۸ سریال کامل اپل تیوی که هیچ فصل بدی ندارند
در دریای وسیع سرویسهای استریم، موفقیت اپل تیوی با فیلمها و سریالهای تلویزیونی اختصاصی خود شگفتانگیز است. اپل تیوی که به طور رسمی در نوامبر سال دو هزار و نوزده راهاندازی شد، وظیفه سختی داشت تا سرویس استریم نوپای خود را در برابر رقبای بزرگی مانند نتفلیکس، هولو و دیگر سرویس استریم تازه راهاندازی شده در آن زمان، یعنی دیزنی پلاس، متمایز کند. تصور اینکه شرکتی که به طور گسترده برای دستگاههای سرگرمی خود شناخته میشود، قادر به تولید سریالهای جذاب باشد، دشوار بود. اکنون، با گذشت حدود شش سال، اپل تیوی به داشتن برخی از بهترین سریالهای استریم شناخته میشود.
اگرچه برخی از برنامههای اپل تیوی شامل مینیسریالهایی هستند که تنها یک فصل پخش میشوند، این سرویس سهم عادلانهای از سریالهایی دارد که برای بیش از یک فصل ادامه داشتهاند. اگرچه ممکن است مانند هر کاتالوگ تلویزیونی دیگری برخی آثار ناموفق وجود داشته باشد، اما چندین سریال نیز وجود دارند که حتی یک فصل بد هم ندارند. چه به دلیل نویسندگی مداوم و یکدست، ساختارهای الهامبخشی که باعث متمایز شدن هر فصل میشود، یا صرفاً یک گروه بازیگران تحسینبرانگیز، در اینجا هشت سریال اپل تیوی معرفی میشوند که هیچ فصل بدی ندارند.
‘Slow Horses’
یک اثر جاسوسی و هیجانانگیز جذاب که یکی از بزرگترین بازیگران تاریخ را در بهترین حالت خود به نمایش میگذارد
در حالی که سریالهای جاسوسی و هیجانانگیز گاهی اوقات با پیشرفت فصلها برای حفظ شتاب خود تلاش میکنند، سریال اسبهای کند به نوعی با هر فصل جذابتر شده است. این سریال اپل تیوی با هدایت بازی درخشان و پر از بددهنی گری اولدمن در نقش جکسون لمب، جاسوسی تاریک و شدید را با طنز تلخ و توسعه شخصیتهای شگفتانگیز ملموس متعادل میکند.
گروه بازیگران تحسینبرانگیز پشت عنوان اسبهای کند اغلب از فصلی به فصل دیگر تغییر میکند و مخاطبان را مجذوب جاسوسهای از کار افتاده قدیمی و جدید نگه میدارد. این سریال بر اساس رمانهایی به همین نام اثر میک هرون ساخته شده است که هر فصل کتاب متفاوتی را اقتباس میکند و تضاد جدیدی را برای درگیر شدن اسبهای کند معرفی میکند. سریال اسبهای کند با نویسندگی هوشمندانه و چرخشهای غیرمنتظره، یکی از هیجانانگیزهای نادر تلویزیون بدون حتی یک فصل ضعیف است.
‘Severance’
سریال معمایی شاخص دهه دو هزار و بیست

با دو فصل و نوزده قسمت (و تعداد بیشتری در راه)، سریال تفکیک تا کنون روند بسیار چشمگیری داشته است. فرض کارمندانی که خاطرات کاری و شخصی خود را از هم جدا میکنند، به راحتی میتواند بیشتر به یک ترفند تبلیغاتی تبدیل شود تا یک ابزار داستانی جذاب. با این حال، این سریال ساخته شده توسط دن اریکسون موفق به حفظ جذابیت و ظرافتی شده است که استاندارد جدیدی را برای تلویزیون مدرن تعیین میکند.
آدام اسکات، زک چری، بریت لوور و بقیه بازیگران سریال کار فوقالعادهای در بازی در فضای دلهرهآور تفکیک انجام میدهند. کارگردانی ماهرانه بن استیلر در قسمتهای کلیدی هر دو فصل نیز یک صدای خلاقانه مداوم را ارائه میدهد که میتوان سریال را با آن تجربه کرد.
‘Shrinking’
یک سیتکام نوستالژیک با ارزشهای مدرن و بازیگران بزرگ
رواندرمانی یک سریال کمدی-درام است که ژانر خود را به گونهای درک میکند که کمتر سریال دیگری آن را میفهمد. این سریال با بازی جیسون سیگل در نقش یک درمانگر عزادار به نام جیمی که بیشتر در زندگی بیمارانش درگیر میشود، غم و اندوه و طنز را بدون تضعیف موضوعاتی که به آنها میپردازد بررسی میکند و شخصیتها را آنقدر قابل دسترس و جذاب میکند که ارزش تماشا داشته باشند.
یک بازیگر برجسته در میان نقشهای مکمل، هریسون فورد در نقش همکار درمانگر، پل است، که طنز خشک و بیاحساس او تضاد خوبی با جیمی با بازی سیگل ایجاد میکند. همچنین یک خط داستانی متاثرکننده و احساسی با حضور فورد در فصلهای بعدی رواندرمانی وجود دارد که آن را به عنوان یک سریال عالی اپل تثبیت میکند که از عمیقتر شدن در کاوش شخصیتهای اصلی خود ترسی ندارد.
‘Ted Lasso’
سریالی که همه برای آن اشتراک اپل تیوی را میخرند

شگفتانگیز است که چگونه تد لاسو، سریالی که تقریباً به طور کامل بر پایه خوشبینی ساخته شده است، هرگز از جنبههای آشفتهتر و تاریکتر زندگی شخصیتهایش دوری نمیکند. کاوش در اضطراب و حملات پانیک پنهانشده شخصیت اصلی، سفر شخصی ربکا برای ایجاد یک هویت برای خود، و ابراز آسیبپذیری شخصیتهای مردانه مانند روی کنت، تنها چند نمونه از وزن احساسی پشت این سریال حالخوبکن اپل تیوی است.
فرض کمدی ورزشی نیز مخاطرات زیادی را ایجاد میکند: موفقیت تیم ایافسی ریچموند و اینکه آیا یک مربی غیرمتعارف میتواند آنها را به پیروزی برساند. تد لاسو در شیوهای که رشد احساسی گروه بازیگران بااستعداد خود را منتقل میکند، شبیه به رواندرمانی است و هر فصل را ارزشمند میسازد. با در راه بودن یک بخش جدید از تد لاسو، جالب خواهد بود که ببینیم آیا این سریال میتواند آن سطح از کیفیت را حفظ کند یا خیر.
‘Pachinko’
یک رمان حماسی اقتباس شده برای شاشه با تولید فوقالعاده
دو فصل منتشر شده از پاچینکو تا به امروز برتری سینمایی را به نمایش گذاشتهاند و باعث شدهاند که این اثر مانند یک سریال تلویزیونی باپرستیژ احساس شود. پاچینکو با جلوههای بصری نفسگیر و داستانی چند نسلی، دو فصل منتشر شده خود را با توجه به وسعت و جاهطلبی روایتش کاملاً توجیه میکند.
کیم مین-ها و یون یو-جونگ هر دو نقش شخصیت سونجا را در دو دوره زمانی بازی میکنند و به کاوش در هویت فرهنگی، فداکاری و پویایی خانواده در طول چندین دهه میپردازند. شیوهای که سریال ساختار یافته است، با تمرکز بر نسلهای متعدد از یک خانواده، همچنین به تثبیت این ایده کمک میکند که فداکاریهای یک نسل میتواند آنچه را که برای نسل بعدی اتفاق میافتد شکل دهد.
‘For All Mankind’
بزرگترین سریال علمی تخیلی که تقریباً هیچکس تماشا نمیکند

یکی از بهترین نمونههای یک سریال تلویزیونی که داستانها را در طول فصلها متمایز میکند، برای تمام بشریت است. این درام علمی تخیلی یک تاریخ جایگزین را نشان میدهد که در آن آمریکاییها مسابقه فضایی را به شوروی باختند و این امر باعث ایجاد نوع کاملاً متفاوتی از مسابقه تکنولوژیک بین دو کشور شد.
برای تمام بشریت با دامنهای از چیزها مانند استعمار ماه تا مسابقه برای رسیدن به مریخ، از ماندن در یک دوره زمانی راحت نیست و هر فصل از فضای دهههای هزار و نهصد و شصت و هفتاد فصل اول به یک آینده جایگزین حرکت میکند و در آخرین فصل تا سال دو هزار و دوازده پیش میرود. برای تمام بشریت همچنین از اجازه دادن به شخصیتهایش برای پیر شدن ترسی ندارد و یک درام خانوادگی جذاب را با پسزمینه تاریخ جایگزین روایت میکند که تفسیر قدرتمندی در مورد پیشرفت تکنولوژیک و توانایی بشریت برای دستیابی به چیزهای بزرگ ارائه میدهد.
‘Prehistoric Planet’
دایناسورها هرگز تا این حد جذاب نبودهاند
در حالی که توجیه یک سریال مستند برای چندین فصل میتواند سخت باشد، سیاره ماقبل تاریخ کار بزرگی در متمایز کردن قسمتها و فصلهای خود انجام میدهد. سیاره ماقبل تاریخ به جای اینکه با دایناسورها مانند هیولاهای فیلمها رفتار کند که به آن معروف شدهاند، یک مستند به سبک طبیعت را درباره حیواناتی انتخاب میکند که صدها میلیون سال پیش وجود داشتهاند.
سیاره ماقبل تاریخ با نمایش الگوهای مهاجرت دایناسورها، رفتارهای شکار و غرایز والدین، به همان اندازه که سرگرمکننده است، جذاب و آموزشی نیز هست. این سریال مستند با گویندگی دیوید اتنبرو در دو فصل اول و تام هیدلستون در فصل سوم، در هر فصل استثنایی است.
‘Sugar’
یک بازیگر کلاس جهانی در یک سریال معمایی، هیجانانگیز و علمی تخیلی ترکیبی
شکر در حال حاضر در حال پخش فصل دوم خود است و بر اساس نظرات منتقدان و قسمتهای منتشر شده، تشخیص اینکه این سریال یک فصل قوی در دست دارد کار سختی نیست. در حالی که ممکن است در ابتدا مانند یک اثر کارآگاهی نوآر سنتی به نظر برسد که صرفاً با بازی خونسردانه و خویشتندارانه کالین فارل در نقش شخصیت اصلی ارتقا یافته است، قسمتهای بعدی به سرعت به قلمرو علمی تخیلی گسترش مییابند.
تا زمانی که فصل اول به پایان رسید، این احساس وجود داشت که شکر کاملاً به یک سریال متفاوت و در عین حال به همان اندازه جذاب تبدیل شده است. این نگاه منحصربهفرد به نوآر و علمی تخیلی با بازسازی کامل شخصیت شکر، معماهای زیادی برای درگیر نگه داشتن بینندگان دارد، با فرمولی که میتواند در فصلهای آینده به خوبی کار کند.