اکو رایتس مجموعهای از قراردادها را برای سریال ترکی “من مادرم” (بوی صندوق) نهایی کرد : خبر داغ از استانبول، ۲۸ فروردین ۱۴۰۴شنیدین چی شده؟ سریال ترکیِ خیلی احساسیِ “من مادرم” که تو ترکیه بهش میگن “بوی صندوق”، کلی طرفدار پیدا کرده و حالا شرکت “اکو رایتس” کلی قرارداد جدید بسته تا این سریال خفن رو تو کشورهای دیگه هم نشون بدن!
این سریال که کارِ مشترک “او۳ مدیا” و شبکه “شو تیوی” ترکیه است، حسابی دل مردم رو برده. حالا هم قراره تو کشورهای مختلفی مثل آمریکا (واسه اسپانیاییزبونا از شبکه یونیویژن)، اکوادور (از تلامازوناس)، رومانی (از کانال دی)، لیتوانی (از تیوی۳)، آلبانی (از تیوی کلان) و قزاقستان (از جیبک جولی) پخش بشه.
این قراردادهای جدید نشون میده که “من مادرم” تو این دو سال اخیر یکی از اون سریال ترکیهاییه که خیلیها رو جذب کرده و داستانش دربارهی احساسات پیچیدهی مادری، غم از دست دادن و دوباره سرپا شدنه.
خانم هاندان اوزکوبات، مدیر بخش سریالهای ترکی تو “اکو رایتس” گفته: “داستان سریال ‘من مادرم’ خیلی عمیقه و لایههای مختلفی داره. دربارهی یه زنه که بعد از یه اتفاق بد، داره زندگیشو از نو میسازه. این نشون میده که گذشتهمون چطوری روی آیندهمون تاثیر میذاره و این یه موضوعیه که همه جای دنیا آدما باهاش ارتباط برقرار میکنن. ما خیلی خوشحالیم که میبینیم این همه شبکه بینالمللی با این داستان قوی و واقعی ارتباط برقرار کردن.”
بهترین سریالهای ترکی 2024(در یک برگه جدید مرورگر باز میکند)

راستی، قبل از این هم این سریال تو کشورهایی مثل اسپانیا، شیلی، کلمبیا، پاناما، اسرائیل، مقدونیه شمالی و منطقه منا (از شبکه MBC) هم فروش رفته بود. جالب اینجاست که تو منطقه منا، همزمان با پخش تو ترکیه، این سریال رو نشون میدادن. پخش سریال “من مادرم” بعد از دو فصل خیلی موفق تو شبکه “شو تیوی” ترکیه، اسفند ۱۴۰۳ تموم شد.
حالا ببینیم داستان از چه قراره: “من مادرم” دربارهی زندگی “کارسو” است، یه زنی که تو یه ازدواج ناراضی گیر افتاده. شوهرش، “رها”، یه آدم بدرفتار و پدر بیمسئولیتیه. وقتی کارسو سومین بچهشو به دنیا میاره، میفهمه که نمیتونه تنهایی از همهشون مراقبت کنه. واسه همین پسر سه سالهشون، “کوزی”، رو میفرسته استانبول تا یه مدت پیش مادرش، “فیلیز”، بمونه. اما تو راه استانبول، کوزی گم میشه. بعد از سه سال گشتن، کارسو تو یه سفر به شهر مرسین، اتفاقی کوزی رو پیدا میکنه. کارسو از دیدن دوباره پسرش خیلی خوشحال میشه، اما کوزی که حالا اسمش “دنیز” شده، مامانشو نمیشناسه. حالا کارسو باید حسابی بجنگه تا پسرشو دوباره به دست بیاره، اونم در حالی که با مشکلات خانوادگی خودش هم درگیره!