تعداد زیادی از ساختمانها فقط سقفی را بالا نگه میدارند و به کار روزمره خود میرسند. اما تعداد کمی از آنها کاری فراتر انجام میدهند: آنها سر از کارتپستالها درمیآورند، در نمای افتتاحیه یک فیلم ظاهر میشوند و در پسزمینه ذهن هر فردی هنگام تصور یک شهر آمریکایی جای میگیرند. در این مطلب ده ساختمان معرفی شدهاند که چنین شهرتی را به دست آوردهاند؛ خواه به دلیل اینکه بلندترین سازه تا کیلومترها اطراف خود بودهاند، خواه به دلیل داشتن سیاسیترین آدرس در کشور، یا صرفاً به خاطر داشتن عجیبترین شکل در افق شهر. ترتیب زیر یک رتبهبندی نیست، زیرا رقابت میان یک آسمانخراش دوران رکود اقتصادی با خانهای اثر فرانک لوید رایت و یک کتابخانه عمومی، نبردی است که هیچکس نمیتواند در آن پیروز شود.
ساختمان امپایر استیت

ساختمان امپایر استیت در مدت زمان کمی بیش از یک سال ساخته شد و در ۱ مه ۱۹۳۱ افتتاح گشت؛ یعنی تقریباً معادل همان زمانی که امروزه برای تایید یک مجوز ساختوساز طول میکشد. این بنا تا سقف خود ۳۸۱ متر (۱,۲۵۰ فوت) و تا نوک آنتن خود ۴۴۳ متر (۱,۴۵۴ فوت) ارتفاع دارد، شامل ۱۰۲ طبقه است و حدود ده میلیون آجر برای کنار هم نگه داشتن کل این سازه مصرف شده است. نوک تیز آن در ابتدا به عنوان دکل مهار کشتیهای هوایی (زیپلین) پیشنهاد شده بود؛ ایدهای که بعد از تصور کردن دشواری پهلوگرفتن یک کشتی هوایی در ارتفاع چندصد متری میان بادهای مانهاتان، به آرامی کنار گذاشته شد. این بنا حدود چهل سال به عنوان بلندترین ساختمان جهان پادشاهی کرد و در دوران رکود بزرگ اقتصادی چنان خالی از سکنه بود که مردم محلی به آن «ساختمان خالی استیت» میگفتند. امروزه در عوض، سالانه حدود چهار میلیون بازدیدکننده برای تماشای چشمانداز شهر با آسانسورهای آن به بالا سفر میکنند.
کاخ سفید
مشهورترین خانه این کشور توسط معمار ایرلندیتبار، جیمز هوبان، طراحی و بین سالهای ۱۷۹۲ و ۱۸۰۰ ساخته شد؛ این بدان معناست که رؤسای جمهور بیش از دو قرن است که از لولهکشی آن شکایت دارند. این بنا در مجموع شامل ۱۳۲ اتاق در بخش اقامتگاه اجرایی و بالها است، از جمله دفتر بیضیشکل و اتاق کنفرانس مطبوعاتی که هزاران بار در اخبار دیدهاید. امکاناتی که در طبقه پایین قرار دارند کمتر تبلیغ شدهاند: یک سالن بولینگ و یک مغازه شکلاتفروشی، چرا که ظاهراً اداره کردن یک کشور به هر دوی اینها نیاز دارد. این بنا یک اثر باستانی نادر است که همزمان به عنوان یک اداره، یک موزه و خانه واقعی یک نفر عمل میکند.
ساختمان کاپیتول ایالات متحده

ساختمان کاپیتول از سال ۱۷۹۳ یک پروژه ساختوساز بیوقفه و گاهبهگاه بوده است که این موضوع برای ساختمانی متعلق به کنگره طبیعی به نظر میرسد. اولین بخش آن در حدود سال ۱۸۰۰ به پایان رسید و آن گنبد غولپیکری که همه در ذهن دارند بسیار دیرتر، بین سالهای ۱۸۵۵ و ۱۸۶۶، با ساختاری از چدن برپا شد. این گنبد دقیقاً در جریان جنگ داخلی آمریکا و با پافشاری لینکولن ساخته شد؛ او اصرار داشت که کار باید ادامه یابد تا مدرکی بر این باشد که کشور نیز به حیات خود ادامه خواهد داد. نکتهای که بیشتر مردم متوجه آن نمیشوند این است: آن گنبد اصلاً از سنگ نیست، بلکه از چدن ساخته شده و روی آن رنگ آمیزی شده است تا شبیه به سنگ به نظر برسد، و در بالاترین نقطه آن مجسمه برنزی آزادی قرار دارد. کنگره در میان حدود ۵۴۰ اتاق این بنا به گفتگو و تصمیمگیری میپردازد، در حالی که سالانه چند میلیون بازدیدکننده در میان مجموعه آثار هنری و تاریخی این ساختمان قدم میزنند.
ساختمان کرایسلر
ساختمان کرایسلر مسابقه تبدیل شدن به بلندترین ساختمان جهان را از طریق چیزی برد که تنها میتوان آن را یک شبیخون و حمله غافلگیرانه نامید. در حالی که رقیب آن یعنی ساختمان شماره ۴۰ وال استریت مشغول اعلام پیروزی خود بود، معمار کرایسلر یک منار مخروطی ۵۶ متری (۱۸۵ فوتی) را به صورت مخفیانه در داخل ساختمان مونتاژ کرد و سپس آن را از میان سقف بالا کشید تا در آخرین ثانیه این عنوان را از آن خود کند. این بنا با ارتفاع ۳۱۹ متر (۱,۰۴۶ فوت) به اولین سازه دستبشر تبدیل شد که از مرز هزار فوت عبور کرد و عنوان بلندترین ساختمان جهان را برای در مجموع یازده ماه حفظ کرد، تا اینکه ساختمان امپایر استیت از راه رسید. ورودی ساختمان با سنگ مرمر قرمز مراکشی تزیین شده است و عقابهای فولادی که از روی تزیینات درپوش موتور خودروهای کرایسلر مدل ۱۹۲۹ الگوبرداری شدهاند، از گوشههای نزدیک به بالای ساختمان بیرون زدهاند. این بنا هنوز هم بلندترین ساختمان آجری روی زمین است که این خود یک ویژگی بسیار خاص برای بهترین بودن است.
خانه آبشار (فالینگواتر)

فرانک لوید رایت خانه آبشار را بین سالهای ۱۹۳۶ و ۱۹۳۹ به عنوان یک خانه ییلاقی برای خانواده کافمن ساخت و سپس تنها کاری را انجام داد که هیچ معمار عاقلی انجام نمیدهد: او خانه را به جای آنکه روبروی آبشار بسازد، دقیقاً در بالای آن قرار داد. تراسهای بتنی به صورت کنسول (طرهای) مستقیماً روی آبشار در منطقه «بر ران» جلو آمدهاند، بنابراین آب به جای عبور از مقابل یک پنجره تمیز و شیک، از زیر اتاق نشیمن جریان مییابد. بر اساس گزارشها، خانواده کافمن انتظار خانهای با چشمانداز آبشار را داشتند اما در عوض مجبور شدند در درون صدای آن زندگی کنند. این بنا اکنون یک موزه است و هنوز هم یکی از خانههایی است که با وجود آرامش، بیشترین خودنمایی معماری را در آمریکا دارد.
برج ویلیس
برج ویلیس شیکاگو چند دهه اول عمر خود را با نام برج سیرز سپری کرد و بسیاری از مردم محلی هنوز از نامیدن آن با هر اسم دیگری خودداری میکنند. این بنا با ۴۴۲ متر (۱,۴۵۱ فوت) ارتفاع و ۱۱۰ طبقه، پس از افتتاح در سال ۱۹۷۳ حدود بیست و پنج سال بلندترین ساختمان جهان بود. بروس گراهام معمار و فضلور رحمان خان مهندس سازه، آن را به صورت ۹ لوله مربعی شکل به هم دستهبندی شده ساختند؛ سیستمی که خان ابداع کرد تا از تکان خوردن و از هم پاشیدن ساختمانی با این ارتفاع جلوگیری کند. گفته میشود او با چیدن ۹ سیگار روی یک میز به این شکل دست یافته است. آلومینیوم سیاه و شیشههای رنگی برنزی باعث میشود که ساختمان از دور جدی و خشن به نظر برسد، درست تا زمانی که به جعبههای شیشهای موسوم به «لبه» (The Ledge) برسید؛ جایی که به شما اجازه میدهد در ارتفاعی بیش از ۳۹۶ متر (۱,۳۰۰ فوت) بالای خیابان، روی چیزی که به نظر میرسد هیچ است، بایستید.
هرم ترنسآمریتسا
هرم ترنسآمریتسای شیکاگو کمتر شبیه به یک برج اداری و بیشتر شبیه به چیزی است که یک تمدن پیشرفته از خود به جا گذاشته است؛ این همان واکنشی بود که در سال ۱۹۷۲ نسبت به آن نشان داده شد. ویلیام پریرا، معمار بنا، شکل هرمی را به عمد به آن داد؛ بخشی به این دلیل که سایه کمتری روی خیابانهای پایین بیندازد و بخشی دیگر به این دلیل که توانایی انجام این کار را داشت. این بنا با ۲۶۰ متر (۸۵۳ فوت) ارتفاع دارای ۴۸ طبقه است و بلندترین ساختمان شهر بود تا اینکه برج سيلزفورس در سال ۲۰۱۸ از آن پیشی گرفت. این سازه دو بال در نزدیکی بالاترین قسمت خود دارد که یکی از آنها چاه آسانسور و دیگری راه پله را در خود جای داده است. در طول تعطیلات، یک چراغ راهنما به نام «جواهر تاج» در اوج و نوک برج روشن میشود تا اگر کسی فراموش کرده بود، بداند کدام ساختمان نوکتیز متعلق به آنهاست.
فانیل هال (فال تالار)
فانیل هال از سال ۱۷۴۲ در بوستون پابرجا بوده است؛ یعنی زمانی که پیتر فانیل، تاجر ثروتمند، هزینه ساخت آن را پرداخت کرد تا به شهر یک بازار و تالار اجتماعات ترکیبی هدیه دهد و جان اسمایبرت نقاش را برای طراحی آن استخدام کرد. برنامه ساده بود: مغازهها در طبقه پایین، بحث و جدلها در طبقه بالا. مشخص شد که آن بحثهای طبقه بالا اهمیت زیادی داشتند، زیرا ساموئل آدامز و جیمز اوتیس از این تالار بزرگ برای اعتراض شدید علیه حکومت بریتانیا استفاده کردند و این ساختمان آجری لقب «گهواره آزادی» را به دست آورد. یک نکته که ارزش شفافسازی دارد این است: فانیل هال همان تک تالار آجری است که یک بادنما به شکل ملخ طلاکاریشده در بالای خود دارد، نه آن سه ساختمان بلند گرانیتی کنار آن که بازارهای کوئینسی، شمالی و جنوبی هستند و تازه در دهه ۱۸۲۰ ساخته شدهاند. بر اساس افسانهها، دانستن اینکه چه چیزی روی آن سقف قرار گرفته، زمانی به عنوان یک آزمون سریع برای شناسایی جاسوسان استفاده میشده است.
هالیوود باول (کاسه هالیوود)

هالیوود باول تنها گزینهای در این لیست است که تعریف ساختمان را کمی تغییر میدهد، زیرا در واقع یک آمفیتئاتر روباز است که در دل یک دره در تپههای هالیوود حفر شده و تابلوی مشهور هالیوود نیز در سمت شمال شرقی آن دیده میشود. نماد این بنا، صدف اجرای موسیقی آن است؛ مجموعهای از قوسهای هممرکز در پشت صحنه که صدا را به سمت تماشاگران پرتاب میکند. این مکان در سال ۱۹۲۲ افتتاح شد و بزرگترین آمفیتئاتر طبیعی در ایالات متحده است که حدود هفده هزار نفر را روی نیمکتهایی که شیب تپه را دنبال میکنند، جای میدهد. گروه بیتلز در اینجا اجرا داشتهاند و تقریباً هر شخص مشهور دیگری نیز در آن برنامه اجرا کرده است. این مکان جایگاه خود را نه به عنوان یک اثر معماری، بلکه به عنوان نمادی از صدایی که یک شب تابستانی در لسآنجلس باید داشته باشد، به دست آورده است.
کتابخانه مرکزی سیاتل

کتابخانه مرکزی سیاتل که جدیدترین ساختمان این لیست است، در سال ۲۰۰۴ افتتاح شد و شبیه به دستهای از جعبههای شیشهای به نظر میرسد که در حین جابجایی تکان خوردهاند و هرگز صاف نشدهاند. هدف اصلی نیز همین بود. رم کولهاس و جاشوا پرینس-راموس از شرکت معماری OMA، یازده طبقه را در یک شبکه فولادی و شیشهای مورب به ارتفاع ۵۶ متر (۱۸۵ فوت) پیچیدند و کل مجموعه کتابهای غیرداستانی را روی یک رامپ مارپیچ مداوم قرار دادند تا کتابها هرگز در میان یک شماره ردهبندی دیویی، در طبقات مختلف از هم جدا نشوند. منتقدان آن را یک قورباغه کریستالی و یک بسته هدیه کلوخهای نامیدهاند که معمولاً این عناوین را به عنوان یک تعریف به کار بردهاند. این کتابخانه حدود ۱.۴۵ میلیون کتاب را در خود جای داده و برعکس بسیاری از ساختمانهایی که برنده جوایز معماری میشوند، به نظر میرسد مردم واقعاً از استفاده کردن از آن لذت میبرند.