ما عاشق فیلمهایی هستیم که بر اساس داستانهای واقعی ساخته میشوند، زیرا بخشی از وجودمان احساس میکند که میتوانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم. به همین دلیل است که بسیاری از تهیهکنندگان فیلم به ساخت فیلمهایی بر اساس داستانهای واقعی تمایل دارند. با این حال، در حالی که صنعت سینما فیلمهای داستانی واقعی متعددی را به ما ارائه داده است که با جزئیات دقیق بودند، مانند «۱۲ سال بردگی» (۲۰۱۳) و «سقوط» (۲۰۰۴)، آرزوهای ما همیشه در مورد فیلمهای داستانی واقعی برآورده نمیشوند.
فیلمهای مبتنی بر واقعیت با بیدقتیهای جزئی و همچنین مواردی با بیدقتیهای فاحش در مقایسه با رویدادهای واقعی وجود داشتهاند که آرزو میکنید اصلاً ساخته نمیشدند. در ادامه به ده فیلم داستانی واقعی اشاره میکنیم که تحریفهایی در آنها وجود داشته است.
۱۰. آرگو (۲۰۱۲)

فیلم «آرگو» محصول ۲۰۱۲، یک فیلم تریلر درام تاریخی آمریکایی به کارگردانی و تهیهکنندگی بن افلک است. این فیلم با تحسین منتقدان روبرو شد و داستان چگونگی همکاری دولت کانادا و سازمان سیا برای انجام یک مأموریت جسورانه نجات در ایران را روایت میکند.
در سال ۱۹۷۹، انقلاب ایران منجر به دورهای پرآشوب در تاریخ ایران شد که با تسخیر سفارت ایالات متحده در تهران مشخص شد. در ۴ نوامبر ۱۹۷۹، گروهی از شبهنظامیان ایرانی به سفارت حمله کردند و ۵۲ آمریکایی را به گروگان گرفتند. گروگانگیرها خواستار استرداد شاه مخلوع، محمدرضا پهلوی، که به ایالات متحده پناهنده شده بود، شدند. بحران گروگانگیری ۴۴۴ روز به طول انجامید و یک بنبست دیپلماتیک بین ایران و ایالات متحده ایجاد کرد.
مأموریت نجات بر اساس این حقه بود که یک تهیهکننده فیلم ایرلندی از یک شرکت تولیدی جعلی، در حال جستجوی مکانهایی برای یک فیلم علمی-تخیلی در ایران است. در تمام این مدت، طرح اصلی عملیات این بود که به تهیهکننده و گروه فیلمبرداری جعلی اجازه داده شود در حالی که وانمود میکنند مشغول فیلمبرداری هستند، با یک پرواز از ایران خارج شوند.
فیلم «آرگو» از این جهت مهم است که داستان یک مأموریت نجات واقعی را بازگو میکند، اما تهیهکنندگان فیلم آگاهانه بسیاری از جزئیات را تغییر دادهاند. در فیلم نشان داده میشود که هر شش دیپلمات در خانه دیپلمات کانادایی، کن تیلور، مخفی شدهاند، اما در واقعیت، دیپلماتها تقسیم شده و در خانههای متعددی مخفی شده بودند. علاوه بر این، یک دیپلمات مهم کانادایی، جان شردون، که نقش مهمی در مأموریت نجات داشت، حتی در فیلم ذکر نشد.
اوج فیلم شامل یک تعقیب و گریز در فرودگاه و بحران با مقامات مهاجرت ایران هنگام خروج آنها از کشور است. اینها نیز همگی ساختگی بودند و در واقعیت اتفاق نیفتادند. بسیاری از عناصر به خاطر ایجاد تعلیق در فیلم و به قیمت از بین رفتن دقت تاریخی، در فیلم گنجانده شدند.
۹. تکتیرانداز آمریکایی (۲۰۱۴)

«تکتیرانداز آمریکایی» یک فیلم درام جنگی بیوگرافی آمریکایی محصول ۲۰۱۴ است که تا حدودی بر اساس کتاب خاطرات «تکتیرانداز آمریکایی: خودزندگینامه مرگبارترین تکتیرانداز در تاریخ نظامی ایالات متحده» نوشته کریس کایل با همکاری اسکات مکایون و جیم دفلیس ساخته شده است. این فیلم بر اساس زندگی کریس کایل ساخته شده است که با ۱۶۰ کشتار تأیید شده از چهار دوره حضورش در جنگ عراق، به مرگبارترین تیرانداز در تاریخ نظامی ایالات متحده تبدیل شد.
ما انتظار داریم فیلمی با این مضمون تا حد امکان دقیق باشد، اما برای تأثیرگذاری، تغییرات قابل توجهی در آن اعمال شده است. در صحنه آغازین، کایل مادری را میبیند که به همراه پسرش نارنجکی را به سمت کاروان تفنگداران دریایی ایالات متحده حمل میکنند و مجبور میشود کودک را بکشد. این اتفاق هرگز در واقعیت رخ نداده است.
در فیلم، مصطفی، که دشمن قسمخورده کایل بود و بخش بزرگی از داستان فیلم را به خود اختصاص داده بود، اغراق سازندگان فیلم بود. او به سختی در خاطرات کایل ذکر شده است و کایل هرگز آنطور که در فیلم به تصویر کشیده شده، در عراق با مصطفی روبرو نشد. شخصیت منفی دیگری نیز در فیلم برای کایل وجود داشت. او به «قصاب» معروف بود. او کاملاً ساخته تخیل است. فیلم همچنین جایزهای را که برای سر کایل تعیین شده بود، بیش از حد بزرگ نشان داد، در میان بسیاری از نادرستیهای آشکار دیگر.
۸. شتاب (۲۰۱۳)

«شتاب» یک فیلم ورزشی بیوگرافی محصول ۲۰۱۳ است که بر رقابت بین دو راننده فرمول یک – بریتانیایی جیمز هانت و اتریشی نیکی لائودا – در فصل مسابقات اتومبیلرانی ۱۹۷۶ متمرکز است. مشکل این فیلم این است که دارای چندین ناهماهنگی است که باعث میشود نتوان آن را فیلمی بر اساس یک داستان واقعی نامید.
برای شروع، برخی از موارد در فیلم اغراقآمیز هستند. جیمز هانت (کریس همسورث) و نیکی لائودا (دانیل برول) در دهه ۱۹۷۰ رقابت تلخی در پیست مسابقه داشتند. با این حال، این دو در خارج از پیست رقیب نبودند – آنها حتی مدتی در یک آپارتمان در لندن با هم زندگی میکردند. برخلاف آنچه فیلم به تصویر کشید، جیمز هانت و نیکی لائودا هرگز در فرمول ۳ با یکدیگر مسابقه ندادند.
این فیلم همچنین صحنهای داشت که در آن جیمز هانت یک خبرنگار را کتک میزند. این هرگز اتفاق نیفتاد. جلسه «بولونی»، جلسه نهایی که در فیلم به تصویر کشیده شده است، جایی که این دو سرانجام دست میدهند و اختلافات خود را کنار میگذارند، نیز ساختگی بود. این در زندگی واقعی اتفاق نیفتاد، زیرا آنها همیشه دوست بودند. نظر ما این است که این فیلم نباید یک فیلم بیوگرافی نامیده شود. متأسفانه، این همان چیزی است که هست.
۷. مهلکه (۲۰۰۸)

«مهلکه» یک فیلم تریلر جنگی آمریکایی محصول ۲۰۰۸ است که داستان یک تیم خنثیسازی مهمات منفجره در جنگ عراق را روایت میکند که توسط شورشیان مورد هدف قرار میگیرند. در حالی که «مهلکه» به عنوان فیلمی الهام گرفته از رویدادهای واقعی به بازار عرضه شد، به دلیل نادرستیهایش در میان کهنهسربازان شهرت بدی پیدا کرده است. چندین کهنهسرباز از این فیلم به دلیل صحنههای غیرواقعی آن انتقاد کردند، برای مثال، اینکه فردی بمبی را با سیمچین خنثی میکند. این یک روش منسوخ شده است. ارتش معمولاً از رباتها استفاده میکند.
علاوه بر این، تیمهای خنثیسازی بمب از تجهیزات محافظ استفاده نمیکردند که خلاف استانداردها است. در واقع، صحنهای خاص وجود داشت که در آن یک سرباز آمریکایی مخفیانه از پایگاه خارج میشود تا با کتک زدن افراد محلی انتقام بگیرد. این اقدام احتمالاً در زندگی واقعی منجر به اخراج از ارتش میشد. اشتباهات فنی آنقدر زیاد بود که حتی لباسها، تجهیزات و وسایل نقلیه مورد استفاده سربازان آمریکایی نیز در برخی صحنههای فیلم به اشتباه به تصویر کشیده شده بود.
۶. احضار (۲۰۱۳)

«احضار» یک فیلم ترسناک فراطبیعی آمریکایی محصول ۲۰۱۳ است. این فیلم، فیلم افتتاحیه در فرنچایز «احضار» است و بر اساس داستان واقعی زندگی خانواده پرون ساخته شده است که در سال ۱۹۷۱ به خانهای نقل مکان کردند و گفتند که شروع به تجربه پدیدههای ماوراء الطبیعه کردهاند. آندریا پرون، دختر بزرگتر، که در طول وقایع خانه نوجوان بود، داستان خانواده را در مجموعهای از سه کتاب در سال ۲۰۱۱ گزارش کرد.
صحنه اوج جنگیری در زیرزمین اتفاق نیفتاد، اگرچه پرون صحنهای مشابه را در کتابهایش توصیف میکند. یک جلسه احضار روح، نه جنگیری، در اتاقی در طبقه اول در کنار اتاق خواب راجر و کارولین پرون برگزار شد. طبق کتاب، پرون در طول جلسه احضار روح به هوا بلند شد و به اتاق مجاور پرتاب شد. با این حال، فیلمها بیشتر بر روی محققانی که برای تحقیق آورده شدهاند تمرکز میکنند.
وارد جنشناسان اد و لورین وارن شوید. و آنها قطعاً نقش بزرگی در زندگی واقعی نداشتند. مشکل دیگر فیلم این است که وارنها را به عنوان افرادی واقعی نشان میدهد که تجربیات واقعی ماوراء الطبیعه داشتهاند. با این حال، اجماع همه مورخان بر این است که آنها شیاد بودند.
یکی از ادعاهای کلیدی که آنها را به شهرت رساند، به عنوان یک فریبکاری مفصل کشف شده است. ما به تسخیر ادعایی آمیتیویل اشاره میکنیم. فیلم آن را به عنوان یک تجربه واقعی واقعی به تصویر کشید، اما هیچ محقق جدی نتوانسته است شواهدی از تسخیر در خانه آمیتیویل در دنیای واقعی پیدا کند.
در واقع، دادخواستهایی در مورد صحت تسخیر آمیتیویل وجود داشته است. همچنین، موضوع عروسک «آنابل» به اشتباه در فیلم به تصویر کشیده شده است. تقریباً همه گفتهاند که این یک فریبکاری مفصل است. با این حال، فیلم عروسک «آنابل» را به عنوان عروسکی نشان میدهد که واقعاً تسخیر شده است. پوچ است که فیلم «احضار» را یک داستان واقعی بنامیم. متأسفانه، به عنوان یک داستان واقعی به بازار عرضه میشود.
۵. شجاعدل (۱۹۹۵)

«شجاعدل» یک فیلم درام حماسی تاریخی آمریکایی محصول ۱۹۹۵ است که داستان یک جنگجوی اسکاتلندی اواخر قرن سیزدهم را روایت میکند که اسکاتلندیها را در اولین جنگ استقلال اسکاتلند علیه پادشاه ادوارد اول انگلستان رهبری کرد. در حالی که این فیلم یک شاهکار سینمایی است، مملو از نادقیقیهای تاریخی بسیار زیادی است.
فیلم، سر ویلیام والاس را به عنوان مردی به تصویر کشید که در فقر به دنیا آمده بود، اما در واقع، والاس در خانواده اشرافی اسکاتلندی متولد شد. او تا زمان نبرد استرلینگ قبلاً یک شوالیه بود و همانطور که فیلم نشان میداد، بعداً به مقام شوالیه نرسید. فیلم همچنین اسکاتلندیها را به عنوان افرادی نشان داد که صورت خود را برای نبرد نقاشی میکردند، در حالی که در واقع، آنها در آن لحظه از تاریخ چنین کاری انجام نمیدادند. ایزابل فرانسه نیز هرگز در زندگی واقعی با ویلیام والاس ملاقات نکرد و نبرد فالکرک آنطور که به تصویر کشیده شد، پیش نرفت. نادقیقیهای تاریخی در فیلم آنقدر زیاد است که این فیلم به عنوان یکی از نادرستترین فیلمهای تاریخی ساخته شده در نظر گرفته میشود.
۴. شبکه اجتماعی (۲۰۱۰)

«شبکه اجتماعی» یک فیلم درام بیوگرافی آمریکایی محصول ۲۰۱۰ است که بر اساس کتاب «میلیاردرهای تصادفی» نوشته بن مزریچ در سال ۲۰۰۹ ساخته شده است. این فیلم تأسیس وبسایت شبکه اجتماعی – فیسبوک – را به تصویر میکشد. برای شروع، تصویر فیلم از FaceMash کاملاً اشتباه است. در فیلم، ادواردو ساورین به عنوان یک قربانی ساده به تصویر کشیده شده است، در حالی که در زندگی واقعی، او قربانی نیست.
ساورین واقعی به طور گسترده در نیویورک مهمانی میگرفت و در حالی که فیسبوک با مشکلاتی روبرو بود، از وظایف خود غفلت میکرد. در یک مقطع، خانواده مارک زاکربرگ مجبور شدند برای کمک وام بگیرند. ساورین دیگر به عنوان یک چشمانداز به فیسبوک علاقهمند نبود. او فقط زمانی به یاد آورد که در این شرکت سهام دارد که فیسبوک به یکی از بزرگترین سایتهای رسانههای اجتماعی در جهان تبدیل شد.
نادرستیهای زیادی در فیلم وجود داشت که آن را یک فیلم داستان واقعی بنامیم. شان پارکر (جاستین تیمبرلیک) آنطور که در زندگی واقعی هست به درستی به تصویر کشیده نشده است. فیلم او را مردی نشان داد که بدون همراهی مدلها و زنانی با فضیلت مشکوک، نمیتوانست ده قدم به جلو بردارد. فیلم همچنین او را به عنوان یک الکلی و معتاد به مواد مخدر نشان داد. شان پارکر واقعی به عنوان فردی “خونسرد” مشهور است.
۳. بزرگترین شومن (۲۰۱۷)

«بزرگترین شومن» یک فیلم درام موزیکال پاپ بیوگرافی آمریکایی محصول ۲۰۱۷ است که بر اساس داستان و زندگی پی. تی. بارنوم، شومن و سرگرمکننده مشهور، و خلق سیرک بارنوم و بیلی او ساخته شده است. این فیلم، علیرغم اینکه یک فیلم بیوگرافی است، موارد زیادی را اشتباه به تصویر کشیده است. در فیلم، بارنوم به این ایده میرسد که موزهای از «عجایب زنده» راهاندازی کند که افرادی با ویژگیها یا معلولیتهای منحصربهفرد را به نمایش بگذارد.
فیلم، بارنوم را به گونهای نشان میدهد که برای تکمیل لیست بازیگران خود، تست بازیگری عمومی برگزار کرده است. همچنین، او برخی از افراد مانند بانوی ریشدار و ژنرال تام تامب را برای حضور در نمایش خود پیدا میکند. در واقعیت، بارنوم اولین موفقیت خود را در تجارت نمایش به زنی برده مدیون بود که در سال ۱۸۳۵ او را “اجاره” کرد و علیرغم ساعتهای طولانی کار در هر نوبت، هرگز غرامت دریافت نکرد. فیلم اطلاعات حیاتی را از منبع اصلی خود حذف کرده و پی. تی. بارنوم واقعی را به طور جدی نادرست نشان داده است.
۲. جویندگان یخ (۱۹۹۳)

«جویندگان یخ» یک فیلم کمدی ورزشی آمریکایی محصول ۱۹۹۳ است. این فیلم بر اساس اولین حضور تیم ملی بابسلد جامائیکا در المپیک زمستانی ۱۹۸۸ ساخته شده است. تهیهکنندگان فیلم بیشتر به موفقیت در گیشه اهمیت میدادند تا اینکه واقعاً داستان پنج عضو تیم را روایت کنند. این فیلم همچنین «احساسات خوب» و «داستانهای انسانی» پشت ظهور تیم را حذف کرد.
برخلاف فیلم، ورزشکاران مجبور نبودند در زندگی واقعی بوسه بفروشند یا وسایل نقلیه خود را گرو بگذارند. تیم بابسلد توسط جورج فیچ، یک تاجر آمریکایی، و هیئت گردشگری جامائیکا تأمین مالی میشد. فیلم نشان داد که تیم در حین تمرین به مزارع و کشتزارها برخورد میکند، اما بازیکنان روزانه سه ساعت در کنار یک زمین فوتبال در پادگان ارتش، با استفاده از یک سورتمه موقت تمرین میکردند. این موارد، در میان سایر نادقیقیها، فیلم را بیشتر به یک داستان تخیلی تبدیل کرد تا واقعیت.
۱. بازی تقلید (۲۰۱۴)

«بازی تقلید» یک فیلم بیوگرافی دورهای محصول ۲۰۱۴ است که بر اساس بیوگرافی «آلن تورینگ: معما» نوشته اندرو هاجز در سال ۱۹۸۳ ساخته شده است. نادقیقیهای تاریخی در فیلم بسیار نگرانکننده است، زیرا این فیلم تاریخی قرار بود چگونگی شکستن کد آلمانی توسط بریتانیاییها در طول جنگ جهانی دوم را به تصویر بکشد. این عامل سهم بسزایی در پیروزی نهایی متفقین داشت. با این حال، کارگردان برای ایجاد داستانی از نظر احساسی تأثیرگذار، آزادیهای زیادی را به خود اختصاص داد.
فیلم، آلن تورینگ را به عنوان یک فرد گوشهگیر عجیب و غریب به تصویر کشید که یا اطرافیانش را آزار میداد یا آنها را خشمگین میکرد. از سوی دیگر، تورینگ واقعی در واقع در بلچلی پارک بسیار محبوب بود. فیلم، تورینگ را مسئول ساخت ماشینی از ابتدا برای شکستن کد آلمانی نشان میدهد. این چیزی نیست که در زندگی واقعی اتفاق افتاد. ماشینی که برای شکستن کد استفاده میشد، سالها قبل توسط ریاضیدانان لهستانی ساخته شده بود.
با این حال، بدترین انحراف از حقیقت، ایده وارد کردن یک شرور به داستان در قالب فرمانده آلیستر دننیستون بود که در فیلم توسط چارلز دنس بازی میشود. کارگردان، دننیستون را به عنوان یک شخصیت منفی نشان داد که مصمم به اخراج تورینگ بود، در حالی که در زندگی واقعی، فرمانده از کدشکنها و تلاشهای آنها حمایت میکرد.