۲۵ مورد از خندهدارترین دیالوگهای نگان در مردگان متحرک : نیگان، شخصیتی که در فصل ششم سریال «مردگان متحرک» به دنیای آن معرفی شد، سفری پر فراز و نشیب را طی کرد. او که ابتدا به دلیل نقشش در مرگ گلن، به یکی از منفورترین شخصیتهای سریال تبدیل شده بود، به تدریج و با گذشت زمان، جای خود را در دل طرفداران باز کرد و حتی توانست تا حدی نظر مگی، بیوه گلن را نیز تغییر دهد. نیگان نه تنها به خاطر استفاده از چوب بیسبال معروفش، لوسیل، در درگیریها شناخته میشود، بلکه به خاطر تکهکلامها و جملات قصارش نیز شهرت دارد. این جملات اغلب با چاشنی طنزی تلخ و منحرفانه همراهند که به جذابیت خاص او میافزاید.
اگرچه نیگان با گذشت زمان و تغییر شرایط، شخصیتی جدیتر به خود گرفت، اما همچنان فرصت داشت تا با کنایههای تند و تیز خود، شخصیتهایی مانند ریک گرایمز، پدر گابریل و یوجین را مورد خطاب قرار دهد. داستان نیگان با پایان سریال اصلی به اتمام نرسید و او به همراه مگی در اسپینآف «مردگان متحرک: شهر مرده» ماجراجویی جدیدی را در شهر نیویورک برای نجات پسر مگی آغاز کردند. در این اسپینآف نیز شاهد ادامه تکهکلامهای خندهدار نیگان هستیم و جفری دین مورگان با بازی بینظیر خود، همچنان این جملات را با همان حس شوخطبعی مرگبار همیشگی ادا میکند و تماشاگران را در اوج هیجان نگه میدارد.
۲۰. لحظهای که به باد رفت: خیانت کارل و واکنش نیگان

بسیاری از بهترین نقل قولهای نیگان از روابط پیچیدهاش با سایر شخصیتهای «مردگان متحرک» نشأت میگیرد. تبدیل شدن او از یک شرور به یک ضدقهرمان، برای بسیاری از بازماندگان دیگر آسان نبوده است. نیگان و ریک از همان لحظهای که ریک چند نفر از افراد نیگان را کشت و نیگان در پاسخ آبراهام و گلن را به قتل رساند، رقابت شدیدی با یکدیگر داشتند. با این حال، در این میان، نیگان رابطه متفاوتی با پسر ریک، کارل، برقرار کرد. او گاهی تحت تأثیر کارل قرار میگرفت و گاهی از دست او خشمگین میشد.
با این وجود، نیگان اغلب به کارل اعتماد داشت و در قسمت «چگونه باید باشد» از فصل هشتم «مردگان متحرک»، این اعتماد به ضرر نیگان تمام شد. کارل شروع به صحبت صمیمانه با نیگان میکند و به نظر میرسد که این دو در حال برقراری ارتباط هستند. اما در واقع، هدف کارل کمک به فرار ساکنان الکساندریا بود و وقتی نیگان متوجه فریب خوردن خود میشود، این واکنش بسیار خندهدار را نشان میدهد: «فکر کردم داشتیم لحظهای با هم داشتیم، تو عوضی کوچولو!» این جمله به خوبی نشاندهنده خشم و در عین حال، حس فریب خوردن نیگان از سوی کارل است.
۱۹. نگاه نافذ پدر، نصفه و نیمه: تمسخر کارل توسط نیگان

صحنههای بین نیگان و کارل، مملو از دیالوگهای بهیادماندنی است. بهترین قسمت مشترک این دو شخصیت در قسمت «پرتره» رقم خورد. این قسمت از فصل هفتم «مردگان متحرک»، حاوی نقل قولهای عالی بسیاری از نیگان است، اما بدون شک یکی از بهیادماندنیترین آنها، زمانی است که او شوخی زنندهای درباره چشم از دست رفته کارل میکند: «تو همون نگاه نافذ لعنتی پدرت رو داری.» بزرگترین مشکل نیگان با ریک این است که احساس میکند ریک خود را برتر از همه میداند و قضاوتش بالاتر از هر کس دیگری است. او همین ویژگی را در کارل نیز میبیند، اما در عین حال، معتقد است کارل ویژگیهای مثبتی دارد که ریک فاقد آنهاست.
در قسمت «پرتره» از فصل هفتم، نیگان تلاش میکند تا انگیزه و نیت کارل را پس از تلاش نافرجام او برای از بین بردن نیگان و افرادش، درک کند. نیگان به کارل نگاه میکند و این جمله را میگوید و نوجوان را با پدرش مقایسه میکند. با این حال، نیگان کنایهای هم میزند و میگوید تلاشهای کارل برای نشان دادن چهرهای خشن، فقط نصف ریک است – که با توجه به اینکه کارل فقط یک چشم داشت، بیرحمانه به نظر میرسد. این دیالوگ نه تنها نشاندهنده خصومت نیگان با ریک است، بلکه نوعی تحقیر و دست انداختن کارل را نیز به نمایش میگذارد.
۱۸. لوسیل تشنه است… او یک خفاش خونآشام است!

نیگان در قسمت «روزی خواهد آمد که دیگر نخواهی بود» از سریال «مردگان متحرک»، که قسمت اول فصل هفتم بود، نکتهای را به بازماندگان گوشزد میکند. او قبلاً گلن و آبراهام را کشته و باید به همه اطرافیانش بفهماند که اکنون او رئیس است. در حین بیان این نکته، او لحظهای را نیز به سلاح علامت تجاری خود اشاره میکند و نام آن را با همان میزان بدنامی خودش در بین طرفداران «مردگان متحرک» تثبیت میکند.
نیگان وقتی از چوب بیسبال سیمخاردار مورد اعتماد خود، لوسیل، برای خرد کردن جمجمه گلن در مقابل همسر باردارش، مگی، استفاده میکند، ترس عمیقی را در دل همه میاندازد. سپس وقتی این جمله شیطنتآمیز بینقص را بیان میکند، به همه اطمینان میدهد که آنها نیز میتوانند با لوسیل ملاقات کنند: «لوسیل تشنه است… او یک خفاش خونآشام است!» این جمله علاوه بر تهدید، یک شوخی پدرانه (Dad Joke) بینقص نیز هست که آن را حتی خندهدارتر میکند. ترکیب خشونت بیرحمانه با شوخیهای ناگهانی، از ویژگیهای بارز شخصیت نیگان است که در این صحنه به خوبی نمایان میشود.
۱۷. یه شوخی قبل از کشتار: «تق تق! کی اونجاست؟ کره. کُره کی؟»
در سریال «مردگان متحرک: شهر مرده»، تعداد نقل قولهای خندهدار نیگان به اندازه سریال اصلی نبود، زیرا او در موقعیت بسیار متفاوتی قرار دارد. به نظر میرسد او کمی نسبت به خودش نامطمئنتر است و آماده فداکاریهایی است که در سریال اصلی حاضر به انجام آنها نبود. با این حال، وقتی نیگان عصبانی میشود، با خشونت شدید همراه با حس شوخطبعی شیطنتآمیز خود با آن مقابله میکند.
پس از اینکه گروه بورازی، گروهی از آنتاگونیستها در «شهر مرده» که توسط یکی از ناجیان سابق رهبری میشدند، استر، زن مسن مهربانی که به نیگان و مگی کمک میکرد را کشتند، نیگان با یک گروگان بازگشت. نیگان که هرگز فرصتی را برای تأکید بر خشونت قریبالوقوع با یک نقل قول بسیار بهیادماندنی از دست نمیدهد، بالای سر بورازی میایستد و یک شوخی «تق تق» میکند. پایان این شوخی این بود: «کُره چترهاتون رو بیارین بیرون، چون قراره حسابی بارون بیاد!» که نیگان کمی قبل از بریدن گلوی گروگانش آن را بیان کرد. این صحنه به خوبی نشان میدهد که نیگان حتی در اوج خشونت نیز نمیتواند از شوخطبعی خاص خود دست بکشد.
۱۶.«برای یه آدم تحت تعقیب، خیلی خوب به نظر میام»

نیگان تا زمانی که «مردگان متحرک: شهر مرده» در خط زمانی «مردگان متحرک» شروع میشود، شخصیت بسیار متفاوتی است. با این حال، در حالی که ممکن است بخش زیادی از پرخاشگری بیرحمانه خود را از دست داده باشد، زبانش همچنان به همان اندازه تیز است، به این معنی که نقل قولهای بهیادماندنی زیادی از نیگان در این اسپینآف وجود دارد. وقتی «شهر مرده» شروع شد، نیگان دور از مسیر اصلی زندگی میکرد و دختری را که پدرش را کشته بود، بزرگ میکرد. او همچنین از نیروهای انتظامی که در آن منطقه تشکیل شده بودند، پنهان میشد، زیرا به اتهام قتل تحت تعقیب بود.
این همان چیزی بود که به مگی کمک کرد وقتی برای نجات پسرش هرشل از دست مردانی که او را ربوده و به شهر نیویورک برده بودند، به کمک نیاز داشت، او را پیدا کند. وقتی مگی نیگان را پیدا کرد، برتری خود را نشان داد و سپس پوستر تحت تعقیب او را به او نشان داد. نیگان که هرگز از تعریف از خود ابایی نداشت، این جمله عالی را بیان میکند و نشان میدهد که او در دردسر است اما همچنان وضعیت خود را خیلی جدی نمیگیرد. این دیالوگ نشان میدهد که نیگان حتی در شرایط سخت و خطرناک هم، حس شوخطبعی و اعتماد به نفس خود را حفظ میکند.
۱۵. «به یه شروع کاملاً جدید خوش اومدین، شما آشغالهای بدبخت!»
اولین حضور نیگان نقطه عطفی بزرگ برای «مردگان متحرک» بود و نشاندهنده افزایش جدی خطر بود. با این حال، بسیاری از بهترین نقل قولهای او در قسمت بعدی، یعنی قسمت «روزی خواهد آمد که دیگر نخواهی بود» از فصل هفتم، بیان شدند. این قسمت شامل مونولوگهای زیادی از نیگان بود که طبیعتاً منجر به دیالوگهای فوقالعاده بهیادماندنی برای شخصیت جفری دین مورگان شد.
نیگان پس از قتل خونین دو نفر از افراد ریک، مدتی را صرف آموزش درسی به او در مورد معنای خدمت به ناجیان یا مرگ در صورت مقاومت کرد. وقتی اوضاع آرام شد و خونها شروع به خشک شدن کردند، این نقل قول نیگان اعلامیهای بود مبنی بر اینکه زندگی گروه بازماندگان ریک از آن لحظه به بعد برای همیشه تغییر خواهد کرد. انتخابها اطاعت یا مرگ بودند و نیگان قصد نداشت مانند یک مرغ مادر آنها را به جمع خود بیاورد. در عوض، اگر آنها به اندازه کافی خوب نبودند، آنها را تا حد مرگ کتک میزد. این جمله نه تنها قدرت و سلطه نیگان را نشان میدهد، بلکه فضای سنگین و ترسناکی که او ایجاد کرده بود را نیز به خوبی به تصویر میکشد.
۱۴. «به به! اینجا باشکوهه!»

نیگان پیش از تبدیل شدن به یک ضدقهرمان در «مردگان متحرک»، در دوران شرارت خود به عنوان آنتاگونیست فصل ۷، از طنز به عنوان روشی برای ارعاب استفاده میکرد که منجر به خلق بسیاری از نقل قولهای آزاردهنده و در عین حال خندهدار از او شد. رویکرد او ساده بود: به اندازهای به تعداد نیروها و تواناییهای رهبری خود اطمینان نشان میداد که بدون هیچ تردیدی شوخی کند. وقتی او برای بررسی جدیدترین دستاورد خود، یعنی الکساندریا، ظاهر شد، با طنزی ترسناک شروع به کار کرد تا فضا را آماده کند.
شوخیها به همین جا ختم نشدند. نیگان به استفاده از طنز بیخیالانه به عنوان وسیلهای برای نشان دادن میزان راحتی خود در موقعیتی که نسبت به ریک و بازماندگان داشت، ادامه داد. به علاوه، او باید از اینکه چنین جامعهی پررونقی آماده بود تا بخشی از منابع خود را به ناجیان تقدیم کند، خوشحال بوده باشد. این جمله نه تنها نشاندهنده اعتماد به نفس بالای اوست، بلکه به نوعی تحقیر بازماندگان و نشان دادن برتری خود نیز محسوب میشود.
۱۳.«امیدوارم شلوارت پر باشه.»

حتی زمانی که در موقعیتی به ظاهر بدون راه حل گرفتار میشود، نیگان شوخطبعی خود را از دست نمیدهد. در واقع، او اغلب از آن به عنوان ابزاری برای به دست گرفتن کنترل اوضاع و تغییر شرایط استفاده میکرد، به همین دلیل است که چندین مورد از بهترین نقل قولهای نیگان در موقعیتهای غیرمنتظرهای بیان میشوند که واقعاً به نظر میرسد ممکن است پایان راه برای این شخصیت محبوب «مردگان متحرک» باشد.
نیگان این موضوع را در قسمت «ترسناک بزرگ» از فصل ۸ نشان داد، زمانی که او در کنار پدر گابریل، شخصیتی با یکی از غمانگیزترین داستانهای پسزمینه «مردگان متحرک»، توسط دستهای از زامبیها گرفتار شد. صدای بم و خشدار نیگان که در مورد گزینههای لباس زیر صحبت میکند، در حالی که از تاریکی بیرون میآید، این نقل قول نیگان را به طور مساوی خندهدار و ترسناک میکند. پدر گابریل احتمالاً فکر میکرد که در دردسر افتاده است، اما نیگان در واقع در نهایت پس از فروکش کردن اوضاع، جان او را نجات داد. این دیالوگ نشان میدهد که نیگان حتی در شرایط خطرناک نیز میتواند با شوخی و طنز، فضا را تغییر دهد و بر ترس خود و دیگران غلبه کند.
۱۲. «من یه کت چرمی میپوشم، لوسیل رو دارم و تخمهام از فولاده.»

قسمت پنجم از فصل هشتم «مردگان متحرک»، «ترسناک بزرگ»، صحنههای بهیادماندنی متعددی برای جفری دین مورگان دارد و به همین ترتیب، شامل مجموعهای از نقل قولهای نیگان است که به همان اندازه که خندهدار هستند، ترسناک نیز هستند. پس از اینکه ریک و بازماندگان در یکی از بیرحمانهترین نبردهای «مردگان متحرک» به نبرد با نیگان پرداختند، ناجیان او پراکنده شدند و ظاهراً بدون رهبر رها شدند.
اوضاع برای مدتی وخیم شد تا اینکه رئیس بزرگ از تاریکی بیرون آمد تا تاج و تخت خود را پس بگیرد و به همه یادآوری کند که چه کسی مسئول است. طبیعتاً او این کار را با حس شوخطبعی خشک همیشگی خود انجام داد و حتی همزمان قافیهای هم ساخت. او برای ترساندن دیگران و وادار کردن آنها به تسلیم، لاف و گزاف خود را بالا برد و هرگز از یادآوری این موضوع به اطرافیانش دست برنداشت که او سگ بالای گله است. این جمله به خوبی نشان میدهد که نیگان چگونه با استفاده از کلمات رکیک و اغراق، سعی در ایجاد ترس و وحشت در دل مخاطبان خود دارد و در عین حال، نوعی طنز سیاه نیز در آن نهفته است.
۱۱. «امیدوارم یه چیز شیطنتآمیز پیدا کنم!»

نیگان قطعاً در استفاده از کلمات مهارت خاصی دارد و این موضوع در کنار صداقت بیپردهاش در مورد اهدافی که در مورد کسانی که شکنجه میدهد، دارد، منجر به خلق بیش از چند نقل قول شده است که سالها در ذهن طرفداران «مردگان متحرک» باقی مانده است. زندگی در آخرالزمان زامبیها دوران پر استرسی است و بیشتر روزها صرف جستجوی منابع، تسخیر شهرها یا از بین بردن دستههای مردگان متحرک میشود. یکی از این موارد زمانی بود که نیگان به محتوای بزرگسالان و رابطه جنسی به عنوان “شیطنتآمیز” اشاره کرد، که در دهان هر شخصیت دیگری کاملاً مضحک به نظر میرسید.
وقتی یکی از زیردستان نیگان یک دوربین فیلمبرداری مخفی شده در الکساندریا را در قسمت «خدمت» از فصل ۷ پیدا کرد، نیگان خوشحال امیدوار بود که چیزی کمی تندتر از یک ویدیوی خانگی معمولی باشد. چندین نقل قول از نیگان شامل صحبت او در مورد رابطه جنسی به گونهای است که همه اطرافیانش را بسیار ناراحت میکرد. چشم انداز در دست داشتن زندگی ساکنان الکساندریا، در حالی که به دنبال یک ضبط صریح روی یک دوربین فیلمبرداری بود، نمونهای از نحوه عملکرد ذهن او بود. این دیالوگ به خوبی نشان میدهد که نیگان چگونه حتی در شرایط بحرانی و خطرناک نیز میتواند با شوخیهای جنسی و نامناسب، فضا را برای دیگران ناخوشایند کند و بر آنها مسلط شود.
۱۰ . «عجب چیز ترسناکی! تو خیلی ترسناکی!»

اینکه هر شخصیتی در «مردگان متحرک» بتواند نیگان را ناراحت کند، یک شاهکار است، زیرا او یکی از ترسناکترین شخصیتها است و – همانطور که با عدم اکراه او برای صمیمیت فیزیکی با آلفا، رهبر نجواکنندگان، نشان داده شد – به راحتی توسط دیگران، هر چقدر هم که عجیب باشند، شوکه نمیشود. به راحتی یکی از خندهدارترین نقل قولهای نیگان در «مردگان متحرک» معرفی نیگان به پدر گابریل استوکس در قسمت «خدمت» از فصل ۷ بود.
کشیش ترسو که به قهرمانی از روی اکراه تبدیل شده بود، نیگان را کاملاً غافلگیر کرد و هنوز مشخص نیست که آیا این ترس واقعی بوده یا به عنوان یک توهین در نظر گرفته شده است. آنچه در مورد این صحنه به ویژه قابل توجه بود، واکنش لبخند بزرگ پدر گابریل بود که شروع یک کشمکش روانی بین این دو خواهد بود. این بعداً منجر به نوعی دوستی خواهد شد، هرچند یک دوستی بسیار ناقص و نسبتاً پیچیده. این دیالوگ نشان میدهد که حتی نیگانِ قدرتمند و بیباک هم میتواند توسط رفتارهای غیرمنتظره و عجیب دیگران غافلگیر و حتی کمی مضطرب شود.
۹. «یوجین! من میخواستم دست بدم.»

یکی از شخصیتهای «مردگان متحرک» که تقریباً به اندازه نیگان بهیادماندنی است، هرچند به دلایل کاملاً متفاوت، یوجین است. نیگان و یوجین رابطه نسبتاً جالبی داشتند، به ویژه با توجه به اینکه نیگان چگونه یوجین را متقاعد کرد که به لطف وعده چیزهای رایگان و ایمنی، به او بپیوندد. با این حال، به سرعت مشخص شد که این رابطه اغلب روی لبه پرتگاه قرار دارد، به ویژه با توجه به انگیزههای نامشخص یوجین.
وقتی نیگان سعی کرد با پیشنهاد دست دادن، دوستی خود را نشان دهد، یوجین این حرکت را اشتباه برداشت و برای بوسیدن آن خم شد. نیگان با تعجب عقب کشید و قبل از بیان یکی از خندهدارترین نقل قولهای نیگان، این جمله را گفت. او قطعاً یک کشیش نبود و حلقهای برای بوسیدن وجود نداشت. نیگان و یوجین تقریباً از نظر شخصیتی قطب مخالف یکدیگر هستند و این تقابل به طور قابل درک باعث ایجاد چندین دیالوگ بهیادماندنی هر زمان که این دو در «مردگان متحرک» با هم تعامل دارند، میشود. این صحنه به خوبی تفاوتهای شخصیتی این دو و نوع نگاهشان به روابط اجتماعی را نشان میدهد و همین تفاوتها باعث خلق لحظات کمیک و خندهدار میشود.
۸. «هنوز شلوارتون رو خیس نکردین؟ خیلی زود اینجا شهر شلوار خیسها میشه!»

معرفی نیگان در دنیای واقعی در فینال فصل ۶، «آخرین روز روی زمین»، لحظهای بود که طرفداران کمیکهای «مردگان متحرک» مدتها منتظرش بودند و باید تأثیرگذار میبود. نیگان به همان اندازه که روی صفحه کمیک ترسناک و بهیادماندنی بود، روی صفحه نمایش هم همینطور از آب درآمد، بنابراین طرفداران هر دو نسخه «مردگان متحرک» میدانستند که وقتی او از راه برسد، بلافاصله به یکی از جالبترین شخصیتهای سریال تبدیل خواهد شد.
با این حال، استفاده بیش از حد از ناسزاگویی که توسط این شخصیت در کمیکها انجام میشد، در یک برنامه AMC قابل قبول نبود، به این معنی که نقل قولهای نیگان باید بیشتر به طنز متکی باشند تا خود را به عنوان یک شرور مؤثر و ترسناک نشان دهند. از همان لحظه اول مشخص شد که نیگان قرار است مخاطبان را بخنداند، درست به همان اندازه که آنها را از وحشت منزجر و دچار حس انزجار کند. او مردی بود که پادشاه دنیای کوچک خودش بود و کسانی که از او عبور میکردند، چیزهای زیادی در مورد شخصیت او، از شوخطبعی گرفته تا درسهای وحشیانهاش، یاد میگرفتند. این دیالوگ به خوبی نشان میدهد که نیگان چگونه با استفاده از کلمات رکیک و تهدید، سعی در ایجاد ترس و وحشت در دل مخاطبان خود دارد و در عین حال، نوعی طنز سیاه نیز در آن نهفته است.
۷. «اون تویی ریک؟ زیر اون همه ریش مردونه؟»

بهترین نقل قولهای نیگان شامل تعریفهای کنایهآمیز زیادی است و در حالی که او شاید در میانه موقعیتهای وخیم یا خشونتآمیز (اغلب هر دو) در خندهدارترین حالت خود قرار دارد، وقتی هم که صرفاً کمی بیادبی یا بیاعتنایی به اطرافیانش نشان میدهد، خندهدار است. هدف مورد علاقه او، البته، ریک گرایمز بود، نوع کاملاً متفاوتی از مرد نسبت به آنچه نیگان عادت داشت با آن سر و کار داشته باشد. ریک گرایمز شاید نقطه مقابل نیگان باشد، چیزی که نیگان به نظر میرسید آن را به همان اندازه جذاب و خشمگین کننده میدانست، بنابراین او شکستن روانی ریک را به یکی از اهداف اصلی خود تبدیل کرد.
با این حال، ریک همیشه مقاوم، از جهات مختلف حریفی برای نیگان است، به این معنی که توهینها باید سریع و خشمگینانه میآمدند. وقتی او یک مصاحبه ضبط شده قدیمی از ریک را در حالی که ناجیان محله را غارت میکردند پیدا میکند، نگاهی به ریش نامرتب آخرالزمانی او میاندازد و این نقل قول را میگوید. دیدن نیگان که به نظر میرسد بدون هیچ دلیلی فراتر از استفاده از فرصتی دیگر برای توهین به رقیبش، ظاهر بیرونی ریک به سبک گریزلی آدامز را مسخره میکند، بسیار خندهدار بود. این دیالوگ نشان میدهد که نیگان چگونه از هر فرصتی برای تحقیر و تمسخر ریک استفاده میکند و حتی به ظاهر او نیز رحم نمیکند.
۶. «الان حدود ۵۰ درصد بیشتر از قبل بهت علاقه پیدا کردم… فقط خواستم بگم!»

یکی از بیرحمانهترین و تحقیرآمیزترین نقل قولهای نیگان در قسمت «پرتره» از فصل ۷ بیان شد و در حالی که باعث خنده بینندگان شد، برای بسیاری خندهای عصبی و ناراحتکننده بود. در حالی که نیگان در جریان یک بازدید تصادفی از الکساندریا، قصد ارعاب اولیویا را داشت، او پس از اینکه نیگان در مورد وزن او شوخی کرد، شروع به هق هق گریه کرد.
نیگان به شیوه همیشگی خود، قبل از اینکه پیشنهاد کند اگر او “موافق” باشد، در اتاق خواب کمی تفریح کنند، از او به خاطر بیادبیاش عذرخواهی میکند. اولیویا با سیلی زدن به صورتش به پیشنهاد او پاسخ داد. نیگان به جای اینکه بلافاصله به او شلیک کند، از کل ماجرا خوشحال به نظر میرسید. شاید این نحوه ایستادگی او در برابر مرگ حتمی بود که بیش از آنچه اکثر ساکنان الکساندریا جرات میکردند، بود. این دیالوگ به خوبی نشان میدهد که نیگان چگونه از تحقیر و آزار روانی دیگران لذت میبرد و حتی رفتارهای تند و مقابلهجویانه را نیز به نوعی تشویق میکند.
۵. «اوه، بهتره شوخی کنی! نیگان… لوسیل… میدونم که مجبور بودم یه تأثیر اولیه خیلی قوی بذارم!»

اگر هر شخصیتی در «مردگان متحرک» را بتوان نمادین توصیف کرد، آن نیگان است، به ویژه زمانی که چوب بیسبال پیچیده شده با سیم خاردار خود، لوسیل را در دست دارد. یکی از دوستداشتنیترین حقایق در مورد نیگان برای طرفداران «مردگان متحرک» این است که او میداند چقدر بهیادماندنی است، همانطور که این نقل قول از قسمت «خدمت» از فصل ۷ نشان میدهد. وقتی ناجیان و نیگان درب خانه الکساندریا ظاهر شدند، با اسپنسر، پسر رهبران اصلی جامعه – و مردی که اصلاً از ریک گرایمز خوشش نمیآمد – روبرو شدند.
اسپنسر با این جسارت که وقتی نیگان از راه رسید، در واقع پرسید که او کیست، شروع بدی داشت. این رفتار بدی بود، با توجه به قتلهای وحشیانهای که نیگان در شروع فصل مرتکب شده بود. این در نهایت شروع یک رابطه پر فراز و نشیب بین این دو خواهد بود که بعداً با قتل اسپنسر توسط نیگان در خیابانهای الکساندریا به پایان میرسد، زمانی که مرد جوان سعی کرد به ریک گرایمز خیانت کند. این دیالوگ نشان میدهد که نیگان به خوبی از شهرت و تأثیرگذاری خود آگاه است و حتی از آن برای تحقیر و کوچک کردن دیگران استفاده میکند.
۴ .«من یه گربه لعنتیام!»

هیچ تضمینی وجود نداشت که نیگان تا فینال «مردگان متحرک» زنده بماند، چه رسد به اینکه آنقدر زنده بماند که سریال اسپینآف خودش، «مردگان متحرک: شهر مرده» را داشته باشد. لحظات زیادی وجود داشت که به نظر میرسید نیگان به پایان راه خونین خود رسیده است، اما – برای تعجب و خوشحالی طرفداران – او به نوعی موفق شد هر بار از مرگ فرار کند.
به نظر میرسید نیگان کشتنی نیست، به خصوص زمانی که ریک و گروهش نتوانستند او و ناجیانش را از بین ببرند. با فرصتی برای تجدید قوا، دو طرف در یک نبرد فرسایشی به آن پرداختند. در چندین نقطه در طول جنگ، به نظر میرسید که نیگان ممکن است برای همیشه سقوط کرده باشد. با این حال، هر بار، او با یک نقشه شیطانی قوی بازگشت. وقتی از او در مورد استعدادش در فرار از موقعیتهای خطرناک سؤال شد، نیگان با این نقل قول پاسخ داد، اشارهای به تعداد جانهایی که گربهها ظاهراً دارند، زیرا آنها به فرار از گلولههای فرضی ادامه میدهند. این دیالوگ به خوبی نشان میدهد که نیگان چگونه به توانایی خود در بقا و غلبه بر شرایط سخت ایمان دارد و با طنز خاص خود، این موضوع را بیان میکند.
۳ .«تو خیلی دوستداشتنی هستی! اون اسلحه رو انتخاب کردی چون باحال به نظر میاد؟ مطمئنم همینطوره!»

اگر چیزی باشد که نیگان به آن احترام میگذارد، اعتماد به نفس در مواجهه با آخرالزمان زامبیهاست و کارل گرایمز از آن بسیار داشت. با این حال، نیگان همچنین به خوبی از جوانی کارل آگاه است و لحظاتی که این دو دیدگاه با هم ترکیب میشوند، منجر به برخی از نقل قولهای فوقالعاده خندهدار نیگان میشود، اگرچه تعداد کمی میتوانند با تعامل آنها در قسمت «پرتره» از فصل ۷ برابری کنند.
نیگان نتوانست تحسین واقعی خود را که برای کارل داشت، پنهان کند، کسی که خود را موظف میدانست در یک کامیون ناجی پنهان شود به این امید که بتواند نیگان را با یک تفنگ تهاجمی که مستقیماً به سمت او نشانه رفته بود، غافلگیر کند. پاسخ نیگان این نقل قول فوقالعاده خندهدار و در عین حال تحقیرآمیز بود. او میدانست که کارل حتی اگر قبلاً مردان دیگری را کشته باشد، شجاعت کشتن او را ندارد. این نوع لافزنی بود که باعث شد نیگان چیزی را در کارل ببیند، اگرچه تلاش او برای تبدیل کردن او به یک شاگرد در نهایت با شکست مواجه شد. این دیالوگ به خوبی نشان میدهد که نیگان چگونه با وجود تحسین کارل، همچنان او را دست کم میگیرد و با لحنی تمسخرآمیز با او صحبت میکند.
۲ .«من هرگز نمیتونستم این کار رو با ریک انجام بدم. اون فقط اونجا میایستاد، اخم میکرد و اون نگاه چپ آزاردهندهای که بهم میاندازه رو بهم میداد.»

نیگان فقط زمانی که مستقیماً به ریک گرایمز توهین میکند خندهدار نیست، بلکه وقتی ریک حتی حضور ندارد، جملات فوقالعاده خندهداری نیز در مورد قهرمان «مردگان متحرک» بیان میکند. چنین وضعیتی در قسمت «قلبها هنوز میتپند» وجود داشت، زمانی که نیگان خلاصه کرد که چرا – از نظر او – او و ریک به جای دوست، دشمن بودند.
اسپنسر برنامههای بزرگی برای خود در فصل ۷ «مردگان متحرک» داشت و آنها با جلب نظر نیگان به سمت خود شروع میشدند. اسپنسر با دشمنی نسبت به ریک، کاملاً مایل بود که او را در ازای تبدیل شدن به رهبر الکساندریا و خدمتگزار بسیار وفادارتر به نیگان و ناجیانش بفروشد. او سعی کرد با کشیدن یک میز بیلیارد به خیابان، نیگان را راضی کند تا این دو بتوانند در حین صحبت در مورد تجارت، چند بازی انجام دهند. بسیاری از نقل قولهای خندهدار نیگان به هزینه ریک از این تعامل ناشی شد که با توجه به نفرت متقابل آنها از یکدیگر کاملاً واضح بود. این دیالوگ به خوبی نشان میدهد که نیگان چگونه از هر فرصتی برای تحقیر و تمسخر ریک حتی در غیاب او استفاده میکند و او را به عنوان مانعی بر سر راه خود میبیند.
۱ .«اون تو یکی از کامیونهای من قایم شد و یه مشت از افراد من رو با مسلسل کشت، و من اون رو سالم و سلامت به خونه آوردم. و… بهش اسپاگتی دادم!»

نیگان هیچ چیز را بیشتر از آزار دادن ریک گرایمز دوست ندارد و از انجام این کار به روشهای غیرمنتظره لذت میبرد. این موضوع در قسمت «قلبها هنوز میتپند» از فصل ۷ اتفاق افتاد، زمانی که نیگان کاملاً خندهدار میدانست که ریک ظاهراً از این واقعیت که نیگان به کارل آسیبی نرسانده و در عوض، با او مانند پسر خودش رفتار کرده، خشمگین شده است.
وقتی ریک و گروهش به الکساندریا بازمیگردند و اسپنسر و اولیویا را مرده به دست نیگان مییابند، او شوکه و خشمگین میشود. نیگان مسائل را کاملاً متفاوت میدید و شروع به تعریف کردن برای ریک در مورد تلاش پسرش کارل برای ترور او در مقر ناجیان کرد. او به جای اینکه مستقیماً از ریک ناراحت شود، به او گفت که چگونه کارل را برگردانده و سپس در آشپزخانه خود ریک به او اسپاگتی داده است. در حالی که این نقل قول نیگان خندهدار است، همچنین به منظور ارسال این پیام به ریک بود که نیگان کسی است که کنترل را در دست دارد و اینکه عزیزان ریک بر اساس هوسهای نیگان زنده میمانند یا میمیرند. این دیالوگ به خوبی نشان میدهد که نیگان چگونه با رفتارهای به ظاهر دوستانه و در عین حال تحقیرآمیز، سعی در آزار روانی ریک و نشان دادن برتری خود دارد.
من که تا حالا فکر میکردم اسم اونجا الکساندریا هست نگو که اسکندریه بوده??