آلمان به فرانسه بود، ناپدید شد و هرگز پیدا نشد؛ بنابراین، مدل مدرن «لا وواتور نوآر» به یکی از بزرگ‌ترین اسرار دنیای خودرو ادای احترام می‌کند.

۶. بیوک رودمستر (Buick Roadmaster)

نام «رودمستر» (به معنی ارباب جاده) حسی از قدرت و برتری بر سایر فانی‌هایی که با آن‌ها در آسفالت شریک هستید را تداعی می‌کند. ما مطمئن هستیم رانندگان سری اول رودمسترهای بزرگ و مجلل که بین دهه‌های ۳۰ و ۵۰ میلادی ساخته می‌شدند، کاملاً این حس را درک می‌کردند. اما بازگشت این نام در دهه ۹۰ میلادی برای یک سدان نرم و صندلی‌چرمی مخصوص بازنشستگان فلوریدا و همچنین یک استیشن واگن غول‌پیکر با بدنه طرح چوب چطور؟ شاید خیلی با این مفهوم همخوانی نداشت، اما ما هنوز هم به آن مدل استیشن علاقه خاصی داریم.

۷. کادیلاک الدورادو (Cadillac Eldorado)

نام‌گذاری یک خودرو به نام شهر افسانه‌ای طلا (الدورادو) به این معنی است که خود خودرو باید چیز بسیار خاصی باشد؛ و کادیلاک الدورادو، حداقل در ابتدا، همین‌طور بود. نسخه معروف سال ۱۹۵۹ مظهر اوج طراحی باله‌های عقب در دورانی است که طراحی خودروهای آمریکایی در بالاترین حد از افراط عصر جت قرار داشت. این یک خودروی زیبا است؛ چیزی که نمی‌توان در مورد مدل دیفرانسیل جلویی که الدورادو در پایان عمر خود در سال ۲۰۰۲ به آن تبدیل شده بود گفت، اما به هر حال، حداقل هنوز آن نام بزرگ را یدک می‌کشید.

۸. شورولت کوروت (Chevrolet Corvette)

نام‌گذاری خودروها بر اساس وسایل نقلیه نظامی امر غیرعادی نیست، اما معمولاً از نام هواپیماها استفاده می‌شود. شورولت در سال ۱۹۵۳ برای خودروی اسپرت کروک دو‌نفره جدید خود به سراغ نامی مربوط به دریا رفت و نام کوروت را انتخاب کرد که نوعی کشتی جنگی سریع و چابک است. البته، سریع و چابک با استانداردهای کشتی‌ها! این نام جذابی است، مگر اینکه بخواهید این واقعیت را مد نظر قرار دهید که ریشه اصلی این کلمه احتمالاً از یک واژه هلندی به معنای «سبد» گرفته شده است.

۹. شورولت بلیزر (Chevrolet Blazer)

باید اعتراف کنیم که کلمه «بلیزر» برای شنوندگان بریتانیایی احتمالاً یادآور کت‌های بدقواره‌ای است که در اوج گرمای تابستان به اجبار باید در مدرسه می‌پوشیدند. اما وقتی این نام را روی یک خودروی شاسی‌بلند جعبه‌ای شکل چهارچرخ محرک شورولت متعلق به دهه ۷۰ میلادی می‌گذارید، ناگهان خود را در حال تاختن در یک جاده خاکی در کالیفرنیا تصور می‌کنید، در حالی که گرد و خاک پشت سر شما بلند می‌شود و موتور بلوک‌کوچک زیر کاپوت، تمام صداهای جذاب یک موتور هشت‌سیلندر را تولید می‌کند. فقط ما این‌طور فکر می‌کنیم؟ بسیار خوب، بگذریم.

۱۰. کرایسلر کنکورد (Chrysler Concorde)

کنکورد بدون شک جذاب‌ترین هواپیمای تمام دوران است؛ فوق‌العاده زیبا و یک دستاورد فناوری خیره‌کننده که حتی ۵۷ سال پس از اولین پرواز و ۲۳ سال پس از بازنشستگی‌اش، همچنان پدیده‌ای از آینده به نظر می‌رسد. کرایسلر کنکورد نه فوق‌العاده زیبا است و نه یک دستاورد فناوری خیره‌کننده؛ بلکه یک سدان معمولی و متوسط از دوران نسبتاً تاریک صنعت خودروسازی آمریکا است و این نام تقریباً تنها چیز باارزش در مورد آن است.

۱۱. داچیا بیگستر (Dacia Bigster)

داچیا بیگستر اساساً یک مدل بزرگ‌تر از خودروی «داستر» است، بنابراین نام آن برای شرکتی که به رویکرد سرگرم‌کننده اما بی‌حاشیه و کاربردی در قبال خودروها معروف است، کاملاً مناسب به نظر می‌رسد. کلمه بزرگ (Big) به علاوه داستر (Duster) برابر است با بیگستر (Bigster). ما این نام را دوست داریم، به خصوص به این دلیل که تلفظ «بیگستر» بسیار سرگرم‌کننده‌تر از نام‌هایی مانند اسپورتیج، راوفور یا سی‌آر-وی است. این نام شبیه به اصطلاحات عامیانه دهه ۷۰ میلادی است؛ دقیقاً نمی‌دانیم برای چه کاری، اما می‌توانیم تصور کنیم که توسط فردی با موهای بلند و نامرتب و شلوار دم‌پای گشاد گفته می‌شود.

۱۲. دتوماسو مانگوستا (De Tomaso Mangusta)

به عنوان اثباتی بر قدرت زبان ایتالیایی، واژه فوق‌العاده جذاب «مانگوستا» در واقع به معنای «خدنگ» (نوعی پستاندار کوچک شبیه سمور) ترجمه می‌شود. چرا باید نام یک خودروی اسپرت قدرتمند با موتور هشت‌سیلندر را از روی یک پستاندار کوچک شبیه موش‌خرما گذاشت؟ داستان از این قرار است که معامله برنامه‌ریزی‌شده بین آلخاندرو دتوماسو (بنیان‌گذار شرکت) و کرول شلبی به هم خورده بود. دتوماسو از این موضوع ناراحت بود و به همین دلیل نام خودروی جدید خود را از روی یکی از معدود حیواناتی که قادر به کشتن مارهای کبرا (اشاره به خودروی شلبی کبرا) هستند، انتخاب کرد. جالب بود، نه؟

۱۳. دوج چلنجر هلکت (Dodge Challenger Hellcat)

هر کدام از نسخه‌های بی‌شمار دوج چلنجر مدرن می‌توانستند واجد شرایط حضور در این لیست باشند، اما به عنوان یک نام جذاب برای خودرو، ما نمی‌توانیم با اولین نسخه از مدل‌های سوپرشارژر و به طرز مضحکی قدرتمند، یعنی چلنجر هلکت (به معنی گربه جهنمی) مخالفت کنیم. تداعی کردن یک گربه‌سان شیطانی و آتشین به اندازه کافی جذاب است، اما وقتی متوجه می‌شوید که این خودرو در واقع از روی یک هواپیمای جنگنده تنومند اما قدرتمند جنگ جهانی دوم نام‌گذاری شده است، جذابیتش دوچندان می‌شود.

۱۴. دوج سوپر بی (Dodge Super Bee)

دوج تاریخچه‌ای درخشان در انتخاب نام‌های عالی برای خودروهایش دارد، اما برای فاکتور جذابیت خالص، نمی‌توانیم از نسخه با عملکرد بالای مدل کورونت در اواخر دهه ۶۰ میلادی، یعنی سوپر بی (به معنی زنبور فوق‌العاده) چشم‌پوشی کنیم. این احتمال وجود دارد که این نام در واقع یک بازی با کلمات عالی بوده باشد؛ چرا که سوپر بی بر پایه پلتفرم بدنه B کرایسلر (B-body) ساخته شده بود. اما این نام همچنین باعث خلق یکی از جذاب‌ترین لوگوهای تاریخ خودرو شد: یک زنبور عسل خشمگین با کلاه ایمنی و مجهز به موتور همی (Hemi).

۱۵. ایگل تالون (Eagle Talon)

مدل تالون (به معنی چنگال پرنده شکاری) تنها خودرو از برند زیرمجموعه و کم‌عمر کرایسلر در دهه ۹۰ یعنی «ایگل» (به معنی عقاب) بود که نامش از روی بخشی از بدن یک عقاب واقعی برداشته شده بود و قطعاً انتخاب بهتری نسبت به نام‌هایی مثل منقار یا پارگین برای یک خودرو بود. صراحتاً، این خودرو که در واقع یک میتسوبیشی اکلیپس تغییر‌نام‌یافته با قابلیت دو دیفرانسیل و موتور توربو بود، تنها مدل تا حدی جالب در طول حیات کوتاه برند ایگل به شمار می‌رفت که شایستگی چنین نامی را داشت.

۱۶. فراری ۸۱۲ سوپرفست (Ferrari 812 Superfast)

انتخاب یک مسیر بسیار لفظی و واضح برای نام‌گذاری خودرو همیشه توصیه نمی‌شود. اگر هر شرکت خودروسازی این کار را می‌کرد، ما با نام‌های شاهکاری مانند «واکسال کسل‌کننده»، «بی‌ام‌و زشت» و «میتسوبیشی چرا باید کسی اینو بخره؟» مواجه می‌شدیم. با این حال، برای خودرویی که در ۲.۹ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد و سقف سرعت آن ۳۴۰ کیلومتر بر ساعت است، فکر می‌کنیم فراری ۸۱۲ سوپرفست (به معنی فوق‌العاده سریع) می‌تواند از این قاعده مستثنی شود. این نام همچنین ریشه در تاریخ فراری دارد؛ هرچند مدل اصلی ۵۰۰ سوپرفست با استانداردهای امروزی احتمالاً فقط می‌توانست نام «تا حدی سریع» را یدک بکشد.

۱۷. فراری لافراری (Ferrari LaFerrari)

جرات و جسارت فوق‌العاده‌ای می‌خواهد که نام خودروی خود را دقیقاً همان نام شرکت بگذارید و فقط کلمه «The» (در ایتالیایی La) را به اول آن بچسبانید. باز هم می‌گوییم، این چیزی نیست که مثلاً شرکت واکسال بتواند از پس آن برآید، اما فراری به نوعی همیشه موفق به انجام این کارها می‌شود. با این حال، نام لافراری نوعی سنت را برای تمام مدل‌های فراری که بعد از آن آمدند پایه‌گذاری کرد و ما کاملاً مطمئن نیستیم که هیچ‌کدام از آن‌ها توانسته باشند کاملاً در حد و اندازه این نام ظاهر شوند.

۱۸. فورد موستانگ ماخ ۱ (Ford Mustang Mach 1)

چیزهایی که فورد موستانگ نام خود را با آن‌ها به اشتراک می‌گذارد شامل یک گونه از اسب‌های وحشی، یک هواپیمای جنگنده فوق‌العاده زیبای جنگ جهانی دوم و یک گیتار الکتریک برند فندر است. اساساً، این نامی نیست که روی اشیاء غیرجذاب گذاشته شود. آیا این اقدام فورد که نسخه با عملکرد بالای آن را به نام سرعت صوت (ماخ ۱) نام‌گذاری کرد جسورانه بود؟ قطعاً همین‌طور است، به خصوص به این دلیل که فورد موستانگ ماخ ۱ به هیچ وجه نمی‌تواند با سرعت ۱۲۳۴ کیلومتر بر ساعت حرکت کند. با این حال، این خودرو به نوعی از پس حفظ ابهت این نام برمی‌آید.

۱۹. فورد تاندربرد (Ford Thunderbird)

برای مردم بریتانیا، نام «تاندربرد» (به معنی مرغ طوفان) بیشتر تصاویر خودروهای نجات شگفت‌انگیز عصر جت را تداعی می‌کند که توسط عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی عجیب با چشمانی بی‌روح و دهان‌های نیمه‌باز هدایت می‌شدند، تا یک خودروی لوکس شخصی بزرگ. اما برای نسلی خاص، همین موضوع ممکن است نام فورد تاندربرد را حتی جذاب‌تر از آنچه هست کند. این دو مسیر در سال ۲۰۰۴ به شکلی نامناسب به هم رسیدند، یعنی زمانی که نسل یازدهم تاندربرد در نسخه بازسازی‌شده و زنده فیلم تاندربردز ظاهر شد. جالب اینجاست که این تقریباً آخرین باری بود که درباره هر دو مجموعه چیزی شنیدیم. با این حال، هنوز هم نام جذابی است.

۲۰. اچ‌اس‌وی مالو (HSV Maloo)

این موضوع ما را بسیار غمگین می‌کند که صنعت خودروسازی بومی استرالیا منقرض شده است؛ چرا که جهان را از داشتن وانت‌های قدرتمند، لاستیک‌سوز و مجهز به موتور هشت‌سیلندر محروم کرده است. معروف‌ترین این وانت‌ها، البته، اچ‌اس‌وی مالو بود که نام آن از واژه «رعد» در یکی از زبان‌های بومیان استرالیا گرفته شده است. حتی آن دوره کوتاه و کابوس‌وار که این خودرو با نشان واکسال در بریتانیا فروخته می‌شد هم نتوانست به جذابیت این نام آسیبی وارد کند.

۲۱. هیوندای ولواستر (Hyundai Veloster)

اگر قرار است یک کلمه ساختگی برای نام خودروی خود اختراع کنید، بهتر است مطمئن شوید که آن را درست انجام می‌دهید تا به چیزی شبیه به «تیگوان» (ترکیبی از کلمات آلمانی ببر و ایگوانا! واقعاً) ختم نشود. هیوندای اما این کار را به خوبی انجام داد. ما هیچ ایده‌ای نداریم که «ولواستر» چه معنایی دارد؛ شاید «ارباب سرعت» (Velocity Master)؟ اما این کلمه‌ای است که به زیبایی روی زبان می‌چرخد و همان‌طور که داچیا بیگستر به ما آموخت، هر نام خودرویی که به «ستر» (ster) ختم شود معمولاً نام خوبی است.

۲۲. جیپ رنگید (Jeep Renegade)

این خودرو نمونه بارز ماشینی است که به طرز چشمگیری کمتر از وعده نام خود عمل می‌کند. وقتی یک جیپ رنگید (به معنی یاغی یا مرتد) می‌خرید، احتمالاً خود را به عنوان یک یاغی غرب وحشی تصور می‌کنید؛ یک سوار تنها که از شهری به شهر دیگر می‌رود و قهرمان مردمی است که در برابر قدرت‌ها می‌ایستد. اما واقعیت این است که شما در یک خودروی نیمه‌کاره، قدیمی و مقلد مدل رانگلر که بر اساس مجموعه‌ای از قطعات کهنه فیات ساخته شده است، در حال حرکت هستید و تنها فعالیت یاغی‌گری که انجام خواهید داد، این است که گاهی اوقات به اشتباه با سرعت ۳۲ مایل در ساعت در منطقه ۳۰ مایل حرکت کنید. متاسفیم که رویاهایتان را خراب کردیم، رفیق!

۲۳. جنسن اینترسپتور (Jensen Interceptor)

نیازی به توضیح این یکی نیست، هست؟ نام این خودرو رسماً جنسن اینترسپتور (به معنی هواپیمای شکاری یا رهگیر) است. آیا تا به حال ترکیب خودرو و نامی مناسب‌تر از این وجود داشته است؟ این خودروی گرند تورر بزرگ، تنومند و مجهز به موتور هشت‌سیلندر کرایسلر، واقعاً نمی‌توانست نام دیگری جز جنسن اینترسپتور داشته باشد. و بهترین بخش ماجرا؟ این نام قرار است بر روی یک جانشین معنوی در اواخر سال ۲۰۲۶ بازگردد و همچنان یک موتور هشت‌سیلندر خواهد داشت! شکرگزار باشیم.

۲۴. کیا استینگر (Kia Stinger)

ما نمی‌توانیم تظاهر کنیم که کیا تاریخچه بخصوص درخشانی در نام‌گذاری خودروها دارد. قبل از مدل استینگر، تنها نشان واقعاً قابل توجه این شرکت مدل سید (Cee’d) بود و آن هم فقط به خاطر آن علامت آپاستروف غیرقابل توضیحش بود. با این حال، استینگر شبیه هیچ‌کدام از مدل‌های دیگر کیا نبود، بنابراین شایستگی نامی را داشت که شبیه هیچ کیا دیگری نباشد. نام «استینگر» (به معنی نیش‌زننده) برای یک خودروی اسپرت انتخابی کاملاً مستقیم و متداول است، اما کار خود را به خوبی انجام می‌دهد و ما کمی تعجب می‌کنیم که چرا قبل از آن کسی به این نام نرسیده بود.

۲۵. لامبورگینی کونتاش (Lamborghini Countach)

لامبورگینی برند دیگری است که بخش ناعادلانه‌ای از این لیست می‌توانست به آن اختصاص یابد، اما با یکی از معدود مدل‌های آن شروع می‌کنیم که از سنت نام‌گذاری خودروها بر اساس گاوهای مسابقه‌ای اسپانیایی انحراف پیدا کرد. واژه «کونتاش» یک اصطلاح گویشی از منطقه پیدمونت است (اساساً معادل کلمه «عجب!» یا «شگفتا!» در آن منطقه) و کلمه مورد علاقه یکی از اعضای تیم مهندسی این خودرو بود. این نام به عنوان شوخی توسط طراح خودرو، مارچلو گاندینی، پیشنهاد شد اما همان‌طور که تاریخ نشان می‌دهد، این شوخی برای همیشه ماندگار شد. واقعاً شگفتا!

۲۶. لامبورگینی تماریو (Lamborghini Temerario)

این سوپر اسپرت کوچک، هیبریدی شارژی جدید و ۹۰۷ اسب بخاری سنت‌آگاتا، نام خود را از یک گاو نر بزرگ و خشمگین گرفته است که در اواسط دهه ۱۸۷۰ میلادی مبارزه می‌کرد؛ یعنی درست چند سال قبل از مورسلاگو. کلمه اسپانیایی «Temerario» تقریباً به معنای «تندخو» یا «شجاع» است، اما ترجمه تحت‌اللفظی آن «بی‌باک و بی‌ملاحظه» می‌شود. انتخاب چنین نامی برای یک خودرو واقعاً جسورانه است، اما اگر تنها یک شرکت بتواند از پس این نام برآید، آن لامبورگینی است.

۲۷. لندروور دیفندر (Land Rover Defender)

نام لندروور دیفندر آن‌قدرها که فکر می‌کنید قدیمی نیست؛ این نام تنها از سال ۱۹۸۹ وجود داشته است، یعنی زمانی که لندروور تولید مدل دیسکاوری را نیز آغاز کرد و به همین دلیل به نام دیگری نیاز داشت تا این مدل‌ها را از مدل‌های قبلی که صرفاً ۹۰ و ۱۱۰ نامیده می‌شدند، متمایز کند. می‌توان گفت این شرکت کار فوق‌العاده‌ای در انتخاب نام جدید انجام داد، نامی که به خوبی توانایی‌های همه‌فن‌حریف و تسخیرکننده این خودرو را خلاصه می‌کرد.

۲۸. لوتوس اگزیژ (Lotus Exige)

مدل اگزیژ در طول سه نسل خود، هاردکورترین و پیست‌محورترین مدل جاده‌ای در میان محصولات لوتوس بود، بنابراین به نامی نیاز داشت که این ویژگی را بدون انحراف از طرح نام‌گذاری سنتی شرکت (که با حرف E شروع می‌شود) خلاصه کند. در اینجا واژه فرانسوی «exiger» به معنای «سخت‌گیر و مطالبه‌گر» وارد می‌شود؛ نامی که اگر می‌خواستید از اگزیژ به عنوان یک خودروی روزمره استفاده کنید کاملاً مناسب بود، اما در عین حال واژه‌ای بسیار جذاب به نظر می‌رسید.

۲۹. مازراتی شامال (Maserati Shamal)

هر دو شرکت مازراتی و فولکس‌واگن علاقه زیادی به نام‌گذاری خودروهای خود بر اساس بادهای خاص دارند؛ به همین دلیل است که هر دو شرکت خودروهایی به نام بورا فروختند. اما این کار به نوعی همیشه وقتی مازراتی آن را انجام می‌دهد جذاب‌تر به نظر می‌رسد، احتمالاً به این دلیل که هر خودروی مازراتی حسی از جذابیت ذاتی را به همراه دارد. شاید جذاب‌ترین آن‌ها مدل شامال بود؛ یک خودروی جی‌تی کمیاب و به شکلی باشکوه جعبه‌ای شکل متعلق به دهه ۹۰ میلادی که نامش از باد طوفان‌زای شمال گرفته شده است که چند بار در سال در خاورمیانه می‌وزد.

۳۰. مازراتی کواتروپوروته (Maserati Quattroporte)

شاهد دیگری بر این ادعا که شما می‌توانید در زبان ایتالیایی تقریباً هر نامی را روی یک خودرو بگذارید و همچنان زیبا به نظر برسد؛ نام کواتروپوروته به وضوح فقط به معنای «مازراتی چهار در» است. چون همان‌طور که می‌دانید، این یک مازراتی چهار در است. اگر شرکت‌هایی از کشورهای دیگر این کار را امتحان می‌کردند، ما احتمالاً با نام‌هایی مانند فولکس‌واگن فیرتورن، ولوو فیرادورار یا واکسال فور-دورز مواجه می‌شدیم. با تمام احترامی که برای آن زبان‌ها قائل هستیم، فکر نمی‌کنیم آن‌ها دقیقاً همان تاثیر را می‌گذاشتند.

۳۱. مک‌لارن اف ۱ (McLaren F1)

معمولاً نام‌های ترکیبی از حروف و اعداد هیچ جذابیتی برای ما ندارند، اما می‌توانیم برای مک‌لارن اف ۱ یک استثنا قائل شویم. به هر حال، مک‌لارن قبل از معرفی این ابرخودروی دگرگون‌کننده، بیشتر به عنوان یک تیم فرمول ۱ شناخته می‌شد؛ و با توجه به موقعیت مرکزی صندلی راننده، موتور دوازده‌سیلندر غرّان و آمار قدرت و عملکردی که تقریباً هر خودروی دیگری را در بازار شرمنده می‌کرد، این خودرو چه نام دیگری می‌توانست داشته باشد؟

۳۲. میتسوبیشی لانسر اوولوشن سری اف‌کیو (Mitsubishi Lancer Evolution FQ-series)

به طور رسمی، میتسوبیشی هرگز تایید نکرده است که حروف «FQ» در مدل‌های مختلف و خارق‌العاده لانسر اوولوشن نسل هشت، نه و ده (که فقط مخصوص بازار بریتانیا بودند) مخفف چیست. با این حال، به طور غیررسمی کاملاً مشخص است که این کار شیطنت بخش بریتانیای میتسوبیشی بوده است. اگر هنوز نمی‌دانید، حرف Q مخفف کلمه «Quick» (سریع) است، و حرف F؟ خب، خودتان می‌توانید آن را حدس بزنید. منصفانه بگوییم، این نام اگر هیچ ویژگی دیگری نداشت، حداقل کاملاً دقیق بود.

۳۳. نیسان پولسار (Nissan Pulsar)

مورد دیگری از «نام جذاب، خودروی کسل‌کننده»؛ پولسار یا تپ‌اختر، بقایای فروپاشیده و دارای بار الکتریکی یک ستاره غول‌پیکر است. ما در اینجا درباره مفاهیم عظیم نجومی صحبت می‌کنیم که به عنوان یادآوری‌های مفیدی برای این موضوع عمل می‌کنند که زندگی ما چقدر در طرح بزرگ جهان کوچک و ناچیز است؛ بنابراین، اینکه چرا نیسان فکر کرده این نام برای یک هاچ‌بک به شدت معمولی مناسب است، برای ما مبهم است. از طرف دیگر، رانندگی با پولسار نیز روش خوبی برای یادآوری این نکته به خودتان است که زندگی شما چقدر کوچک و ناچیز است.

۳۴. اولدزموبیل راکت ۸۸ (Oldsmobile Rocket 88)

مدل اولدزموبیل راکت ۸۸ سال ۱۹۴۹ که اغلب از آن به عنوان سرآغاز خودروهای عضلانی یاد می‌شود، برخاسته از دورانی است که صنعت خودروسازی آمریکا با سرعت به سمت آینده حرکت می‌کرد و شیفته مسابقه فضایی نوظهور بود. این مدل آغازگر خط تولید کاملی از خودروهای این سازنده منقرض‌شده با نام‌های به همان اندازه جذاب از جمله جت‌فایر، جت‌استار و استارفایر بود. این موضوع اولدزموبیل را به عنوان پادشاه نام‌های جذاب خودرو تثبیت کرد، تا اینکه دوج در دهه ۱۹۶۰ وارد رقابت شد.

۳۵. اولدزموبیل ویستا کروزر (Oldsmobile Vista Cruiser)

به دور از وابستگی شدید خود به سفرهای فضایی و هوانوردی، اولدزموبیل همچنین در دهه ۱۹۶۰ فرصت را مغتنم شمرد تا یک خودروی استیشن واگن غول‌پیکر را با سقف‌های شیشه‌ای در عقب روانه بازار کند که به مسافران پشت سر اجازه می‌داد به مناظری که از میان آن‌ها عبور می‌کردند خیره شوند. به عبارتی، مناظری که در میان آن‌ها گشت می‌زدند. در واقع، این ایده به نام «ویستا کروزر» (به معنی کروز در میان مناظر) ختم شد؛ نامی فوق‌العاده رمانتیک و خاطره‌انگیز برای خودرویی که اساساً یک ماشین خانوادگی کاربردی بود (البته خودرویی که با گزینه موتور هشت‌سیلندر هفت و نیم لیتری و ۳۶۵ اسب بخاری عرضه می‌شد).

۳۶. پاگانی اتوپیا (Pagani Utopia)

مفهوم مدینه فاضله یا اتوپیا تا حد زیادی غیرقابل تعریف است و احتمالاً از فردی به فرد دیگر بسیار متفاوت است. قطعاً این ایده‌ای نیست که بتوان به راحتی وجود آن را در جهان واقعی تصور کرد. با این حال، ما باید تصور کنیم که حرکت با یک ابرخودروی ایتالیایی ۸۵۲ اسب بخاری مجهز به موتور دوازده‌سیلندر و یک جعبه‌دنده دستی هفت‌سرعته، بسیار به این مفهوم نزدیک است؛ بنابراین اتوپیا نامی بسیار مناسب برای سومین مدل تاریخ پاگانی است.

۳۷. پاگانی زوندا (Pagani Zonda)

در مورد اولین مدل پاگانی، این خودرو نیز ماشین دیگری بود که نامش از باد گرفته شد. این بار، این نام مربوط به نوعی باد خشک و گرم است که در رشته‌کوه‌های آند، به ویژه در آرژانتین می‌وزد؛ یعنی جایی که هوراسیو پاگانی، بنیان‌گذار شرکت، در اصل اهل آنجا است. اما بیایید حاشیه نرویم؛ زوندا می‌توانست یک کلمه کاملاً ساختگی باشد و همچنان بر روی بدنه این خودروی شگفت‌انگیز کاملاً برازنده به نظر برسد.

۳۸. پلیموث باراکودا (Plymouth Barracuda)

اگر قرار است نام یک خودرو را از روی یک ماهی انتخاب کنید، باید بسیار بااحتیاط قدم بردارید؛ به هر حال، اگر مدل جدیدی به نام قزل‌آلا یا ماهی خاویار معرفی می‌کردید، چه پیامی را ارسال می‌کردید؟ اما برای این خودروی افسانه‌ای، پلیموث خوشبختانه به سراغ یکی از جذاب‌ترین ماهی‌ها رفت: باراکودا، ماهی کشیده، سریع و شکارچی.

۳۹. پونتیاک فایربرد (Pontiac Firebird)

موجودات اساطیری منبع قدرتمندی از نام‌ها را برای خودروسازانی که امیدوارند ذره‌ای از رمز و راز و قدرت را به مدل‌های خود اضافه کنند، ارائه می‌دهند؛ و پونتیاک فایربرد (به معنی مرغ آتشین)، برادر دوقلوی شورولت کامارو، دقیقاً همین کار را انجام می‌دهد. نام آن اصطلاح دیگری برای ققنوس است؛ موجودی در اساطیر مختلف جهان که خود را در آتش می‌سوزاند و سپس دوباره متولد می‌شود. امیدواریم فایربرد شما هرگز تلاش نکند همان کار را انجام دهد.

۴۰. پونتیاک تمپست لمانز جی‌تی‌او (Pontiac Tempest LeMans GTO)

بیایید این نام را تجزیه کنیم. تمپست: یک طوفان وحشی و غیرقابل پیش‌بینی؛ شروع خوبی است. لمانز: شهری در فرانسه و خانه معروف‌ترین مسابقه استقامت جهان، و همچنین یک بسته آپشن سطح بالا برای تمپست؛ حتی بهتر. جی‌تی‌او: اصطلاحی که بدون شرمندگی از فرار به عاریت گرفته شده و نشان‌دهنده پیوند با ورزش‌های موتوری است، و بسته عملکرد بالا برای تمپست لمانز که آغازگر واقعی دوران خودروهای عضلانی در سال ۱۹۶۴ بود. نامی بسیار جذاب است.

۴۱. پورشه کاررا جی‌تی (Porsche Carrera GT)

ما آن‌قدر به نام کاررا در نسخه‌های بی‌شمار پورشه ۹۱۱ عادت کرده‌ایم که به راحتی فراموش می‌کنیم این نام صرفاً کلمه اسپانیایی به معنای «مسابقه» است. بنابراین وقتی پورشه ابرخودروی وحشی ده سسیلندر خود را کاررا جی‌تی نامید، در واقع می‌گفت که این یک خودروی مسابقه‌ای گرند تورر است؛ نامی که با توجه به صدای مسابقه‌ای آن موتور باشکوه و خلوص جعبه‌دنده دستی آن در ترکیب با فضای داخلی مجلل، کاملاً مناسب بود.

۴۲. رم تی‌آر‌ایکس (Ram TRX)

آیا نام این خودروی بیابانی سوپرشارژر و مضحک شرکت رم به عمد با تداعی کردن بزرگ‌ترین و بدترین مارمولک قاتل ماقبل تاریخ، مدل فورد اف-۱۵۰ رپتور را به چالش می‌کشد؟ به طور رسمی، خیر؛ تی‌آر‌ایکس فقط نام مناسبی بود که دوج از قبل حقوق آن را در اختیار داشت و به نظر سرسخت و آفرودی می‌آمد. با این حال، ما نمی‌توانیم فکر نکنیم که تیم بازاریابی یک نبرد دایناسوری بزرگ را در ذهن داشته است؛ و متاسفیم فورد، حداقل در بخش نام‌گذاری، تی‌رکس بر رپتور پیروز می‌شود.

۴۳. رنو فوئگو (Renault Fuego)

زبان اسپانیایی نیز مانند ایتالیایی یکی از آن زبان‌هایی است که زیبا به نظر می‌رسد، بنابراین تمایل زیادی به حضور در نام‌های خودرو دارد. این موضوع در بیشتر مدل‌های لامبورگینی، تقریباً هر مدل سئات و کوپرا، و پورشه‌های مختلف کاررا دیده می‌شود. رنو فوئگو نیز این کار را به خوبی انجام می‌دهد؛ این کلمه صرفاً واژه اسپانیایی به معنای «آتش» است، اما فوئگو پویایی و هیجان بسیار بیشتری در خود دارد. مایه تاسف است که نمی‌توان همین حرف را در مورد خود خودرو زد.

۴۴. رولز-رویس ریس (Rolls-Royce Wraith)

رولز-رویس به نام‌های ماوراء‌طبیعی برای خودروهای خود علاقه دارد، نام‌هایی که به نظر می‌رسد با روش حرکت بسیار نرم و بی‌صدای آن‌ها سازگار است. مدل محبوب ما ریس (به معنی شبح) است که دو بار توسط رولز-رویس استفاده شد؛ یک بار در دهه ۳۰ و بار دیگر در کوپه مجلل دوازده‌سیلندر دو در آن در دهه‌ ۲۰۱۰. در باورهای عامیانه، شبح کاملاً ترسناک و نشانه‌ای از مرگ است که به شکل یک فیگور اسکلتی پوشیده شده یا توده‌ای از تاریکی با چشمان درخشان ظاهر می‌شود. با این حال، آن را نادیده بگیرید و فقط روی روش رضایت‌بخشی که نام رولز-رویس ریس بر زبان جاری می‌شود تمرکز کنید.

۴۵. شلبی کبرا (Shelby Cobra)

زمانی که کرول شلبی، تاجر اسب‌بخار اهل تگزاس، برای اولین بار یک موتور بزرگ هشت‌سیلندر فورد را در خودروی کوچک بریتانیایی ای‌سی ایس قرار داد، مشخص شد که این خودرو به نام جدیدی نیاز دارد؛ و مانند بسیاری از خودروهای بزرگ دیگر، او برای الهام گرفتن به قلمرو حیوانات روی آورد؛ به ویژه به یک مار بسیار بزرگ و بدجنس که اگر در مسیر نادرست دندان‌های نیش آن قرار بگیرید، آسیب جدی به شما وارد می‌کند. نامی مناسب برای خودرویی به شدت غیرقابل کنترل.

۴۶. اشکودا رومستر (Skoda Roomster)

ما به سبک نام‌گذاری داچیا بیگستر بازمی‌گردیم و زمان را حدود بیست سال به عقب به سمت اشکودا رومستر می‌بریم. برای خودرویی با تمرکز تزلزل‌ناپذیر بر کارایی و کاربردی بودن نسبت به هر چیز دیگری، رومستر تقریباً نامی بیش از حد شاداب به نظر می‌رسد؛ اما بدون آن، این خودرو معمولی‌ترین وسیله نقلیه‌ای می‌شد که تا کنون ساخته شده است، بنابراین فقط اجازه دهید سرگرمی خود را داشته باشد.

۴۷. سوبارو اوتبک (Subaru Outback)

یک واقعیت جالب: چند نسل اول اوتبک در بازار ژاپن تحت نام سوبارو لگاسی لنکستر فروخته شدند. ما هیچ ایده‌ای نداریم که چرا سوبارو فکر کرده مشتریان محلی آن‌ها خودرویی را ترجیح می‌دهند که نامش از روی یک شهر متوسط در شمال غربی انگلستان گرفته شده است تا بیابان وسیع، رام‌نشده و به شدت داغ استرالیا؛ اما ما خوشحالیم که این خودرو نام بسیار جذاب‌تر اوتبک را در جاهای دیگر دریافت کرد. حتی اگر احتمال دیدن یکی از آن‌ها در لنکستر بسیار بیشتر باشد.

۴۸. سوزوکی سامورایی (Suzuki Samurai)

شاسی‌بلند کوچکی که در بریتانیا به عنوان سری سوزوکی SJ عرضه شد، تحت طیف وسیعی از نام‌های مختلف در سراسر جهان فروخته شد، اما جذاب‌ترین آن‌ها نام بازار آمریکا، یعنی سوزوکی سامورایی بود. ما حروف جذابی مانند Z و K را داریم، هم‌آوایی دلپذیری داریم، و نامی داریم که با جنگجویان باحال ژاپنی شمشیرزن مشترک است. چه چیزی در این نام وجود دارد که دوست‌داشتنی نباشد؟

۴۹. تویوتا سنچری (Toyota Century)

تویوتا سنچری (به معنی قرن) علاوه بر اینکه تنها خودرویی است که تنها موتور دوازده‌سیلندر بومی ژاپن را دریافت کرده است، وسیله نقلیه انتخابی برای بازرگانان و سیاستمداران بلندپایه این کشور است. بنابراین، به نامی نیاز دارد که مناسب هدف برجسته آن باشد. چطور است نامی انتخاب شود که به معنای واقعی کلمه صد سال باشد؟ این خودرو در واقع این نام را به این دلیل دریافت کرد که در سال ۱۹۶۷، یعنی صد سال پس از تولد ساکیشی تویودا، بنیان‌گذار صنایع تویوتا وارد بازار شد، اما مطمئناً این نام جلوه‌ای از وقار و اهمیت بیشتر به سنچری می‌بخشد.

۵۰. تی‌وی‌آر سربرا (TVR Cerbera)

هرگز نامی مناسب‌تر از این برای یک خودرو وجود نداشته است. عنوان تی‌وی‌آر سربرا از سربروس گرفته شده است؛ سگ سه سری که در اساطیر یونان باستان از دنیای مردگان نگهبانی می‌کرد و گمان می‌رود در گاز گرفتن دست هر کسی که تلاش می‌کرد آنجا را ترک کند تردید نمی‌کرد. می‌دانید چه چیز دیگری در گاز گرفتن دست شما تردید نمی‌کند؟ خودرویی که وزن آن به یک تن هم نمی‌رسد، تا ۴۴۰ اسب‌بخار قدرت را به چرخ‌های عقب می‌فرستد و فکر می‌کند تنها سیستم کمکی راننده‌ای که نیاز دارید پدال ترمز است؛ به عبارت دیگر، تی‌وی‌آر سربرا.

۵۱. ترایامف استگ (Triumph Stag)

ما این را به بهترین شکل ممکن می‌گوییم، اما حیات‌وحش بریتانیا چندان تعریفی ندارد. بخش‌های دیگر جهان محل رفت‌وآمد موجودات عظیم، چشمگیر و گاهی وحشی است، در حالی که بزرگ‌ترین چیزی که احتمالاً در حین پیاده‌روی در حومه شهر بریتانیا با آن مواجه می‌شوید یک گوزن نر (Stag) است. آن‌ها از حق نگذریم، منظره‌ای کاملاً باکوه دارند و به عنوان پادشاه پستانداران بریتانیا، کاملاً درست است که نام خود را به یکی از عضلانی‌ترین و قدرتمندترین خودروهای اسپرت بریتانیایی داده است: ترایامف استگ.

۵۲. واکسال فیرنزا (Vauxhall Firenza)

نام‌گذاری یک خودرو بر اساس یک مکان ایتالیایی، روشی عالی برای افزایش جذابیت یک خودروی نسبتاً معمولی است؛ به مدل‌های فورد کاپری، کورتینا و تورینو، اوپل مونزا و کیا سورنتو نیز توجه کنید. با این حال، فیرنزا (که کمی تغییریافته فیرنزه، نام ایتالیایی فلورانس است) به طور ویژه‌ای برای استفاده در خودرو مناسب است. این کلمه یکی از آن کلماتی است که حسی اسپرت و خاص دارد و برای یکی از جذاب‌ترین مدل‌های واکسال کاملاً ایده آل است.

درباره ی الناز احمدی

الناز احمدی
نویسنده و مترجم مجله. علاقه‌مند به دنیای رسانه، اخبار روز و سرگرمی. من در این بخش تلاش می‌کنم تا جدیدترین مقالات جذاب، اخبار ترندای روز دنیا در حوزه های عمومی و جذاب و مطالب کاربردی را از منابع معتبر بین‌المللی ترجمه، بومی‌سازی و با زبانی روان برای مخاطبان آماده کنم

مطلب پیشنهادی

«مشکلات پنهان خودروهای پرمصرف داخلی و چینی»

مشکلات پنهان خودروهای پرمصرف داخلی و چینی بازار خودروی ایران در سال‌های اخیر به دلایل …

نظر شما در مورد این موضوع چیه؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *