معرفی 10 بازیگری که از نقشهای معروفشان متنفرند : رای بسیاری از بازیگران، ایفای یک نقش بزرگ و برجسته آرزویی است که میتواند زندگی حرفهای آنها را متحول کند. چنین نقشی میتواند به شهرت بیسابقه، درآمدهای چشمگیر و حتی جوایز معتبر ختم شود. اما تنها تعداد کمی از بازیگران خوششانس هستند که موفق به دستیابی به چنین فرصتی میشوند. با این حال، شگفتانگیزتر این است که برخی از این بازیگران، پس از تجربه این موفقیت، از نقشهای برجسته خود بیزار میشوند. دلایل این بیزاری متفاوت است و گاه به تجربههای تلخ آنها در زمان ایفای نقش یا شرایط دشوار زندگیشان در آن دوران برمیگردد.
برخی از بازیگران معتقدند که این نقشها مسیر حرفهای آنها را به سمت نامناسبی سوق دادهاند یا حتی باعث شدند که به کلیشههای خاصی محدود شوند. در موارد دیگر، بازیگر ممکن است احساس کند که اجرای خود در آن فیلمها یا حتی خود آن فیلمها چندان برجسته و باکیفیت نبودهاند. این دلایل گوناگون باعث شده است که تعدادی از بازیگران با وجود موفقیت و محبوبیت نقشهایشان، از آنها فاصله بگیرند یا حتی از یادآوریشان نیز ناراحت شوند. چنین دیدگاههایی تصویری پیچیده و متفاوت از دنیای بازیگری و پیامدهای شهرت به نمایش میگذارد.
۱۰. بیزاری Burt Reynolds از موفقترین نقش حرفهایاش

برت رینولدز، بازیگری که در دهههای ۱۹۷۰ و اوایل ۱۹۸۰ به شهرت بینظیری رسید، پس از چند شکست سینمایی در گیشه، محبوبیتش را از دست داد. در این شرایط، پل توماس اندرسون، کارگردان تازهکار، در فیلم Boogie Nights به او فرصتی داد تا بار دیگر استعداد خود را اثبات کند. این فیلم در سال ۱۹۹۷ به موفقیت چشمگیری دست یافت و برای رینولدز اولین و تنها نامزدی اسکار دوران حرفهایاش را به همراه داشت. او در نقش جک هورنر، کارگردان فیلمهای بزرگسالان، توانست عملکردی بینظیر از خود نشان دهد که توجه منتقدان را به خود جلب کرد.
با این حال، رینولدز از تجربه کار بر روی این فیلم متنفر بود. او در مصاحبههای خود بارها از پل توماس اندرسون انتقاد کرد و او را فردی “خودشیفته” توصیف کرد که احترام چندانی به او نداشت. برخی از همبازیهایش معتقد بودند که رینولدز از درک عمق فیلم و دلایل موفقیت آن عاجز بوده است. با وجود موفقیت عظیم Boogie Nights و تاثیری که این فیلم بر حرفه رینولدز داشت، بیزاری او از نقش و تجربه کار با اندرسون باعث شد که او هیچگاه نتواند این موفقیت را جشن بگیرد.
۹.Viola Davis و انتقاد از تصویرسازی ناقص فیلم The Help

ویولا دیویس با نقشآفرینی در فیلم The Help توانست تحسین منتقدان را جلب کند و برای اولین بار نامزد اسکار بهترین بازیگر زن شود. او در این فیلم نقش یک خدمتکار آفریقایی-آمریکایی را بازی میکند که در دهه ۱۹۶۰ در ایالتهای جنوبی آمریکا برای یک خانواده سفیدپوست کار میکند. با این حال، دیویس بعدها اعلام کرد که از حضور در این فیلم پشیمان است. مشکل او نه کارگردان فیلم تیت تیلور بود و نه بازیگران همکارش، بلکه به نظرش فیلم نتوانست صدای واقعی خدمتکاران را به درستی به تصویر بکشد و تمرکز بیشتری روی شخصیتهای دیگر داشت.
انتقاد دیویس بازتابی از نظرات برخی منتقدان زمان اکران فیلم بود که از عدم پرداخت کافی به داستان زندگی خدمتکاران انتقاد داشتند. حتی ابیلین کوپر، خدمتکار واقعی که شخصیت دیویس از او الهام گرفته بود، از سازندگان فیلم شکایت کرد و این اثر را “اقتباسی تحقیرآمیز” از داستان واقعی خود توصیف کرد. علیرغم موفقیتهای هنری و تجاری، این نارضایتیها به یکی از جنبههای بحثبرانگیز فیلم تبدیل شد و باعث شد دیویس از این تجربه با نگاه انتقادی یاد کند.
۸. Zac Efron و احساس شرمندگی از High School Musical

برای بسیاری، سری فیلمهای High School Musical از دیزنی یادآور خاطراتی شیرین از دوران جوانی است، اما برای زک افران، بازیگر اصلی این مجموعه، چنین نیست. او در مصاحبههای خود گفته است که وقتی به نقشآفرینیاش در این فیلمها نگاه میکند، گاهی احساس میکند دوست دارد “به خودش یک سیلی بزند.” اگرچه این فیلمها او را به شهرت جهانی رساندند، اما افران این نوع شهرت را “چیزی غیرواقعی” توصیف میکند و معتقد است که نمیتوان آن را با دوستان و عزیزانش به اشتراک گذاشت.
به نظر میرسد نقش برجستهاش در این فیلمها او را سریعتر از آنچه انتظار داشت، وارد دنیای شهرت کرد. این تجربه نهتنها برای او لذتبخش نبود، بلکه باعث شد نگاه متفاوتی به این بخش از حرفه خود داشته باشد. برای افران، High School Musical نمادی از موفقیتی است که او از صمیم قلب آن را نپذیرفت و با آن راحت نبود.
۷. Crispin Glover و انتقاد از پیام فیلم Back to the Future

فیلم Back to the Future یکی از آثار کلاسیک و محبوبی است که زندگی بسیاری از عوامل و بازیگران آن را تغییر داد. با این حال، کریسپین گلاور، یکی از بازیگران اصلی فیلم، همواره دیدگاه منفی خود را نسبت به این اثر و میراث آن بیان کرده است. گلاور از پایانبندی فیلم که نشان میدهد شخصیتهای اصلی برای خوشبختی نیازمند ثروت هستند، ناراضی بود. این اختلاف نظر او با کارگردان، رابرت زمهکیس، و نویسنده، باب گیل، باعث شد که او تصمیم بگیرد در قسمت دوم این فیلم حضور نداشته باشد.
حتی زمانی که تهیهکنندگان قسمت دوم تلاش کردند چهره گلاور را با استفاده از جلوههای ویژه بازسازی کنند، او علیه آنها شکایت کرد و پروندهای حقوقی به راه انداخت. اگرچه بعدها گلاور با زمهکیس آشتی کرد، اما همچنان یکی از معدود بازیگران این فیلم است که رابطهای سرد با آن دارد و تمایلی به مشارکت در جشنهای مربوط به این اثر ندارد. نگاه انتقادی او به پیام فیلم و تجربههای ناخوشایندش در طول ساخت آن، باعث شده تا از موفقیت این اثر فاصله بگیرد.
۶. Brad Pitt و تجربه ناخوشایند فیلم Interview with the Vampire

بعد از درخشش در نقشهای کوچک فیلمهای Thelma and Louise و True Romance، برد پیت به عنوان بازیگر اصلی اقتباس سینمایی رمان مشهور آن رایس، Interview with the Vampire، انتخاب شد. این فیلم موفق شد بیش از ۲۰۰ میلیون دلار فروش کند و آغازگر دوران موفقیت بازیگر نوجوان کیرستن دانست باشد. با این حال، اگر هنگام تماشای فیلم احساس کردهاید که پیت در برخی صحنهها از نقش خود فاصله دارد، احتمالا حق با شماست.
پیت بارها از تجربه ساخت این فیلم به عنوان یک “عذاب” یاد کرده است. او مجبور بود مدت طولانی در فصل زمستان، در یک استودیوی قدیمی و بدون پنجره خارج از کشور فیلمبرداری کند. به حدی از این شرایط خسته شده بود که حتی از تهیهکنندگان پرسید چقدر هزینه دارد تا از پروژه کنارهگیری کند. وقتی متوجه شد که خروج از فیلم برایش ۴۰ میلیون دلار هزینه دارد، تصمیم گرفت به سختی ادامه دهد و کار را به پایان برساند. این تجربه تلخ، یکی از بدترین دوران کاری او به شمار میرود.
۵. Gene Hackman و بیاعتقادی به موفقیت Hoosiers

فیلم Hoosiers یکی از آثار ورزشی برجسته در تاریخ سینما است و بسیاری آن را با بازی بهیادماندنی جین هکمن در نقش یک مربی بسکتبال دبیرستانی به یاد میآورند. این فیلم روایتگر داستان گروهی از دانشآموزان است که با هدایت مربی خود، به موفقیتی غیرمنتظره دست پیدا میکنند. با این حال، هکمن هیچوقت علاقه خاصی به این فیلم نشان نداده و حتی در طول ساخت آن، نسبت به موفقیت فیلم بدبین بود.
او در حین فیلمبرداری به همبازیاش دنیس هاپر گفته بود که “پولهایت را جمع کن، چون بعد از این فیلم دیگر کار نخواهیم داشت.” اگرچه دلیل اصلی نارضایتی هکمن از فیلم مشخص نیست، اما کسانی که در آن زمان کنار او بودند، میگویند که او بهطور کلی در طول ساخت فیلم بداخلاق بود و فیلم را اثری سطحی میدانست که سرنوشتش شکست در گیشه است. با این وجود، Hoosiers تبدیل به یکی از فیلمهای ماندگار سینما شد و جایگاهی ویژه در میان آثار ورزشی به دست آورد.
۴. George Clooney و تجربه تلخ فیلم Batman and Robin

پس از موفقیت فیلم Batman به کارگردانی تیم برتون در سال ۱۹۸۹، نقش بتمن به یکی از جذابترین انتخابها در هالیوود تبدیل شد. بنابراین، جای تعجب نداشت که تهیهکنندگان فیلم Batman and Robin در سال ۱۹۹۷، بازیگر نوظهور آن زمان، جورج کلونی را برای ایفای نقش شوالیه تاریکی انتخاب کردند. اما این تصمیم به کابوسی برای کلونی تبدیل شد، چرا که این فیلم نه تنها در گیشه شکست خورد، بلکه به عنوان یکی از بدترین فیلمهای تاریخ سینما شناخته میشود.
کلونی بعدها بابت بازی در این فیلم از طرفداران بتمن عذرخواهی کرد و گفت که عکسی از خود در لباس بتمن نگه میدارد تا همیشه به یاد داشته باشد که نباید نقشهایی را صرفا به دلایل تجاری انتخاب کند. این تجربه تلخ به او درسی بزرگ درباره گزینش نقشها داد، اما همچنان یکی از نقاط ضعف کارنامه حرفهایاش به شمار میآید.
۳.Bill Murray و خاطرات تلخ فیلم Groundhog Day

فیلم Groundhog Day، ساختهی ۱۹۹۳، امروزه به عنوان یکی از بهترین کمدیهای تاریخ سینما شناخته میشود. با این حال، به نظر میرسد که تنها کسی که از این فیلم خاطره خوشی ندارد، بازیگر اصلی آن، بیل موری، است.
در طول فیلمبرداری، موری با کارگردان فیلم و دوست قدیمیاش، هارولد ریمیس، دچار اختلافاتی بر سر لحن و پیامهای فیلم شد. این اختلافات تا جایی پیش رفت که موری تصمیم گرفت تنها از طریق یک مترجم زبان اشاره با تهیهکنندگان فیلم ارتباط برقرار کند. برخی معتقدند که موری در آن دوران وضعیت روحی مناسبی نداشت و این فیلم برای او یادآور دورانی دشوار است. هرچند این اثر یکی از برجستهترین فیلمهای کارنامهی حرفهای اوست، موری به ندرت دربارهی آن صحبت میکند و علاقهای به جشن گرفتن موفقیتهایش در این فیلم نشان نمیدهد.
۲. Christopher Plummer و نفرت از The Sound of Music

فیلم The Sound of Music، محصول ۱۹۶۵، یکی از موفقترین و تحسینشدهترین موزیکالهای تاریخ سینما است. با این حال، کریستوفر پلامر، بازیگر نقش کاپیتان جورج فن تراپ، در طول دوران حرفهای خود به ندرت دربارهی این فیلم نظر مثبتی ارائه کرده است. او در زندگینامهاش حتی از این فیلم به عنوان “The Sound of Mucus” (صدای مخاط) یاد کرده است.
پلامر اعتراف کرده که شخصیت کاپیتان فن تراپ برای او کسلکننده بوده و تلاشهای استودیو برای بسط این نقش را بیمعنا میدانسته است. به گفتهی اطرافیان، بیعلاقگی او به این پروژه تا حدی پیش رفت که گاهی در حالت مستی سر صحنه حاضر میشد و ترجیح میداد زمان بیشتری را دور از تولید فیلم بگذراند. این نفرت شخصی از نقشش باعث شده The Sound of Music در ذهن پلامر جایگاه ویژهای نداشته باشد، برخلاف طرفداران بیشماری که آن را عاشقانه دوست دارند.
۱. Alec Guinness و دلخوری از Star Wars

فیلم Star Wars، محصول ۱۹۷۷، به یکی از بزرگترین موفقیتهای تاریخ سینما تبدیل شد، اما الک گینس، بازیگر نقش اوبی-وان کنوبی، حتی پس از موفقیت عظیم این اثر، همچنان آن را یک فیلم علمی تخیلی بیارزش میدانست. گینس از ابتدا نسبت به کیفیت فیلمنامه انتقاد داشت و آشکارا اعلام کرده بود که تنها به دلیل دستمزد این نقش را پذیرفته است.
یکی از داستانهای مشهور دربارهی گینس مربوط به زمانی است که کودکی از او درخواست امضا کرد و به او گفت که فیلم Star Wars را ۱۰۰ بار تماشا کرده است. گینس در پاسخ گفته بود که تنها در صورتی به او امضا میدهد که دیگر هرگز این فیلم را نبیند! این نگاه انتقادی، حتی پس از موفقیت جهانی فیلم، باعث شده که گینس یکی از معدود بازیگران اصلی این مجموعه باشد که ارتباط احساسی با آن نداشت.
مطالب نزدیک به این موضوع: