در راستای توصیههای فصلی خود، قصد دارم چند بازی JRPG را پیشنهاد کنم که حس و حال آفتاب سوزان را به تصویر میکشند، شامل قسمتهای کلاسیک ساحلی هستند، یا داستانهای دلگرمکنندهای را ارائه میدهند که روح ما را گرم میکنند. صرفنظر از سبک شما، احتمال زیادی وجود دارد که حداقل یک بازی در این لیست نظر شما را جلب کند.
به هر حال، با وجود تمام چیزهایی که گفتم، واقعاً باید به نوشیدن آب ادامه دهید، باشد؟ مخصوصاً اگر قرار است زمان زیادی را در خانه بگذرانید و به سراغ این بازیهای طولانی و حجیم بروید. برخی از عناوین این لیست با سیستمهای مبارزه هیجانانگیز یا چرخشهای داستانی شگفتانگیز خود، حرارت را آنقدر بالا میبرند که بهتر است یک بطری آب یا شاید یک نوشیدنی انرژیزا دقیقاً در کنار خود داشته باشید. بدون اتلاف وقت، بیایید به دل تابستان بزنیم، زیرا در حالی که این فصل موقتی است، عشق ما به بازی هرگز متوقف نمیشود!
10 Blue Reflection: Second Light
اگر یک روز بیدار میشدید و خود را محبوس در یک مدرسه مییافتید، چه میکردید؟ این فرض اصلی بازی Blue Reflection: Second Light است و این کابوسی است که خودم هم از آن خبر نداشتم تا اینکه به یاد آوردم چقدر در دوران مدرسه ضعیف بودم. در واقع، دلیلی که این بازی جایگاهی در این لیست به دست آورد این است که شخصیت اصلی ما، آئو هوشیزاکی (Ao Hoshizaki)، دقیقاً در راه رفتن به کلاسهای تابستانی است که این ماجرای مرموز آغاز میشود، به این معنی که داستان بازی کاملاً در طول تابستان جریان دارد.
تنها محیط بازی نیست که این حس و حال فصلی را به ارمغان میآورد. کل این بازی یک حس عمیق از رفاقت و صمیمیت را ساطع میکند و دارای سیستمی شبیه به روابط اجتماعی (Social Link) است که در آن آئو با دختران دیگر محبوس در مدرسه تعامل برقرار میکند تا شاخص رابطه آنها را ارتقا دهد و در نتیجه ویژگیهای مثبتی را در مبارزات نوبتی آزاد کند. بازی Blue Reflection: Second Light از آن دسته بازیهایی است که نیمی از آن رمان تصویری (Visual Novel)، نیمی دیگر مبارزات نوبتی و به طور کلی سرشار از آرامش است. اگر به دنبال یک زمان استراحت آرامشبخش هستید، این یک گزینه عالی است.
9 Atelier Ryza: Ever Darkness & the Secret Hideout

آیا میدانید شرکت کویی تکمو (Koei Tecmo) چگونه بازیکنان را به تجربه این بازی دعوت میکند؟ «بزرگترین ماجراجویی تابستانی را در بسته دیلاکس سهگانه راز آتلیر رایزا تجربه کنید!» بله، من حتی شوخی هم نمیکنم. این شعار تبلیغاتی آنها است. بنابراین اگر بازی نقشآفرینی ژاپنی وجود داشته باشد که کاملاً مناسب این لیست باشد، قطعاً آن سهگانهای است که ریزالین “رایزا” استوت (Reisalin “Ryza” Stout) در آن نقشآفرینی میکند.
با این حال، برای منصف بودن، بهتر است انتظارات خود را تعدیل کنید. بازی Atelier Ryza: Ever Darkness & the Secret Hideout حس بینظیری از یک ماجراجویی تابستانی بیدغدغه را ارائه میدهد، جایی که خطرات کوچکتر اما همچنان مبرم هستند، اما تمرکز اصلی به طور کامل بر روی سرگرمی، کیمیاگری و شادابی باقی میماند. نسخههای بعدی این سهگانه نیز در طول تابستان جریان دارند، اما با تغییر تمرکز روایت به شخصیتهای دیگر، این فصل تا حدودی تمرکز خود را از دست میدهد.
با این وجود، لبخند تابستانی و شاد رایزا در سراسر این سهگانه، در کنار گیمپلی دنج و بیتکلفی که سری آتلیر به آن مشهور است، یک ویژگی ثابت است. اگر هدف شما دور ماندن از تمهای تاریک یا داستانهای مربوط به پایان جهان است، توصیه من این است که یک کتاب کیمیاگری بردارید و با سر به درون دنیای آتلیر شیرجه بزنید.
8 Grandia
من به وضوح به یاد دارم که یک اینفلوئنسر بخش سونی، کتابخانه بازیهای کلاسیک پلیاستیشن پلاس را بررسی میکرد و یک بازی تصادفی را از کاتالوگ انتخاب کرد تا آن را امتحان کند. او به بازی گراندیا برخورد کرد و تنها ۴۰ دقیقه بعد، بازی را خاموش کرد. این یک کملطفی بزرگ به این عنوان بود، زیرا ببینید، من درک میکنم که بازی گراندیا بیش از یک ساعت زمان نیاز دارد تا شما را وارد اولین مبارزه واقعی خود کند، و مقدمه بازی فقط درباره بازیگوشی جاستین (Justin) و سو (Sue) در شهر پارم (Parm) است. اما زمانی که بازی روی دور تند میافتد، به یک لذت خالص تبدیل میشود.
تم مرکزی گراندیا، روح خالص ماجراجویی است. زمان زیادی طول میکشد تا یک داستان بزرگ شکل بگیرد که در آن قهرمانان ما باید برای نجات جهان اقدام کنند، زیرا در ابتدا، جاستین فقط تلاش میکند ببیند چه چیزهایی در دنیای بیرون وجود دارد. این بازی حس واقعی یک تعطیلات تابستانی را به تصویر میکشد که مملو از محیطهای بسیار رنگارنگ، شخصیتهای صمیمی و یک سیستم مبارزه پرانرژی است که عناصر همزمان و نوبتی را ترکیب میکند و مرا هوشیار نگه میدارد. یک مجموعه عالی به نام Grandia HD Collection در دسترس است اگر میخواهید دو عنوان اول را تجربه کنید، اگرچه گراندیا ۲ بیشتر حس و حال پاییز را به همراه دارد.
7 Pokémon Sun & Moon

به هاوایی خوش آمدید! یا بهتر بگوییم، به آلوئولا (Alola)، منطقهای که صریحاً از هاوایی الهام گرفته شده است. به گفته بازیکنان هاوایی، بازی Pokémon Sun & Moon کار فوقالعادهای در ادای احترام به منبع الهام خود انجام میدهد، بنابراین هیچ چیز بهتر از سپری کردن تابستان خود در بهشتی پر از امواج اقیانوس، یک پارک آتشفشانی و حتی سواری بر روی منتاینها (Mantines) در یک مینیگیم موجسواری نیست (البته این مورد فقط در صورتی است که نسخه بازسازیشده، یعنی Pokémon Ultra Sun و Ultra Moon را بازی کنید).
تغییر بزرگ دیگر این است که به جای رویارویی با هشت باشگاه سنتی، شما چالشهای جزیره را که توسط کاپیتانها در سراسر مجمعالجزایر میزبانی میشوند انجام میدهید که به مبارزه با کاهوناها (Kahunas) ختم میشود. این فرض شما را به یک سفر جادهای واقعی در میان جزایر میبرد و به شما اجازه میدهد تا کاملاً محیط، آب و هوا و زیبایی طبیعی آلوئولا را جذب کنید. فقط تماشای آن بر روی صفحه نمایش مانند یک هوای تازه است.
6 Ys VIII: Lacrimosa of Dana
میدانم که ممکن است با یکی دانستن محیطهای جزیرهای با فصل تابستان حرفم را تکرار کنم، اما این موضوع واقعاً منطقی است! آیا تا به حال به فکر بازدید از یک جزیره دورافتاده در طول پاییز یا زمستان افتادهاید؟ شما از سرما یخ خواهید زد زیرا نسیم اقیانوس به دلایل جغرافیایی بسیار سرد میشود! بسیار خوب، شاید این بازیها پارهای از حس و حال بهار را نیز به همراه داشته باشند، اما این موضوع در مورد Ys VIII: Lacrimosa of Dana صدق نمیکند، چرا که این بازی کاملاً اتمسفر تابستانی را ساطع میکند.
شمشیرزن مو قرمز ما در کنار سایر مسافران یک کشتی کروز، خود را کشتیشکسته در جزیره نفرینشده سیرن (Seiren) مییابد و این وظیفه قهرمان ما است که بفهمد چرا در آنجا گیر افتاده و چگونه باید فرار کند. زیبایی کاوش در جزیره این است که شما به تدریج با موجودات ماقبل تاریخ مواجه میشوید، و اگر یک چیز وجود داشته باشد که آن جانوران درک کنند، آن گرمای شدید و سوزانی است که یک تابستان واقعی را تعریف میکند.
بازی Ys VIII: Lacrimosa of DANA همچنین یکی از بالاترین امتیازها را در کل این فرنچایز دارد. بنابراین اگر بازارگرمی تابستانی من شما را متقاعد نکرد، شاید امتیازات درخشان منتقدان و کاربران، شما را مجاب کند که به این بازی نقشآفرینی اکشن یک فرصت بدهید.
5 Ever Oasis
نام این بازی به تنهایی باید اشاره بزرگی به این موضوع باشد که چرا معتقدم این یک بازی عالی برای تابستان است، اما در صورتی که آن را متوجه نشدید، واژه واحه (Oasis) دلالت بر یک بیابان دارد و بیابانها معمولاً خانه یک آفتاب سوزان و داغ هستند؛ بسیار شبیه به تابستان، حداقل در طول روز! بازی Ever Oasis اولین بازی بود که وقتی کنسول New Nintendo 2DS خود را خریدم، آن را تهیه کردم و در طول سفرم به دیزنی، تمام کارهای ممکن در بازی را به طور کامل انجام دادم.
این عنوان به طور بینقصی دو عنصری را که من کاملاً به آنها عشق میورزم ترکیب میکند: مدیریت شهر و مبارزات اکشن همزمان عالی. این بازی همچنین به شکل جذابی دوستداشتنی است و در حالی که در سیاهچالها میخزید و به طور پیوسته پناهگاه خود را گسترش میدهید، شما را به صفحه نمایش میخکوب خواهد کرد. بازی Ever Oasis توسط کوایچی ایشی (Koichi Ishii)، خالق سری Mana کارگردانی شده است، بنابراین میدانید که در دستان امنی هستید. تنها نکته منفی این است که امروزه بازی کردن آن به صورت بومی کمی دشوار است مگر اینکه صاحب یک کنسول نینتندو 3DS باشید، اما اگر فرصت آن را پیدا کردید، من آن را به شدت توصیه میکنم.
4 Breath of Fire III

برای رعایت انصاف، من بیشتر به این دلیل میخواستم بازی Breath of Fire III را در این لیست بگنجانم که بازی نقشآفرینی ژاپنی محبوب من در تمام دوران است و دوست دارم توجهها را به سری برود (Brood) جلب کنم. اما صادقانه بگویم، این یک عنوان فوقالعاده مناسب برای این لیست است. در بخش بزرگی از بازی، شما در نقش یک ریو (Ryu) جوان بازی میکنید، کودکی که مطلقاً چیزی درباره جهان نمیداند و با آن نگاه پاک و معصومی که فقط یک کودک دارد، به کاوش در آن میپردازد.
البته در این مسیر فاجعه رخ میدهد، او به یک بزرگسال تبدیل میشود و جهان به مکانی بسیار خطرناکتر و بیرحمتر بدل میگردد، اما آن حس اولیه آزادی، مناظر سرسبز علفزارها و جنگلهای آفتابگیر همچنان باقی میمانند. من اضافه کردن Breath of Fire IV را هم در نظر داشتم، اما با توجه به دیدگاه دوگانه بازی که در آن در نقش فو-لو (Fou-Lu) نیز بازی میکنید — که خط داستانی او بسیار تاریکتر و سودازدهتر است — این بازی با این حس و حال همخوانی نداشت.
تنها نکته، همانطور که ممکن است متوجه شده باشید، این است که در حال حاضر هیچ راهی برای بازی کردن Breath of Fire III به صورت بومی روی پلتفرمهای مدرن وجود ندارد. این مشکل در صورتی حل میشود که افراد کافی علاقه خود را با رای دادن به Breath of Fire III در لیست آرزوهای GOG نشان دهند! هر چه این بازی علاقه بیشتری جلب کند، شانس اینکه GOG این عنوان را نجات دهد بالاتر میرود، دقیقاً همان کاری که با Breath of Fire IV انجام دادند. آیا نقشه بزرگ من کارساز بود؟ این کل لیست صادقانه فقط یک بهانه بود تا بتوانم از اضافه شدن بازی نقشآفرینی محبوبم به GOG دفاع کنم.
3 Dragon Quest XI: Echoes of an Elusive Age
آیا تا به حال این افسانه شهری را شنیدهاید که بازیهای Dragon Quest نمیتوانند در روزهای وسط هفته عرضه شوند زیرا دولت ژاپن آنها را ممنوع کرده است؟ خب، این یک شایعه کامل است، اما این موضوع همچنان حقیقت دارد که عرضه یک بازی بزرگ در طول یک هفته شلوغ کاری یا تحصیلی برای تجارت بد است. به طور همزمان، آیا میدانید Dragon Quest XI چه زمانی در ژاپن عرضه شد؟ در اواخر ماه جولای. و حدس بزنید تعطیلات تابستانی در ژاپن چه زمانی آغاز میشود؟ دقیقاً در اواخر جولای.
در سراسر جهان، بازی Dragon Quest XI شاهد عرضه پراکندهتری بود، اما غیرقابل انکار است که مخاطبان ژاپنی برای هر چیزی که به این فرنچایز مربوط میشود، بسیار مایه میگذارند. بنابراین منطقی است که این بازیها به طور دقیق حول محور تعطیلات بزرگ، چه در جولای و چه در طول تعطیلات زمستانی برنامهریزی شوند. علاوه بر این، من تابستان را فقط بر اساس پنجره عرضه آن در نظر نمیگیرم. بازی Dragon Quest XI کاملاً هر آنچه را که این فرنچایز به خاطرش مشهور است ارائه میدهد، اما در مقیاسی بسیار بزرگتر و ارتقا یافته تا بالاترین حد ممکن.
من همیشه میگویم که فرنچایز نقشآفرینی ژاپنی مدرن محبوب من فاینال فانتزی است، اما وقتی Dragon Quest XI را بازی کردم، واقعاً دچار تردید شدم و نزدیک بود Dragon Quest را در بالاترین رتبه قرار دهم، زیرا آخرین نسخه اصلی برای هر طرفدار بازیهای JRPG نوبتی تقریباً بینقص است. من احساسات متناقضی درباره بخش سوم (Act III) دارم، اما تا قبل از آن نقطه، من کاملاً معتاد بازی شده بودم، که این عنوان را به بازی ایدهآلی برای غرق شدن در طول یک تعطیلات تابستانی طولانی تبدیل میکند.
2 Final Fantasy X

بازی Final Fantasy X با ستاره بزرگ ورزش بلیتزبول (blitzball) یعنی تیدوس (Tidus) آغاز میشود که یک مسابقه را در یک کلانشهر آیندهنگرانه شروع میکند. سپس، او به شدت به درون دنیای اسپایرا (Spira) پرتاب میشود که توسط یک اتمسفر ناآشنا و عرفانی احاطه شده است، اما اصلاً زمان زیادی طول نمیکشد تا او به سواحل شنی دهکده بیساید (Besaid Village) برسد. از همان لحظه دقیق، بازی به نوعی سفر زیارتی تعطیلات تبدیل میشود؛ سفر از بیساید به کیلیکا (Kilika) (صرفنظر از فاجعه رخداده) و سپس به لوکا (Luca)، جایی که ما در یک تورنمنت بزرگ بلیتزبول به رقابت میپردازیم.
البته محیطهای بعدی به اندازه ساعات اولیه تابستانی نیستند و داستان بازی زمانی که تیدوس به حقیقت تراژیک پشت سفرهای زیارتی احضارکنندگان پی میبرد، چرخشی وحشیانه پیدا میکند. اما تا قبل از آن نقطه عطف، بازی با وجود نابودی قریبالوقوعی که بر سر آنها سایه افکنده است، اتمسفر گرمسیری فوقالعادهای را در دنیایی به شدت رنگارنگ و مملو از شخصیتهای پویا حفظ میکند. اگر یک تجربه حتی آرامتر میخواهید، خرید بازی Final Fantasy X-2 را مد نظر قرار دهید که ماجراهای سهگانه یونا (Yuna)، ریکو (Rikku) و پین (Paine) را دنبال میکند که در سراسر جهان به انجام ماموریتهای جانبی گوناگون میپردازند.
1 Chrono Cross
بازی Chrono Cross به راحتی یکی از بازیهای نقشآفرینی ژاپنی محبوب من در تمام دوران است. ماجراجویی سرژ (Serge) در دو بعد موازی کاملاً پیشگامانه است و آنقدر عمیق در من طنینانداز شد که این تجربه برای سالها با من باقی ماند. داستان در الس نیدو (El Nido) جریان دارد، یک مجمعالجزایر گرمسیری که در یک خط زمانی جایگزین شکل گرفته است، جایی که رپتیتها (Reptites) از بازی Chrono Trigger هرگز توسط لاووس (Lavos) نابود نشدند و در نهایت بشریت را فتح کردند و شکوفا شدند.
کل اتمسفر همراه با نسیم دریا، همراه با آب و هوای زرقوبرقدار و محیطهای سرسبز، به بازی Chrono Cross یک حس و حال تابستانی بینظیر میبخشد. یک شاهکار مطلق از یک موسیقی متن جاودانه را به این معادله اضافه کنید، و شما بهترین راه ممکن را برای سپری کردن تعطیلات تابستانی خود دارید: قایقسواری در میان جزایر الس نیدو.
فقط به یاد داشته باشید که اگر با انتظار یک دنباله مستقیم و کلمه به کلمه برای Chrono Trigger وارد بازی میشوید، آن را در اینجا نخواهید یافت. هر چقدر هم که Chrono Trigger باشکوه باشد، من شخصاً همچنان Chrono Cross را ترجیح میدهم، حتی با وجود اینکه پذیرا هستم که به عنوان یک دنباله سنتی، دقیقاً آنچه را که طرفداران انتظار داشتند ارائه نداد. با این حال، این موضوع اصلاً برای کدر کردن درخشش فوقالعاده سفر مشترک سرژ، کید (Kid) و لینکس (Lynx) کافی نیست.