ده فیلم برتر که جهان را تغییر دادند : صنایع فیلمسازی در سراسر جهان، بهویژه هالیوود، طوری وانمود میکنند که انگار فیلمها از اهمیت بالایی برای جامعه برخوردارند و توانایی تغییر جهان را دارند. کافی است نگاهی به مراسم اسکار بیندازیم، جایی که سلبریتیها دربارهی نقش حیاتی فیلمهایشان در پیشرفت جامعه داد سخن میدهند. البته این یک توهم است، زیرا فیلمها اساساً دو هدف را دنبال میکنند: افزایش حسابهای بانکی استودیوها و ارضای شخصی مخاطبان. متأسفانه، فیلم «در جبهه غرب خبری نیست» (۱۹۳۰) از وقوع جنگها جلوگیری نخواهد کرد، «فهرست شیندلر» (۱۹۹۳) مانع نسلکشیها نخواهد شد و «۱۲ سال بردگی» (۲۰۱۳) از نژادپرستی کم نخواهد کرد.
با این حال، فیلمهای انگشتشماری در تاریخ وجود دارند که توانستهاند تأثیر ملموسی بر واقعیت بگذارند. این فهرست شامل فیلمهایی است که بر بخشهای مختلف زندگی، مانند قانونگذاری، دولت، شرکتها و زندگی شخصی مردم تأثیر گذاشتهاند. این فهرست، تأثیر فیلمها بر فرهنگ عامه را به عنوان معیار در نظر نمیگیرد، مانند فیلمهایی که باعث ایجاد یک مد جدید شدهاند یا فیلمهایی که بر فیلمهای دیگر تأثیر گذاشتهاند. فیلمهای این فهرست از نظر عظمت فردی رتبهبندی نشدهاند، بلکه از نظر میزان تأثیری که بر واقعیت گذاشتهاند، دستهبندی شدهاند.
۱۰. نمایش ترومن

فیلم نامزد اسکار سال ۱۹۹۸، «نمایش ترومن» ساختهی پیتر ویر، هم از نظر منتقدان موفق بود و هم یکی از چندین فیلم پرفروش جیم کری در دههی ۱۹۹۰ به شمار میرفت. این فیلم داستان مردی (با بازی کری) را روایت میکند که به تدریج متوجه میشود زندگیاش در واقع یک برنامهی تلویزیونی واقعی است که برای تمام دنیا در حال فیلمبرداری است. «نمایش ترومن» به طور دقیق، وسواس جدید جامعه با تلویزیونهای واقعنما را پیشبینی کرد و نقدهای عمیقی از فساد رسانهها، قدرت شرکتها و نقش تبلیغات در زندگی ما ارائه داد.
اندکی پس از اکران فیلم، جوئل گلد، روانپزشک دانشکدهی پزشکی دانشگاه نیویورک، و برادرش ایان گلد، استاد دانشگاه مکگیل، شروع به بررسی بیمارانی کردند که متقاعد شده بودند رسانهها زندگیشان را کنترل میکنند و آنها در مرکز برنامهی تلویزیونی واقعی خودشان قرار دارند. جوئل گلد برای اولین بار در سال ۲۰۰۲ با بیمارانی با این علائم مواجه شد و پس از ارائه یک سخنرانی دانشگاهی در سال ۲۰۰۶، حدود شصت نفر مدعی شدند که همین توهمات روانپریشانه را تجربه میکنند.
۹. راننده تاکسی

فیلم تأثیرگذار و بسیار بحثبرانگیز «راننده تاکسی» (۱۹۷۶) ساختهی مارتین اسکورسیزی، یکی از فیلمهای شاخص جنبش هالیوود نو است و مرزهای خشونت در سینما را جابجا کرد. این فیلم با بازی رابرت دنیرو در نقش تراویس بیکلِ بدنام، مردی منزوی را به تصویر میکشد که به طور روانپریشانه شیفتهی بتسی (سیبل شفرد) و آیریس (جودی فاستر)، یک روسپی دوازده ساله، میشود. پس از طرد شدن توسط بتسی، تراویس تصمیم میگیرد با کشتن مردی که بتسی برای او کار میکند، یک سیاستمدار، انتقام بگیرد، اگرچه در نهایت موفق نمیشود.
«راننده تاکسی» به دلیل محتوای گرافیکیاش از قبل بسیار بحثبرانگیز بود، اما در سال ۱۹۸۱، پس از سوءقصد جان هینکلی جونیور به رئیس جمهور رونالد ریگان، بحثبرانگیزی آن به اوج جدیدی رسید. هینکلی جونیور بعداً ادعا کرد که شیفتهی «راننده تاکسی» شده و به ریگان شلیک کرده زیرا میخواسته جودی فاستر را تحت تأثیر قرار دهد، درست همانطور که تراویس میخواست برای جلب توجه بتسی این کار را انجام دهد.
بحثهایی در مورد ارتباط بین افزایش خشونت موجود در فرهنگ عامه و تأثیر آن بر جامعه پدید آمد، موضوعی که از آن زمان تاکنون فقط شدت گرفته است. «راننده تاکسی» همچنین تنها فیلمی نیست که باعث جنایات تقلیدی شده است. فیلمهایی مانند «قاتلین بالفطره» (۱۹۹۴) نیز بر جنایات بیشمار دنیای واقعی «تأثیر» گذاشتهاند.
۸. ۲۰۰۱: ادیسه فضایی

فیلم «۲۰۰۱: ادیسه فضایی» (۱۹۶۸) ساختهی استنلی کوبریک، یکی از مبهمترین و جسورانهترین فیلمهای سینمای آمریکا است. مضامین مبهم آن باعث بحثهای بیشماری شده که بیش از پنجاه سال پس از انتشار آن هنوز حل نشدهاند. و مهارت فنی آن در گذر زمان ثابت شده است، زیرا هنوز هم یکی از بهترین فیلمهای تاریخ از نظر بصری باقی مانده است. مستقیماً مرتبط با جلوههای ویژهی مشهور جهان در فیلم، «۲۰۰۱: ادیسه فضایی» مخاطبان را چنان متحیر کرد که بسیاری از آنها از این فیلم در یکی از بزرگترین نظریههای توطئه قرن بیستم استفاده کردند.
کمی بیش از یک سال پس از اکران فیلم، ایالات متحده در مسابقه فضایی از اتحاد جماهیر شوروی پیشی گرفت و به اولین کشوری تبدیل شد که فضانوردان را روی ماه فرود آورد. دیری نپایید که نظریهپردازان توطئه داستانی را مطرح کردند که شامل مراجعه ناسا به استنلی کوبریک برای کارگردانی یک فرود جعلی روی ماه بود، زیرا او «۲۰۰۱: ادیسه فضایی» را بسیار واقعگرایانه ساخته بود. منکران فرود روی ماه به فیلم «درخشش» (۱۹۸۰) کوبریک اشاره میکنند که حاوی اشارات متعددی به آپولو ۱۱ است، به عنوان مدرکی مبنی بر اعتراف کوبریک به دست داشتن در جعل فرود روی ماه.
۷. جیافکی (JFK)

فیلم «جیافکی» (۱۹۹۱) ساختهی الیور استون، فیلمی بسیار بحثبرانگیز دیگر، داستان جیم گریسون (کوین کاستنر) و تلاشهای او برای کشف حقیقت پشت پردهی ترور جان اف. کندی را روایت میکند. در سالهای پس از انتشار، بسیاری صحت تاریخی فیلم را زیر سوال بردهاند و استون برای کمک به نظریههای توطئهی کندی خود، آزادیهای زیادی را در قبال حقیقت روا داشته است. با این حال، صرف نظر از اینکه فیلم چقدر ممکن است دقیق یا نادرست باشد، فیلم چنان جنجالی به پا کرد که دولت ایالات متحده مجبور به مداخله شد.
«جیافکی» چنان موفقیت عظیمی بود که منجر به این شد که تعداد زیادی از مردم شروع به باور این موضوع کنند که افبیآی، سیا و ارتش ایالات متحده همگی در این ترور دست داشتهاند. این جنجال، رئیس جمهور جورج اچ. دبلیو. بوش را مجبور به امضای «قانون جمعآوری اسناد ترور رئیس جمهور جان اف. کندی» کرد که وعدهی انتشار زودهنگام تمام اسناد مربوط به این ترور را میداد. اسناد به تدریج از سال ۱۹۹۳ شروع به انتشار کردند و آخرین اسناد در سال ۲۰۱۷ منتشر شدند. با این حال، بیشتر اطلاعات منتشر شده، تأثیر کمی در منصرف کردن نظریهپردازان توطئه داشته است.
۶. حفرهی مار

فیلم «حفرهی مار» (۱۹۴۸) بر اساس رمان نیمهخودزندگینامهی مری جین وارد با همین نام ساخته شده بود که دربارهی تجربیات زنی در مواجهه با اسکیزوفرنی در یک بیمارستان روانی بود. این فیلم جوایز متعددی را در سراسر جهان کسب کرد و اجرای اولیویا دی هاویلند نامزد دریافت جایزه اسکار شد. این فیلم یکی از اولین فیلمهای هالیوودی بود که به طور جدی به بیماری روانی پرداخت.
«حفرهی مار» نگاهی عمیق به سوءاستفادههای کارکنان، شرایط غیرانسانی و درمان بحثبرانگیز بیماران روانی میاندازد. موفقیت و محبوبیت هر دو، هم رمان و هم فیلم، به ایجاد اصلاحات گسترده در بیمارستانهای روانی در سراسر کشور کمک کرد. شرایط امکانات، رویههای انجام شده بر روی بیماران و گزینههای درمانی بیماران، همگی اصلاحات اساسی را در بسیاری از ایالتهای سراسر کشور دریافت کردند.
۵. صحنههایی از یک ازدواج

مجموعه تلویزیونی کوتاه نمادین اینگمار برگمان در سال ۱۹۷۳ با عنوان «صحنههایی از یک ازدواج» که به صورت یک فیلم سینمایی فشرده نیز منتشر شد، اخیراً توسط HBO بازسازی شد — اما با موفقیتی بسیار کمتر از مجموعه اصلی. «صحنههایی از یک ازدواج» با بازی لیو اولمان و ارلند یوسفسون، فروپاشی ازدواج بین ماریان و یوهان را بررسی میکند. این مجموعه/فیلم از دهمین سالگرد ازدواج آغاز میشود و نشان میدهد که چگونه ناامنیها، حسادت و رواننژندیهای اگزیستانسیال باعث فروپاشی رابطه میشود.
«صحنههایی از یک ازدواج» یک پیروزی بزرگ بود که توسط تقریباً نیمی از جمعیت سوئد تماشا شد. در عرض یک سال پس از انتشار آن، نرخ طلاق در سوئد به بالاترین حد خود رسید و تعداد زوجهایی که به دنبال زوجدرمانی بودند به شدت افزایش یافت. لیست انتظار برای زوجدرمانی از چند هفته به چند ماه افزایش یافت و بسیاری از مردم این مجموعه را به عنوان بررسی تقریباً مستندگونه از ازدواج میدانستند.
۴. بلکفیش (Blackfish)

«بلکفیش» (۲۰۱۳)، مستندی که بر روی اورکاها در سیورلد تمرکز دارد، یکی از موفقترین فیلمهای تاریخ در دستیابی به تغییرات اجتماعی است. این مستند تاریخ خشونتآمیز نهنگ قاتل تیلیکوم و چگونگی سهلانگاری انسانی و شرایط آزاردهنده در سیورلد را که در نهایت منجر به مرگ چندین نفر، از جمله مربی داون برانچو شد، پوشش میدهد.
این فیلم آنقدر قدرتمند بود که منجر به اعتراضات بیشماری علیه سیورلد شد و اساساً این شرکت و اعتبار آن را برای همیشه فلج کرد. نرخ بازدید سیورلد به شدت کاهش یافت و درآمد خالص سه ماههی دوم آن در سال پس از انتشار فیلم ۸۴ درصد کاهش یافت. بسیاری از هنرمندانی که اجرای برنامههایی را در سیورلد برنامهریزی کرده بودند، انصراف دادند. علاوه بر این، سیورلد حامیان مالی تبلیغاتی متعددی را از دست داد و مهمتر از همه، این پارک در سال ۲۰۱۶ اعلام کرد که دیگر اورکاها را پرورش نخواهد داد.
۳. خط باریک آبی

مستند «خط باریک آبی» (۱۹۸۸) اثر ارول موریس، محاکمه و محکومیت رندال دیل آدامز را به جرم قتل افسر پلیس رابرت وود پوشش میدهد. این فیلم به دلیل استفاده از بازسازی صحنهها، که در آن زمان بسیاری معتقد بودند جایی در مدیوم مستند ندارد، جنجالی در جامعهی سینمایی به پا کرد. «خط باریک آبی» از طریق این بازسازیها و مصاحبهها، ناهماهنگیهای پرونده را پوشش میدهد و نشان میدهد که آدامز به اشتباه به این جنایت محکوم شده است.
آدامز یازده سال در زندان بود که «خط باریک آبی» در سال ۱۹۸۸ منتشر شد. یک سال پس از نمایش اول فیلم، پروندهی آدامز دوباره باز شد و محاکمهی او ناعادلانه تشخیص داده شد که منجر به آزادی او از زندان پس از بیش از دوازده سال شد. قاتل واقعی، دیوید ری هریس، هرگز به جرم قتل رابرت وود متهم نشد. با این حال، او در نهایت به دلیل قتل جداگانهای اعدام شد.
۲. توهم بزرگ

فیلم ضد جنگ «توهم بزرگ» اثر ژان رنوار در سال ۱۹۳۷، تنها چند سال قبل از اشغال فرانسه توسط آلمان نازی، بر روی پردههای سینما رفت. فیلم رنوار از ظهور فاشیسم و ناسیونالیسم رادیکال انتقاد میکند و در عوض، انسانیت جهانی بشر را که فراتر از همه مرزهاست، جشن میگیرد. این فیلم هم در ایتالیا و هم در ایالات متحده مورد تحسین قرار گرفت. با این حال، این تحسین توجه یوزف گوبلز را به خود جلب کرد.
گوبلز، وزیر تبلیغات نازی، این فیلم را “دشمن شماره یک سینمایی” نامید و دستور نابودی تک تک نسخههای فیلم، از جمله نگاتیو اصلی را صادر کرد. او تقریباً موفق هم شد، زیرا بیشتر نسخههای فیلم نابود شدند. متأسفانه، معدود نسخههایی که باقی ماندند یا ناقص بودند یا وضعیت نامناسبی داشتند. تا دهه ۱۹۹۰ طول کشید که نسخه اصلی کشف شود، نسخهای که در یک سفر شگفتانگیز شصت ساله در کشورهای مختلف جابجا شده بود.

در نتیجهی سبک مستند بسیار واقعگرایانهاش، «نبرد الجزیره» در سال ۲۰۰۳ در آغاز درگیریها در عراق و افغانستان توسط دولت ایالات متحده به نمایش درآمد تا به باز کردن بحث در مورد چگونگی مبارزه با تاکتیکهای جنگ شهری و بحث در مورد مزایا و معایب استفاده از شکنجه برای به دست آوردن اطلاعات کمک کند. هدف اصلی، یادگیری از فیلم بود که چرا فرانسویها از نظر استراتژیک شکست خوردند، حتی اگر از نظر تاکتیکی موفق بودند