این هفت سریال علمیتخیلی قوانین بسیار دقیق و بینقصی برای سفر در زمان دارند و در تمام طول داستان هم کاملاً به این قوانین وفادار میمانند. از زمانی که رمان «ماشین زمان» نوشتهی اچ. جی. ولز این مفهوم را محبوب کرد، سفر در زمان به یکی از ارکان اصلی آثار علمیتخیلی تبدیل شده است. اگرچه ایدهی رفت و آمد در زمان در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما نوشتن آن اصلاً کار آسانی نیست. اگر محدودیتی برای آن در نظر گرفته نشود، سفر در زمان به یک راه حل راحتطلبانه برای حل تمام مشکلات داستان تبدیل میشود. به همین دلیل، داستانهای خوبِ سفر در زمان نیاز به قوانین و محدودیتهایی دارند تا جذابیت خود را حفظ کنند؛ و نگهداری و رعایت این قوانین نیازمند برنامهریزی و تدبیر بسیار دقیقی است.
با اینکه اشتباه در هر رسانهای طبیعی است، اما سریالهای تلویزیونی مرتبط با سفر در زمان احتمالاً بیشتر از هر اثر دیگری در معرض خرابکاری قرار دارند. طولانی بودن روند سریال، فضای بیشتری برای خطا ایجاد میکند. سریالی مانند «درباره زمان» (About Time) میتواند در ابتدا منطق و قوانین کاملی را پایهگذاری کند، اما در ادامه تمام آنها را زیر پا بگذارد. از طرف دیگر، نمونههایی مانند «فرینج» (Fringe) و «عروسک روسی» (Russian Doll) وجود دارند که سریالهای علمیتخیلی فوقالعادهای هستند و به نظرم هر کسی باید حداقل یک بار آنها را ببیند، اما آنها روایت احساسی داستان را اولویت قرار میدهند، حتی اگر به قیمت شکستن قوانین تمام شود. اگر مشتاق تماشای یک سریال علمیتخیلی با موضوع سفر در زمان هستید که منطقی باشد و انسجام خود را حفظ کند، این هفت سریال دقیقاً همان چیزی هستند که نیاز دارید.
مسافران (Travelers)

سریال علمیتخیلی «مسافران» داستان گروهی از آیندهی پسارستاخیزی را دنبال میکند که راهی برای فرستادن آگاهی و ذهن افراد به گذشته پیدا کردهاند. آنها با استفاده از یک هوش مصنوعی به نام «مدیر» (Director)، این مأموران را در بدن افرادی که در آستانهی مرگ هستند قرار میدهند. این کار از تغییرات بزرگ در خط زمانی جلوگیری میکند و طول عمر بدن میزبان را افزایش میدهد. آنها نمیتوانند هر زمان که بخواهند میان زمانها جهش کنند؛ وقتی به گذشته فرستاده میشوند، تا زمان مرگ شخصی که بدنش را اشغال کردهاند — چه چند روز باشد و چه چند دهه — در آن زمان باقی میمانند.
یکی از منابع اصلی ایجاد کشمکش در داستان این است که آنها برای لو نرفتن، باید کاملاً نقش فرد میزبان را بازی کنند. بر خلاف سایر سریالها، در اینجا مولتیورس یا چندجهانی وجود ندارد و تغییرات در گذشته، همان خط زمانی اصلی را بازنویسی میکند. همچنین تمام مأموران ملزم به رعایت قوانین اخلاقی هستند؛ به این معنی که آنها نمیتوانند جان کسی را بگیرند یا نجات دهند، مگر اینکه مستقیماً از طرف «مدیر» دستور داشته باشند.
پروژه لازاروس (The Lazarus Project)

سریال علمیتخیلی و کمتردیدهشدهی «پروژه لازاروس» پلات و ایدهای شبیه به فیلم «روز بر his/ Groundhog Day» دارد و از قوانین سفر در زمانِ شگفتانگیز و منسجمی بهره میبرد. در این سریال، یک سازمان مخفی دولتی میتواند از یک حلقه زمانی استفاده کند که جهان را به نزدیکترین تاریخ «اول جولای» بازمیگرداند. در این میان، تنها تعداد کمی از افراد (یا به دلیل جهش ژنتیکی یا به لطف یک سرم خاص) حافظهی خود را از گذشته حفظ میکنند. هر بار که یک حادثه در حد انقراض بشریت رخ میدهد و اوضاع به نقطه بازگشتناپذیر میرسد، آنها زمان را بازنشانی میکنند به این امید که جلوی آن فاجعه را بگیرند.
با این حال، این کار دردسرهای بزرگی هم دارد. اگرچه آنها حافظه خود را حفظ میکنند، اما بدن فیزیکیشان به همان وضعیتی برمیگردد که در آن روز مشخص داشتهاند. علاوه بر این، آنها باید رویدادهای تلخ و دردناک متعددی را با این آگاهی تحمل کنند که اگر خط زمانی بازنشانی شود، تمام تلاشهایشان ممکن است بینتیجه بوده باشد. در فصل دوم «پروژه لازاروس»، با معرفی سفر در زمان واقعی، اوضاع کمی پیچیدهتر میشود؛ اما با این حال، قوانین پایهگذاریشده کاملاً منسجم باقی میمانند و بهندرت برای پیشبرد داستان زیر پا گذاشته میشوند.
کلیک روی لینک (Link Click)

انیمیشن چینی «کلیک روی لینک» حول محور دو مرد به نامهای چنگ شیائوشی (Cheng Xiaoshi) و لو گوانگ (Lu Guang) میچرخد که میتوانند از عکسها به عنوان دروازهای برای سفر به گذشته استفاده کنند. لو گوانگ این توانایی منحصربهفرد را دارد که با نگاه کردن به یک عکس، اتفاقات یک بازه ۱۲ ساعته را ببیند. چنگ شیائوشی هم میتواند جایگزین عکاس شود. آنها از مشتریان خود پول میگیرند تا اطلاعات مهمی را به دست آورند.
خوشبختانه مخاطبان نیازی نیست قوانین سفر در زمان را حدس بزنند، چرا که این قوانین در همان قسمت اول مشخص میشوند. آنها تنها ۱۲ ساعت در گذشته فرصت دارند. چنگ شیائوشی باید کاملاً از دستورات لو گوانگ پیروی کند. همچنین، و از همه مهمتر، آنها نباید در رویدادها دخالت کنند. بر خلاف سایر سریالها که قوانین را دور میزنند، «کلیک روی لینک» روی این موضوع بسیار سختگیر است که تغییر گذشته پیامدهای ماندگاری دارد. کوچکترین تغییرات در گذشته، اثرات دائمی به همراه خواهد داشت. علاوه بر این، وقتی آنها قوانین را میشکنند و تعمداً دست به مداخله میزنند، مجبور میشوند با عواقب آن زندگی کنند.
لوکی (Loki)

سریال «لوکی» یکی از موفقترین پروژههای تلویزیونی دنیای سینمایی مارول تا به امروز بوده است و سریالی شگفتانگیز در حوزه سفر در زمان با قوانین و منطق داخلی بسیار منسجم به شمار میرود. پس از اینکه سازمان واریانس زمانی (TVA) لوکی را دستگیر میکند، به او این حق انتخاب داده میشود که به جای حذف شدن، به آنها برای از بین بردن یک واریانت سرکش به نام سیلویا کمک کند. قبل از اینکه وارد جزئیات سفر در زمان شوم، میخواهم کاملاً شفاف بگویم که در اینجا درباره کل دنیای مارول صحبت نمیکنم، بلکه «لوکی» را به عنوان یک اثر مستقل بررسی میکنم.
در این سریال، سازمان واریانس زمانی میتواند خطوط زمانی را مدیریت کند و شاخههای انحرافی را از بین ببرد، زیرا آنها خارج از خودِ زمان وجود دارند. اقدامات آنها عواقب مستقیمی دارد. آنها فصل اول را صرف محافظت از «خط زمانی مقدس» در برابر سیلویا میکنند، اما در فصل دوم بر اساس اتفاقات پایان فصل اول، مسیر خود را تغییر میدهند. خوشبختانه جهتگیری داستان منطقی است و مشخص است که تلاش زیادی شده تا «لوکی» به یک سریال علمیتخیلی فوقالعاده تبدیل شود که به قوانین خود وفادار میماند.
بازنشانی ساگرادا (Sagrada Reset)
در انیمه «بازنشانی ساگرادا»، دختر نوجوانی به نام میسورا هاروکی (Misora Haruki) توانایی بازنشانی زمان و بازگشت به دقیقاً سه روز قبل را دارد. او با پسر نوجوانی به نام کی آسای (Kei Asai) آشنا میشود که حافظهای تصویری دارد و تمام جزئیات خطوط زمانی قبلی را به یاد میآورد. این دو برای حل معماها با یکدیگر همکاری میکنند. ایده اولیه ساده به نظر میرسد، اما توسط قوانین بسیار سختی محدود شده است که آن را از بسیاری از سریالهای سفر در زمان متمایز میکند.
هاروکی فقط میتواند ۷۲ ساعت به عقب برگردد و باید نقطهای را که میخواهد ذخیره (Save) کند، از قبل اعلام نماید. به یک خط زمانی ذخیرهشده تنها یک بار میتوان بازگشت و او فقط هر ۲۴ ساعت یک بار میتواند اقدام به ذخیرهسازی کند. بنابراین، او نمیتواند بارها و بارها به یک روز مشخص برگردد. همچنین وقتی به گذشته بازمیگردد، خودش هیچ چیزی از خط زمانی بازنشانیشده به یاد نمیآورد. این سازوکارها کاملاً مقدس و غیرقابل تغییر هستند، حتی زمانی که به ضرر شخصیتها باشد. این انیمه برای راحتتر کردن کار یا به خاطر پیشبرد داستان، مشتی قانون ساختگی به اثر اضافه نمیکند.
۱۲ میمون (12 Monkeys)

سریال «۱۲ میمون» در زمینه سفر در زمان فراتر از همه انتظارات عمل میکند. در فیلم اصلی و این سریال، شیوع یک ویروس فاجعهبار باعث نابودی تقریباً تمام بشریت شده است. در فیلم، مردی به نام کول به گذشته سفر میکند تا اطلاعاتی درباره ویروس به دست آورد و پادزهر آن ساخته شود؛ اما در نهایت تصمیم میگیرد در گذشته مداخله کند. در سریال، کول مستقیماً به گذشته فرستاده میشود تا جلوی وقوع این همهگیری در آینده را بگیرد.
بر خلاف اکثر سریالهای این لیست، ماهیت سفر در زمان خودش معما و راز اصلی در سریال ۱۲ میمون است که تا فصل پایانی به طور کامل فاش نمیشود. بنابراین، بدون لو دادن داستان، این نکات را میتوان به اشتراک گذاشت: «۱۲ میمون» با پارادوکس تقدیر (Predestination Paradox) درگیر میشود، اگرچه زمان تا حدی انعطافپذیر هم هست. اینکه این انعطافپذیری تا چه اندازه است، خودش پرسش بزرگی در داستان محسوب میشود. علاوه بر این، یک فرد نباید با نسخههای گذشته خود تعامل داشته باشد، و یک جسم یکسان از خطوط زمانی مختلف نمیتواند بدون عواقب با خودش ملاقات کند. در نهایت، «۱۲ میمون» یکی از بهترین نمونههای یک سریال سفر در زمان است که به درستترین شکل ممکن ساخته شده است.
تاریک (Dark)

سریال «تاریک» (Dark) محصول نتفلیکس به عنوان یکی از بهترین سریالهای سفر در زمان در تمام دورانها شناخته میشود و برای این تحسین دلایل بسیار خوبی وجود دارد. در این سریال، کودکان به طرز مشکوکی ناپدید میشوند و این موضوع منجر به تحقیقاتی میشود که یک کرمچاله را فاش میکند؛ کرمچالهای که در ابتدا سالهای ۱۹۵۳، ۱۹۸۶ و ۲۰۱۹ را به هم متصل میکند. مانند «۱۲ میمون»، توضیحات و مکانیسمهای سفر در زمان در سریال «تاریک» یک راز است، بنابراین برای کسانی که هنوز آن را ندیدهاند سعی میکنم داستان را فراتر از فصل اول لو ندهم. پارادوکس grandfather در این جهان جایی ندارد و به شخصیتهای دورههای مختلف زمانی اجازه میدهد با یکدیگر تعامل داشته باشند.
در اغلب موارد، نسخههای دیگر یک شخصیت با دادن اطلاعات به نسخههای گذشته خود، مستقیماً باعث بروز رویدادهای قبلی میشوند. حتی اگر شخصیتها به گذشته سفر کنند، با سرعت طبیعی به پیری خود ادامه میدهند. این جنبههای سفر در زمان کاملاً منسجم باقی میمانند، بنابراین سوال اصلی این میشود که چه چیزی دقیقاً این حلقه زمانی را در جای خود نگه داشته و آیا امکان شکستن آن وجود دارد یا خیر.