عربستان سعودی و امارات متحده عربی سالانه میلیونها تن شن وارد میکنند، با وجود اینکه در قلب بیابانهای وسیع زندگی میکنند
باد همچون گرمای سشوار با باز شدن درِ کامیون در حومه دبی به صورت میخورد. گرما بر فراز آسفالت میلرزد، جرثقیلها آسمان را میشکافند و در جایی نزدیکی، صدای ناهنجار یک بیل مکانیکی بر صدای ترافیک غلبه میکند. با نگاه کردن به افق بیپایان بژ، شاید فکر کنید که شن تنها چیزی است که در این بخش از جهان هرگز تمام نخواهد شد؛ یک منبع رایگان که درست زیر پای همه قرار دارد.
اما وقتی دقیقتر به اسکله نگاه میکنید، کشتیهای غولپیکری را میبینید که شنهای کمرنگ و تقریباً ابریشمی را که از سواحل دوردست آورده شدهاند، تخلیه میکنند. این شنها وارد شده، وزن شده و به صورت تن خریداری شدهاند؛ آن هم در میان بیابانی که بینهایت به نظر میرسد.
چرا پادشاهیهای بیابانی تشنه شنهای خارجی هستند؟
در نگاه اول، این ایده شبیه به یک شوخی بد به نظر میرسد. عربستان سعودی و امارات متحده عربی که توسط برخی از بزرگترین بیابانهای روی زمین احاطه شدهاند، از بزرگترین واردکنندگان شن در جهان هستند. صحبت از چند کامیون در اینجا و آنجا نیست؛ ما درباره میلیونها تن شن در هر سال صحبت میکنیم که مانند غلات یا زغالسنگ از اقیانوسها و دریاها عبور داده میشوند.
کارگاههای ساختمانی در ریاض، دبی، ابوظبی و جده همگی از این رودخانه نامرئی شن تغذیه میکنند. بدون آن، آن برجهای شیشهای و جزایر مصنوعی به سادگی برافراشته نمیشوند.
به عنوان مثال، جزیره نخل جمیرا در دبی را در نظر بگیرید؛ آن جزیره نخلمانندی که از فضا قابل مشاهده است. برای ساخت آن، مهندسان به شنی با اندازه دانه و وزن خاص نیاز داشتند که بتواند پیها را نگه دارد و در برابر امواج مقاومت کند. شنهای بیابانی که طی هزاران سال توسط باد صیقل داده شدهاند، بیش از حد صاف و ریز هستند. این شنها میلغزند و به هم قفل نمیشوند.
بنابراین، آنها شنهای دریایی را از بستر خلیج فارس لایروبی کردند و همچنین به واردات متکی شدند. همین داستان برای فرودگاههای جدید، سواحل مصنوعی در امتداد دریای سرخ در عربستان سعودی و پروژههای عظیم جاهطلبانهای مانند «نئوم» (NEOM) تکرار میشود. بیابان درست در همانجاست، با این حال گنج واقعی با کشتیهای باری از راه میرسد.
این پارادوکس عجیب به فیزیک و پول ختم میشود. شنهای ساختمانی به دانههای خشن و زاویهداری نیاز دارند که مانند قطعات کوچک لگو به هم گیر کنند. تپههای شنی بیابان از دانههایی ساخته شدهاند که توسط باد مداوم به شکل کروی و صاف درآمدهاند، تقریباً مانند سنگمرمرهای کوچک. آنها به درستی با سیمان پیوند نمیخورند.
بنابراین کشورهای خلیج فارس به بستر رودخانهها، بستر دریاها و معادن خارجی روی میآورند. رشد شهری، رویاهای گردشگری و پروژههای پرستیژی، شن را از یک پسزمینه ارزان به یک منبع استراتژیک تبدیل کرده است. بیابان ممکن است بیپایان به نظر برسد، اما نوع مناسب شن به ناگهان کمیاب شده است.
صنعت پنهان در پس شنهای «معمولی»
در پشت هر تن وارداتی، یک هماهنگی آرام وجود دارد. زمینشناسان نمونهها را آزمایش میکنند، مهندسان بارها را محاسبه میکنند و واسطهها بین سازندگان خلیج فارس و شرکتهای استخراج خارجی قرارداد میبندند. یک آسمانخراش واحد میتواند صدها هزار تن شن را برای بتن، شیشه و پیهای خود ببلعد.
روش کار به طرز شگفتآوری ساده و تقریباً بیرحمانه است. لایروبها شن را از دهانه رودخانهها یا بستر دریا میمکند، آنها را روی بارجها (دوبهها) انباشته میکنند و سپس به کشتیهای باری که به مقصد جبلعلی یا جده در حرکت هستند منتقل میکنند. آنچه به نظر یک پودر کمرنگ و بینام میآید، در واقع اسکلت شهرهای آینده است.
همه ما آن را تجربه کردهایم، لحظهای که منظرهای از دوران کودکیمان ناگهان ناپدید میشود. آن ساحل آرام رودخانه، آن ساحل وسیع که هر تابستان کمی باریکتر به نظر میرسد. در سراسر جهان، مردم محلی در ویتنام، کامبوج، سریلانکا یا کنیا شاهد فرسایش سواحل خود هستند، زیرا شنهای آنها برای تغذیه رونق ساختوساز در جاهای دیگر برده میشود.
بیایید صادق باشیم: هیچکس واقعاً ردیابی نمیکند که شن موجود در شیشه اتاق هتل شما در دبی از کجا آمده است؛ یا شنی که زیر جادههایی است که در ریاض در آنها رانندگی میکنید. مصرف پراکنده، تکهتکه و اغلب در زنجیرههای تأمین پیچیده پنهان است.
تجارت جهانی شن چنان سودآور شده است که استخراج غیرقانونی در برخی مناطق شکوفا شده است. رودخانهها در شب لایروبی میشوند، سواحل در خفا تراشیده میشوند و اکوسیستمهای شکننده برای پول نقد سریع از بین میروند. تقاضای کشورهای خلیج فارس مسبب همه اینها نیست، اما بر بازاری که از قبل تحت فشار است، سنگینی میکند.
همانطور که یک گزارش سازمان ملل به آرامی خاطرنشان کرد، شن اکنون از نظر حجم، پرمصرفترین ماده جامد استخراج شده در جهان است که حتی از نفت هم پیشی گرفته است. این ایده که شن «فقط شن» است از بین رفته است؛ اکنون شن کالایی است که ژئوپلیتیک، درگیریها و نقاط کور خاص خود را دارد.
این پارادوکس بیابانی درباره آینده ما چه میگوید؟
به این داستان به عنوان نوعی آینه بزرگنما نگاه کنید. عطش کشورهای خلیج فارس برای شنهای وارداتی نشان میدهد که زندگی مدرن چقدر به موادی تکیه دارد که اکثر ما هرگز به آنها فکر نمیکنیم. هر کف بتنی، هر نمای شیشهای، هر قطعه آسفالت: شن بخشی از آن است.
زمانی که این را درک کنید، دیگر نمیتوانید نادیدهاش بگیرید. ساحلی که زیر پای شماست ناگهان به برجی در قارهای دیگر متصل میشود.
در این وابستگی چیزی نگرانکننده نیز وجود دارد. اگر کشورهای بیابانی که به معنای واقعی کلمه روی شن ساخته شدهاند، برای جاهطلبیهای خود نیاز به واردات نوع «مناسب» آن دارند، این درباره بقیه سیاره چه میگوید؟ بسیاری از ملتها هنوز در میانه رونق ساختوساز خود هستند. برخی دیگر در حال بازسازی پس از جنگها، سیلها و بالا آمدن سطح دریاها هستند.
ما تمایل داریم کمبود را در قالب نفت، گاز و شاید لیتیوم تصور کنیم. با این حال، یکی از نقاط فشار آرام قرن بیست و یکم ممکن است همین ماده با فناوری پایین باشد که زیر کفشهای شما صدا میدهد.
یک مهندس سواحل در ابوظبی، در حالی که لایروبها را در افق تماشا میکرد، به من گفت: «شن برای شهرها مانند آرد برای نان است. شما فقط زمانی متوجه میشوید که در حال تمام شدن است که دیگر خیلی دیر شده باشد.»
پروژههای عظیم در حال رشد کشورهای خلیج فارس در حال تغییر مسیرهای تجارت جهانی شن هستند. جوامع ساحلی در کشورهای منبع، هزینههای زیستمحیطی پنهان را متحمل میشوند. معماران و مهندسان در حال آزمایش مواد بازیافتی برای کاهش تقاضا هستند. مقررات جدید به آرامی در حال شکلگیری است، اما اجرای آنها ناهماهنگ و سیاسی باقی مانده است. در حال حاضر، شنهای وارداتی به جریان خود ادامه میدهند و رویاهای خطوط آسمان بیابان را برافراشته نگه میدارند.
داستانی بیابانی که با تصاویر کارتپستالی مطابقت ندارد
در کنار یک کارگاه ساختمانی در ریاض یا دبی قدم بزنید و کارگرانی را تماشا کنید که با دستهای خاکی عرق خود را پاک میکنند. هوا بوی سیمان، سوخت و بوی ضعیف نمک دریا میدهد. در جایی در آن میان، شنی وجود دارد که از دلتای رودخانهای در هند، خط ساحلی در شرق آفریقا یا بستر دریایی در جنوب شرقی آسیا جدا شده است.
تصویر کارتپستالی «بیابان بیپایان» سادهلوحانه به نظر میرسد. واقعیت فنیتر، شکنندهتر و کمتر رمانتیک است.
این به معنای آن نیست که شهرها باید از رشد باز بمانند یا آسمانخراشها ذاتاً اشتباه هستند. چالش واقعی متفاوت است: چگونه بسازیم بدون اینکه آرامآرام مکانهای دیگر را از پیهایشان، دانه به دانه، محروم کنیم. چگونه بخشی از آن شن طبیعی را با سنگهای خرد شده، بتن بازیافتی یا مواد جدیدی جایگزین کنیم که سواحل دوردست را فرسایش ندهند.
برخی پروژهها در کشورهای خلیج فارس شروع به صحبت درباره ساختوساز چرخشی، سنگدانههای جایگزین و طراحی شهری هوشمندانهتر کردهاند که از مواد خام کمتری استفاده میکند. کلمات زیبا به نظر میرسند، اما مقیاس تغییری که دلالت دارند، عظیم است.
در نهایت، این داستان درباره عربستان سعودی و امارات متحده عربی که میلیونها تن شن وارد میکنند، فقط مربوط به آنها نیست. این درباره آناتومی پنهان شهرهای ماست، هزینه واقعی بزرگراههای صاف و مراکز خرید براق، و شیوهای که رویای یک منطقه از آینده میتواند – به معنای واقعی کلمه – بر خط ساحلی شخص دیگری تکیه کند.
دفعه بعد که در ساحلی ایستادید یا از کنار یک جرثقیل ساختمانی گذشتید، ممکن است لرزش کوچکی از یک ارتباط غیرمنتظره را حس کنید. زمینی که زیر پای شماست، بیابانی که در افق است و آن کشتی که دانههای کمرنگ بینام را در بندری دورافتاده تخلیه میکند، همگی بخشی از یک معادله واحد و آرام هستند.
سوالات متداول (FAQ)
چرا عربستان سعودی و امارات با وجود داشتن بیابان، شن وارد میکنند؟زیرا شن بیابانهای آنها بیش از حد صاف و گرد است و نمیتواند به خوبی در بتن پیوند ایجاد کند؛ ساختوساز به شنهای زبر و زاویهدار رودخانهها، سواحل یا معادن نیاز دارد.
آنها چه نوع شنی وارد میکنند؟
عمدتاً شنهای درجه ساختمانی از بستر رودخانهها، معادن و لایروبی دریا با اندازه دانه و ترکیب معدنی دقیقاً کنترل شده.
این کشورها چقدر شن مصرف میکنند؟
آمار دقیق سالانه متفاوت است، اما کشورهای بزرگ خلیج فارس سالانه دهها میلیون تن برای بتن، شیشه، استحصال زمین از دریا و زیرساختها مصرف میکنند.
آیا استخراج شن به محیط زیست آسیب میرساند؟
بله، در بسیاری از مناطق منبع، این کار باعث تسریع فرسایش سواحل، آسیب به زیستگاهها میشود و در صورت عدم نظارت درست، میتواند جریان رودخانهها را تغییر دهد.
آیا جایگزینهای پایداری برای شن طبیعی وجود دارد؟
مهندسان در حال استفاده از سنگهای خرد شده، بتن بازیافتی، محصولات جانبی صنعتی و طراحیهای ساختمانی کارآمدتر برای کاهش وابستگی به شن طبیعی هستند.