۱۴ تا از بهترین سریالهای ترکیهای سال ۲۰۲۴ : در دورانی که پیدا کردن یک سریال جدید و دلچسب برای دنبال کردن سختتر از همیشه شده، بهخصوص بهخاطر نگرانی از لغو شدن ناگهانیشان، اضافه کردن یک اثر جدید به فهرست تماشایمان کار سادهای نیست. با کاهش بیش از ۲۰ درصدی تعداد سریالهای جدید نسبت به سال گذشته، مشخص است که صنعت سریالهای ترکیهای این روزها در شرایط نامطمئنی قرار دارد. در حالی که بسیاری از تولیدات با احتیاط پیش میروند، برخی آثار کیفیتشان افت کرده و برخی دیگر با بهبود داستانهای آشنا میدرخشند.
از «بهار» گرفته تا «اوزاک شهریر»، بازسازیهای ترکیهای امسال نه تنها موفق بودند، بلکه نشان دادند مخاطب همچنان تشنه داستانگویی صادقانه و واقعی است.
بهترین سریالهای ترکیهای ۲۰۲۴ مجموعهای متنوع از روایتهای جذاب بودند که با بازیهای بینظیر بازیگران به زندگی آمدهاند. در ادامه فهرستی از سریالهایی را میبینید که در سال ۲۰۲۴ ما را پای صفحه تلویزیون میخکوب کردند.
1. Sahipsizler : (شش نفر از ما)

سریال «ساهیپسیزلر» داستان تأثیرگذار شش خواهر و برادری را روایت میکند که پس از مرگ تراژیک والدینشان، مجبور میشوند خودشان از پس زندگی برآیند. آزیزه، جمو، زلیها، فیدان، سامت و بالیم که تمام عمرشان برای بدترین شرایط آماده شدهاند، وقتی بزرگترین ترسشان به واقعیت میپیوندد، باید روی هم تکیه کنند و قوت بگیرند. آنها جنگلهایی را که همیشه خانهشان بوده ترک میکنند و به خیابانهای بیرحم استانبول وارد میشوند؛ جایی که با تهدیدهای جدید و همهجانبهای روبرو میشوند.
از همان قسمت اول، سریال مخاطب را به سفری عمیق و احساسی میبرد و با نمایش خودمحوری خام و بیپرده طبیعت انسان، بیننده را به چالش میکشد.
«ساهیپسیزلر» نقاط قوت زیادی دارد، اما بیش از همه به خاطر بازیهای درخشان بازیگران جوانش برجسته میشود؛ کسانی که شما را با شخصیتها پیوند میدهند و نسبت به سرنوشتشان احساس عمیقی ایجاد میکنند.
تحت کارگردانی استادانه جِم کارجی، هر بازیگر نقشی اصیل و صمیمانه ارائه میدهد که بیوقفه دل بیننده را به تپش درمیآورد و این سریال را به یک اثر درجه یک در روایت احساسی تبدیل میکند.
2. Bahar : (بانوی شکوفا)

سریال «Bahar» که اوایل سال جاری از شبکه Show TV پخش شد، خیلی زود تبدیل به یک موفقیت بزرگ شد و تا امروز همچنان محبوبیت خود را حفظ کرده است.
این سریال که بازسازی یکی از آثار مطرح کرهای به نام «دکتر چا» است، به خاطر نمایش واقعی و تأثیرگذار از چالشهای روزمره زنان مورد تحسین قرار گرفته. داستان حول محور شخصیت اصلیاش میچرخد؛ زنی که پس از سالها فداکاری بیوقفه برای خانوادهاش و دریافت کمترین قدردانی، تصمیم میگیرد کنترل زندگی و سرنوشت خود را دوباره به دست بگیرد.
با وجود مقاومتها و موانع متعدد، بهار که روزگاری مسیر درخشانی در پزشکی داشت، راه خود را بازمییابد. او سر و صداهای اطراف را کنار میگذارد و با چالشی سخت اما رضایتبخش به تکمیل دوره تخصص پزشکیاش میپردازد تا نهایتاً به آرزوی دیرینهاش، تبدیل شدن به پزشک، برسد. با قبول کار در همان بیمارستانی که همسر و پسرش هستند، بهار به زودی حقایق تلخی درباره شوهر ظاهراً مهربانش کشف میکند؛ اما این واقعیتها نه تنها او را نمیشکند، بلکه انگیزهاش را برای ساختن زندگی جدیدی پر از امید، عشق و استقلال بیشتر میکند.
در جامعهای که زنان هنوز اغلب در نقشهای سنتی محصورند، سریالی مثل «Bahar» مانند نسیمی تازه است. پیام قدرتمند «اگر من میتوانم، تو هم میتوانی» عمیقاً با مخاطبان ارتباط برقرار میکند و تقریبا غیرممکن است کسی به این سریال علاقهمند نشود. دمت اویوغار در نقش بهار میدرخشد و اجرای صادقانهای ارائه میدهد که مسیر الهامبخش شخصیت را به خوبی به تصویر میکشد. از طنز تا احساسات عمیق، «Bahar» یک اثر نادر و کامل است که تماشای آن آرامشبخش است.
3. Uzak Şehir : (شهر دور)

بازسازی یک سریال محبوب کار آسانی نیست، اما وقتی موفق باشد، نتایج آن کاملاً ملموس است.
شرکت آیاپیم (از طریق آینا یاپیم) مسئول بازسازی سریال محبوب عربی «الهبه» برای مخاطبان ترکیه شد و در همان هفتههای ابتدایی پخش، همه دربارهاش حرف میزنند — که کاملاً هم حق دارد.
«شهر دور» داستان آلیا آلبورا را روایت میکند که به همراه پسر پنج سالهاش از کانادا به سرزمینهای اجدادی خانواده آلبورا در ماردین سفر میکند تا آرزوی آخرین شوهر مرحومش را برآورده کند: دفن شدن در زادگاهش. این سفر کوتاه خیلی زود به سفری بیبازگشت تبدیل میشود، وقتی آلیا به قدرت عظیم خانواده آلبورا پی میبرد. مادر شوهر مرحومش که رئیس خانواده است، نسبت به آلیا علاقهای ندارد و با شناخت کمی که از او دارد، شک میکند که آلیا ممکن است در مرگ پسرش دست داشته باشد.
با وجود اینکه مادر شوهر بهطور موقت اجازه میدهد آلیا بماند، یک چیز را کاملاً واضح میکند: نوهاش باید در ماردین بماند. اما آلیا، مادری که عمیقاً به پسرش وابسته است، حاضر نیست فرزندش را به خانوادهای بسپارد که بیمهابا به آسمان تیراندازی میکنند. نتیجه، تلاشهای جسورانه (و ناموفق) برای فرار است که هر بار خطرناکتر میشود.
وقتی آلیا به تدریج با اسیر شدن دائم خود کنار میآید، مادر شوهرش پیشنهادی شوکهکننده مطرح میکند: اگر آلیا میخواهد با پسرش بماند، باید دوباره ازدواج کند — این بار با برادر مرحومش، چیهان. دان-دان!
پس از مقاومتهای بسیار، آلیا با اکراه قبول میکند و تمرکزش را روی هدف بزرگتر حفظ میکند. بدین ترتیب، داستانی کلاسیک از دشمنی تا عشق شکل میگیرد که پر از تنش، احساسات و درام است.
4. Teşkilat : (تیم سایه)

معمولاً فهرست بهترینهای سال شامل سریالهایی است که در همان سال پخش شدهاند، اما سریال «تشكيلات» که از سال ۲۰۲۱ آغاز شده، امسال هم بهخاطر کیفیت و محبوبیتش جایگاه خود را بهخوبی حفظ کرده است. این سریال حالا به فصل پنجم رسیده و با شعار «از آلتای تا تون» تغییرات زیادی را تجربه کرده، بهویژه در تعویض بازیگران اصلی.
در این فصل، دیدار دوباره مورد انتظار تولگا ساریتاش و آیبوکه پوسات روی پرده رفت و آنها موفق شدند دوباره موفقیت سریال ۲۰۱۷ خود، «سوز»، را تکرار کنند.
ساریتاش در نقش کاپیتان آلتای، ماموریتی دارد تا دشمن را ریشهکن کند. در این مسیر با نسلیهان (پوسات) آشنا میشود؛ میهندوستی مقاوم که باوجود از دست دادنهای شخصی بزرگ، همچنان به دفاع از وطنش پایبند است. آلتای و نسلیهان که ابتدا با هم اختلاف داشتند، به مرور به نقطه مشترکی میرسند و اهداف مشترک آنها را به یک همکاری قوی برای انجام ماموریتهای پرخطر تبدیل میکند.
فصل جدید «تشكيلات» پر از هیجان و اکشن است و این موضوع با استقبال بینظیر مخاطبان و بالاترین آمار تماشای سریال از فصل دوم بهروشنی دیده میشود.
5. Leyla: Hayat… Aşk… Adalet… : (لیلا: زندگی… عشق… عدالت…)

در دوران اوج خود، سریال «آونیو برزیل» مخاطبان میلیونی را جذب کرد، بهطوری که وقتی قسمت پایانی آن پخش شد، کل کشور برزیل متوقف شد. بازسازی چنین سریالی که اینقدر موفق بوده، کار آسانی نیست؛ اما اگر با دقت و وفاداری به اصل اثر انجام شود، میتوان دوباره همان جادو را خلق کرد.
شرکت آییپیم این کار را با سریال «لیلا: زندگی… عشق… عدالت…» بهخوبی انجام داده است.
در این سریال، ما همراه با لیلا، شخصیت اصلی داستان، به سفری پر از تلاطم میرویم؛ زمانی که زندگیاش پس از ازدواج پدرش، حلمی، که تنها خویشاوند زندهاش است، با نوری—a زنی زیبا اما حیلهگر و دستکاریکننده—کاملاً تغییر میکند.
حلمی که کورکورانه عاشق نوری شده، لیلا را نادیده میگیرد و او را به وضعیتی آسیبپذیر میراند. وقتی حلمی متوجه اشتباهش میشود، دیگر دیر شده؛ نوری نقشهای کشیده تا حلمی را برای همیشه از سر راه بردارد. پس از موفقیت در این طرح، نوری دست از کار نمیکشد و برای به دست آوردن زندگیای که همیشه آرزویش را داشت، همراه با معشوق دیرینهاش مالی، لیلا را بیرحمانه در یک محل زباله رها میکند و همه پیوندهای گذشته را قطع میکند.
لیلا که فقط خاطرات دردناک برایش باقی مانده، قسم میخورد که نوری را بابت تمام آنچه تحمل کرده مجازات کند. سالها با دقت نقشه انتقام میکشد و با هویتی جدید به نام اِلّا وارد خانه نوری میشود و به عنوان یک سرآشپز ماهر و محبوب نفوذ میکند. با هر غذایی که مهارتآمیز میپزد، به آرامی زندگی ظاهراً کامل نوری را از هم میپاشد و نقشهاش را پیش میبرد.
با آغاز اتفاقات عجیب و نگرانکننده، نوری به شک میافتد و حس میکند چیزی درست نیست. درست وقتی انتقام لیلا در حال پیشرفت است، یک مشکل غیرمنتظره سر راهش قرار میگیرد: دوست کودکیاش، چینو (که با نام سیوان هم شناخته میشود)، پسر خوانده نوری است.
عشق همیشه کارها را پیچیده میکند و این موضوع برای لیلا هم صادق است؛ نقشه انتقام دقیق او با احساسات تازهاش نسبت به سیوان تداخل پیدا میکند و رازهای خانوادگی مدفونشده را دوباره زنده میکند و همه را مجبور میکند با خرابههای گذشته روبرو شوند.
اگرچه سریال یک بازسازی است، «لیلا: زندگی… عشق… عدالت…» اصلاً کهنه و تکراری به نظر نمیرسد. بهخاطر کارگردانی استادانه هیلال سارال، شیمی قابللمس بین بازیگران اصلی و بازیهای برجسته کل بازیگران، سریال موفق شده تعادلی بینقص بین آشنا بودن و تازگی برقرار کند.
6. Bir Gece Masalı : (قصهای در شب)

از زمان اعلام اولیه تا کنون، «Bir Gece Masalı» شور و هیجانی را بهوجود آورده که با هر قسمت جدید بیشتر و بیشتر میشود.
این سریال، داستان گستردهای از انتقام است و ما را همراه با ماهیر (بوراگ دنیز) میبرد، کسی که پس از سالها به شهر زادگاهش بازمیگردد با یک هدف: انتقام مرگ پدرش. حالا به عنوان یک کمیسر، ماهیر سالها را صرف آمادهسازی دقیق نقشه انتقامش کرده است و وقتی برای عملی کردن برنامههایش قدم به شهر میگذارد، اولین روز بازگشتش با دیدار غیرمنتظرهای با دختری کولی آغاز میشود که زیباییاش فوراً در ذهنش جای میگیرد. با اینکه تمرکز ماهیر همچنان روی شکار قاتل پدرش است، جستجوی این دختر جذاب کولی که «شهرزاد» نامش میگذارد، به لیست کارهایش اضافه میشود.
فرصت مناسبی برای گیر انداختن کورشات کیلیمجی، مردی که مسئول مرگ پدرش میداند، پیش میآید و ماهیر که مصمم است این فرصت را از دست ندهد، بهترین کت و شلوار خود را میپوشد و به عروسی دختر کورشات میرود. و در کمال تعجب، «شهرزاد» که از همان دیدار اول عاشقش شده بود، کسی نیست جز جانفزا، دختر دشمن قسمخوردهاش.
نقشه انتقامی که زمانی بینقص به نظر میرسید، شروع به فروپاشی میکند وقتی ماهیر در کشمکش بین قلب و عقل گرفتار میشود و باید هر چه سریعتر برنده این نبرد شود، چرا که نقشههای شیطانی کورشات برای دخترش در حال شکلگیری است. عشق پیروز میشود، اما مسیر رسیدن به پایان خوش، پر از موانع و چالشهای فراوان است.
7. İn٬ci Taneleri : (راز مرواریدها)

قلم ییلماز اردوغان به قول مردم ترکیه، شاهانه است — بینظیر. کسی که سالها از تلویزیون سنتی دور بوده، هیچ ضربهای نزده و «İnci Taneleri» بهترین معرفی دوباره به سبک خاص و تأملبرانگیز روایت داستان اوست.
در این سریال، اردوغان نقش آزِم را بازی میکند، معلم ادبیات محبوبی که زندگی آرام خانوادگیاش زمانی نابود میشود که به قتل همسرش متهم و زندانی میشود — جرمی که مرتکب نشده بود.
پس از آزادی، تمام تمرکز آزِم بر بازگرداندن فرزندانش است که در خانوادههای مختلف به فرزندخواندگی سپرده شدهاند. اما جهان بیرون بدون او پیش رفته و واقعیت زندگیهای کاملاً متفاوت فرزندانش چالشهای غیرمنتظرهای به همراه دارد.
در مسیر بازسازی زندگی شکسته، آزِم با دلبِر، رقصنده جوانی پرمشکل، آشنا میشود و ارتباط غیرمنتظرهای شکل میگیرد که پیچیدگیهایی به سفرش میافزاید. به دلیل سابقهای که لطمه دیده، نمیتواند به حرفه معلمی بازگردد و به تدریس خصوصی زیر نام مستعار میپردازد. این مسیر او را به پیرایه، مادر دانشآموز ثروتمندی، میرساند و جرقه جذابیت تازهای را شعلهور میکند.
در میان ارواح گذشته، دو زن متفاوت و تلاش برای گرد هم آوردن خانوادهاش، آزِم باید از میان دریایی از احساسات گوناگون عبور کند با این امید که روزی بتواند آنچه زمان از او گرفته، بازپس گیرد.
8. Siyah Kalp : (دره قلبها)

منظره خیرهکننده کاپادوکیا به تنهایی کافی است، اما وقتی با داستانی جذاب و بازیگران درخشان ترکیب شود، «Siyah Kalp» تبدیل به یک درام ترک است که نمیتوان از دیدنش دست کشید.
در این سریال، ماجرای سمرُو را دنبال میکنیم که پس از رها کردن دوقلوهای نوزادش، نوح و ملک، زندگی تازهای بهعنوان همسر مردی ثروتمند و تأثیرگذار و مادر دو فرزند دیگر میسازد. اما پرده ظاهریاش شروع به فرو ریختن میکند وقتی دوقلوها محل زندگی او را کشف کرده و به عمارت شانسآلان میآیند تا او را روبهرو کنند و عدالت خود را طلب کنند.
سمرو که غافلگیر شده، گذشتهاش را انکار میکند، اما تهدید آشکار شدن راز او همچون بمب ساعتی در حال فعال شدن است. با پیشرفت نقشههای انتقام نوح و ملک، پیچیدگیهای غیرمنتظرهای به وجود میآید وقتی مسیرشان با اعضای خانواده جدید سمرو تلاقی میکند. ملک شیفته جیهان، ناپدری سمرو، میشود که در سایه ازدواج اجباری قریبالوقوع با دخترعمهاش سویلای گرفتار است. در همین حال، نوح عاشق سویلای میشود که خود در نبرد با انتظارات خانوادگی است.
با وجود تلاشهای سمرو برای پنهان کردن گذشتهاش و دور نگه داشتن فرزندانش، ملک و نوح به تدریج وارد دلهای جیهان و سویلای خانواده میشوند، رازهای دفن شده را برملا کرده و عاشقانههای ممنوعه را شعلهور میسازند.
9. nnem Ankara : (قصه مادرم)

Bergüzar Korel و Mehmet Günsür سالها بود که در یک سریال تلویزیونی سنتی حضور نداشتند، اما وقتی فیلمنامهی Annem Ankara به دستشان رسید، هر دو با اشتیاق قرارداد امضا کردند — که خود گواهی بر کیفیت بالای این سریال است.
داستان در دهه ۹۰ جریان دارد و ما Zuhal Soydaşlı (با بازی Korel) را دنبال میکنیم، مادری با سه فرزند که سالها پیش با مردی ازدواج کرده بود که هرگز به بلوغ کامل نرسیده بود. Zuhal تمام زندگیاش را وقف خانوادهاش کرده و به رفاه و نیازهای آنها اهمیت میداد، حتی اگر به قیمت خودش تمام میشد. اما روزگار سختترین ضربه را به او میزند: خیانت همسرش Hasan (با بازی Günsür).
زُهال که به خانه مادرش پناه میبرد، به تدریج درمییابد که ازدواجش او را از جایی که زمانی به آن “خانه” میگفت، دور کرده و این تجربه عزم او را برای فراهم کردن بهترین زندگی ممکن برای فرزندانش تقویت میکند.
Annem Ankara به خوبی تصویرگر مبارزات زنان در سراسر جهان است، اما از کلیشه تسلیم شدن به سرنوشت فاصله میگیرد و داستانی الهامبخش از امید و تابآوری ارائه میدهد.
10. Deha : (خوب و بد)

تنها تعداد معدودی از بازیگران سریالهایی دارند که دیدنشان واجب است و Aras Bulut İynemli بدون شک یکی از آنهاست. امسال، او نقش نابغه ریاضی، Devran، را در سریال Deha از Ay Yapım بر عهده گرفت.
در این سریال، زندگی Devran از فقر به اعتبار تبدیل میشود زمانی که او یک مسئله ریاضی هزارساله را حل میکند و این موفقیت برایش بورس تحصیلی کامل در یکی از دانشگاههای معتبر آمریکا را به همراه دارد.
Devran در محلههای فقیرنشین بزرگ شده، همراه با مادر، مادربزرگ، خواهر و برادران و اولین عشقش، Esme. همه چیز داشت به نفع او پیش میرفت تا جایی که پدر غایب و بدنامش، İskender، یک کلاهبردار حرفهای، دوباره وارد زندگیاش میشود. در حالی که Devran میان همسالان و بزرگان دنیای ریاضی مورد احترام بود، تنها کسی که برایش اهمیت داشت پدر بیارزشش İskender بود.
با نزدیک شدن Devran به تحقق رویاهایش، مسیر ثروت و موفقیت باعث میشود برادر کوچکترش Boran بیشتر و بیشتر به سمت پدرشان کشیده شود، مردی که در طول سالها تبدیل به فردی حتی خطرناکتر شده است.
در جریان ماجراها، Boran درگیر نقشههای خودخواهانه İskender میشود، اما پیش از آنکه Devran بتواند به او بگوید «گفتم که»، به پایان راه میرسد.
عصبی و مصمم برای انتقام از رنجهای خانوادهاش، Devran آرزوهای آمریکا را کنار میگذارد تا مقابل İskender بایستد. با هوش سرشار و انگیزهای عمیق برای عدالت، او وارد یک نبرد نفسگیر میشود که در آن هوش بیرحم او با فریب و جاهطلبی پدرش روبرو میشود.
Deha یک سفر هیجانانگیز است که آرزوی تماشاگران برای پیروزی نهایی «خوبها» را به بهترین شکل به تصویر میکشد.
11. Mehmed: Fetihler Sultanı : (فاتح: سلطان فتوحات)

وقتی صحبت از درامهای تاریخی میشود، شبکه TRT1 همواره نمره A+ را برای تواناییاش در ترکیب داستانسرایی جذاب با جلوههای بصری خیرهکننده دریافت میکند.
Mehmed: Fetihler Sultanı یک حماسه تاریخی است که سفر شخصیت اصلی و نامآشنا، محمد فاتح، را از زمان به تخت نشستن در جوانی تا پیروزیهای بزرگ در میدان نبرد و لحظات ناامیدی و سختی به تصویر میکشد. در حالی که بسیاری جوانی او را نشانه ضعف میدانستند، محمد با شکستن انتظارات، نوآوری و پیشرفت را بر سنتهای کهنه ترجیح داد.
اولین مأموریت او فتح قسطنطنیه بود؛ کاری که نه تنها جایگاهش را در تاریخ تثبیت کرد بلکه پایهگذار تبدیل امپراتوری عثمانی به یک قدرت جهانی شد، از طریق اصلاحات گسترده در حوزه آموزش و عدالت.
با وجود موانع فراوان، از دشمنان بیرحم گرفته تا خیانتهای نزدیکان، محمد در راه رسیدن به عظمت ثابتقدم باقی ماند. این بازگویی هیجانانگیز مخاطبان را به یک حماسه عظیم با تعادل بینظیری از ماجراهای سیاسی و صحنههای نبرد تاریخی میبرد.
با بازی درخشان Serkan Çayoğlu و بودجه قابل توجه TRT1، Mehmed: Fetihler Sultanı یکی از آثار برجسته و شاهکارهای درام تاریخی است که جایگاه بلندی در میان بهترینها یافته است.
12. Şakir Paşa Ailesi: (موکیزهلر و اسکاندالار)

Şakir Paşa Ailesi: Mucizeler ve Skandallar زندگی خانواده بدنام شاکیر پاشا را به تصویر میکشد؛ سلسلهای عثمانی که گرفتار رسواییهای پیدرپی بود و در نهایت برخی از بزرگترین هنرمندان قرن بیستم را به دنیا آورد.
این سریال با جلوههای بصری خیرهکننده و توجه دقیق به جزئیات تاریخی، فرآیند پیشتولید طولانی و گستردهای را پشت سر گذاشته و این کیفیت در هر صحنه محسوس است.
این درام که به عنوان پاسخ ترکیه به سریال Bridgerton شناخته میشود، در سال ۱۹۱۲ آغاز میشود، وقتی جواط، پسر بزرگ خانواده، پس از بازگشت از آکسفورد همراه همسر ایتالیایی و فرزندش به خانه میآید. در حالی که مادر جواط، خانم اسمیت، از بازگشت پسرش خوشحال است، پدر مقتدرش، شاکیر پاشا، در جشن بازگشت غایب است و مخالفتش با همسر و سبک زندگی جواط سایهای بر این گردهمایی میاندازد.
تنشها در عمارت بزرگ خانواده در بیوکآدا به جوش آمده و کینههای قدیمی دوباره سر برمیآورند و تضادهای عمیق خانوادگی آشکار میشود. تا این لحظه چند قسمت پخش شده، اما با توجه به حجم عظیم آثار ادبی که تاریخ پرحادثه خانواده شاکیر پاشا را روایت میکنند، به نظر میرسد سریال در مسیر یک داستان عاشقانه ممنوعه و انفجاری بین همسر جواط و پدرش حرکت میکند. اگر روایت وفادار به منبع باشد، پیچشهای رسواکننده بیشتری در راه است و ما بیصبرانه منتظر دیدن آن هستیم.
13. Yalan : (بار سنگین خانواده)

تنها سریالی که امسال تابستان به روی صفحههای ما آمد، «Yalan» داستانی عمیق و تاثیرگذار درباره فداکاریهای مادری است که برای فرزندش حاضر است هر کاری انجام دهد.
داستان حول ملکه میچرخد؛ زنی که پس از گذراندن ۲۰ سال حبس بهخاطر جرمی که مرتکب نشده — قتل همسرش — سرانجام آزاد میشود و مصمم است با دخترش، هازل، که از نوزادی تحت سرپرستی خواهرش بزرگ شده، دوباره به هم برسد. هازل در دنیایی کاملاً متفاوت از آنچه ملکه ترک کرده، رشد کرده است.
در حالی که ملکه مشتاق است کابوس محکومیت ناعادلانهاش را پشت سر بگذارد، خود را در تار عنکبوتی تازه از دروغها و فریبها میبیند. او در مسیر کشف حقیقت و یافتن قاتل واقعی همسرش، باید با پیچیدگیهای زندگی هازل نیز کنار بیاید؛ دختری که در نبود ملکه، زنی دیگر را مادر خوانده است.
«Yalan» همچون جواهری پنهان است که با ظرافت تمام، قلب ژانر درام ترکی را به تصویر میکشد و به ظریفترین لایههای روابط خانوادگی با عمق و احساس میپردازد.
بازیگران ترکیهای که جهان را فتح کردند: از ترکیه تا هالیوود(در یک برگه جدید مرورگر باز میکند)
14. Kara Ağaç Destanı : (افسانه درخت سیاه)

درامهای تاریخی معمولاً ژانری خاص و سختپسند هستند که اغلب نتیجهای متفاوت میدهند، به همین دلیل یافتن اثری که مخاطب را جذب و مدهوش کند، نادر است. سریال «Kara Ağaç Destanı» از شبکه TRT1 یکی از آن استثناهاست که بهخوبی بین دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۷۰ سفر میکند و در دل سرزمینهای کهن آناتولی داستانی پرکشش را روایت میکند.
داستان حول محور جلال آغا میچرخد؛ مردی که برای رسیدن به قدرتی بیرقیب حاضر است هر کاری حتی قتل را انجام دهد. او هر مانع و مزاحمی را از سر راه برمیدارد و به نوعی نفوذ و اقتدار دست پیدا میکند که دست نیافتنی میشود.
حکمرانی ترسناک جلال آغا تنها متوجه رقبایش نیست، بلکه در خانهاش نیز همه روی تخممرغ راه میروند، از جمله همسرش که بهشدت از او میترسد. در یکی از سختترین تصمیماتش برای نجات دخترش از سرنوشت محتوم به دلیل خواسته جلال آغا مبنی بر تولد فرزند پسر، همسرش سُلطان را با عمر، پسر یکی از متحدان مورد اعتماد، عوض میکند.
سالها میگذرد و جلال آغا بدون اطلاع از حقیقت، عمر را همچون فرزند خود بزرگ میکند؛ اما با بازگشت سلطان، که مأموریت اصلیاش انتقام است، رازهای گذشته کمکم سر بر میآورند.
سرنوشت اما جادوی خود را به کار میاندازد و مسیر سلطان را به عمر میرساند، تغییری که مسیر «Kara Ağaç» را برای همیشه دگرگون میکند.