فکر کن صبح از خواب بیدار میشوی، گوشی را برمیداری تا موجودی حسابت را چک کنی و میبینی دکمهی موجودی تبدیل شده به: «هیچی، داداش! شرمنده!»
اگر تمام پولهای دنیا—چه اسکناسهای مچاله تو جیب شلوارت، چه ارقام دیجیتالی بانکها، و چه آن بیتکوینهایی که بهشان پز میدادی—ناگهان دود شوند و هوا بروند، دنیا وارد یک فاز «فانتزی-آخرالزمانی» ملس میشود.
بیایید ببینیم از نظر علمی و منطقی (البته با چاشنی خنده) چه بلایی سرمان میآید:
۱. فاز اول: سکتهی دستهجمعی و بازگشت به عصر حجر (ساعتهای اولیه)
اولین اتفاق این است که ایلان ماسک، جف بزوس و بقیهی میلیاردرها با ما فرقی ندارند! همگی به یک اندازه مفلسیم.
-
شوک علمی: پول در تعریف اقتصادی، یک «رسانهی تبادل ارزش» و یک قرارداد اجتماعی است. وقتی ناپدید شود، یعنی آن قرارداد فسخ شده.
-
نتیجهی فانتزی: مردم میریزند توی خیابان. بانکها کرکره را دادهاند پایین و یک تابلوی «رفتیم گل بچینیم» چسباندهاند. بورس والاستریت تبدیل میشود به سالن یوگا برای کاهش استرس!
۲. فاز دوم: ظهور سیستم دادوستد کالا به کالا (روزهای اول)
وقتی پولی نباشد که با آن نان بخری، باید خلاقیت به خرج بدهی. اینجاست که پدیدهی تهاتری یا همان پایاپای برمیگردد، اما با طعم قرن بیست و یکم!
-
صحنه در نانوایی:
«شاطر عباس، دو تا سنگک کنجدی بده.» شاطر: «میشه دو تا لایک اینستاگرام و یه دونه هدفون بیسیم!»
-
ارزشگذاری جدید: طلا و الماس هم دیگر به درد نمیخورند (چون نمیشود آنها را خورد!). در عوض، چیزهایی مثل رب گوجهفرنگی، پیاز و کابل شارژ آیفون حکم ارز رایج مملکت را پیدا میکنند.
۳. فاز سوم: سقوط شغلهای باکلاس و پادشاهیِ کاربلدها (هفتهی اول)
یکهو متوجه میشویم نیمی از شغلهای دنیا بر پایهی توهم پول ساخته شده بودند!
-
کارشناسان بورس، مشاوران مالی، و دلالان خودرو عملاً بیکار میشوند و باید بروند دنبال یک کار واقعی.
-
در عوض، کسانی که بلدند مرغ پرورش دهند، گوجه بکارند، یا لولهکشی کنند، تبدیل به سلبریتیهای جدید دنیا میشوند. مثلاً اگر بتوانی موتور یک ماشین را تعمیر کنی، میتوانی پادشاه یک محله بشوی!
۴. فاز چهارم: آیا علم اقتصاد میمیرد؟ (تحلیل علمی-تخیلی)
از نظر علمی، انسان بدون ابزار تبادل نمیتواند برای مدت طولانی دوام بیاورد.
-
تولد پولهای عجیب: جوامع فوراً شروع میکنند به اختراع پولهای جدید. شاید مثل قرنها پیش دوباره برگردیم به صدیف (صدیفهای دریایی)، یا شاید دکمهی پیراهن بشود واحد پول!
-
فرمول ارزشگذاری جدید: ارزش هر چیز بر اساس انرژی و زمان واقعی که برایش صرف شده محاسبه میشود، نه حبابهای بازار.
۵. فاز آخر: صلح جهانیِ اجباری!
دیگر هیچ کشوری نمیتواند به کشور دیگری وام بدهد یا آن را تحریم کند. چون اصلاً چیزی برای تحریم وجود ندارد! ارتشها هم منحل میشوند چون سربازها میگویند: «تا وقتی بهم سیبزمینی و گوشت ندی، من با کسی نمیجنگم!»
نتیجهگیری اخلاقی: اگر پول ناپدید شود، چند هفتهی اول احتمالاً باید سر یک کیسه برنج با همسایه دوئل کنیم، اما بعد از آن، یاد میگیریم که ارزش واقعی زندگی به کاغذهای توی جیبمان نیست، به این است که چقدر چکش زدن یا کاشتن بادمجان بلدیم!