چرا قرمز و سبز رنگهای کریسمس هستند؟ با تمام شدن آخرین باقیماندههای غذاهای روز شکرگزاری و آغاز ماه دسامبر، موج بیچونوچرای رنگهای قرمز و سبز فصل کریسمس فرا میرسد. این دو رنگ، مراکز خرید و اتاقهای نشیمن در سراسر جهان را پر میکنند و تقریباً روی تمام تزئینات، رشتههای چراغها و حتی لباسهای کریسمسی که در فروشگاهها عرضه میشوند، به چشم میخورند. فصل کریسمس به شکلی جداییناپذیر با این ترکیب رنگی گره خورده است—اما چرا؟
با جستوجو در اینترنت برای پیدا کردن دلیل اینکه چرا قرمز و سبز رنگهای کلاسیک کریسمس هستند، یک نام بلافاصله به ذهن میآید: کوکاکولا.
طبق افسانهای رایج، در دهه ۱۹۳۰، زمانی که این برند نوشابه برای تعطیلات تبلیغ میکرد، تصاویر بابانوئلی با لباس قرمز در کنار درخت کاج سبز به نمایش گذاشته شد. این تصاویر بهقدری تأثیرگذار بودند که ترکیب قرمز، سبز و کریسمس را در ذهن جمعی ما تثبیت کردند.
با این حال، این داستانها را باید با کمی احتیاط باور کرد. چرا که رنگهای قرمز و سبز مدتها پیش از آنکه کوکاکولا به عنوان نوشیدنی مورد علاقه بابانوئل معرفی شود، به عنوان رنگهای کریسمس شناخته شده بودند. برای مثال، یک روزنامه در سال ۱۸۹۶ نوشته بود: «تزئینات سالن به طرز بینظیری خلاقانه و تأثیرگذار بود. رنگهای کریسمس، یعنی قرمز و سبز، کاملاً غالب بودند.»
اگرچه توافق قطعی درباره منشأ این ترکیب رنگی وجود ندارد، اما چند نظریه جالب در مورد آن مطرح شده است.
درختان بهشتی
یکی از فرضیات کمتر شناختهشده، ریشه رنگهای قرمز و سبز را به نمایشهای سنتی به نام “نمایشهای بهشتی” مرتبط میداند. این نمایشها در شب کریسمس اجرا میشدند و داستان اخراج آدم و حوا از باغ عدن را روایت میکردند. برای اجرای این داستان، وجود یک درخت ضروری بود. دستورالعملهای باقیمانده از یکی از این نمایشها در قرن دوازدهم نشان میدهد که از “درختان مختلف” استفاده میشده است (و با توجه به فصل زمستان، احتمالاً درختان همیشهسبز انتخاب میشدند). همچنین نیاز به میوهای برای آویختن به درخت بود—مثلاً یک سیب قرمز یا انار.
گمان میرود که پس از افول این نمایشها، ایده درخت باقی مانده و به درخت کریسمس مدرن تبدیل شده باشد. در این دیدگاه، رنگ قرمز میوه و سبز درخت در ذهن مردم با فصل کریسمس پیوند خورده است.
نمایشهای بهشتی تنها نمایشهای مذهبی دوران قرون وسطی نبودند. یکی از معروفترین آنها نمایش “چوپان دوم” است که ترکیبی از یک داستان طنز درباره دزدیدن گوسفند و داستان تولد مسیح است. در این نمایش، یکی از هدایایی که به کودک مسیح تقدیم میشود، شاخهای از گیلاس است (نه برگ خاس، بلکه گیلاس). برخی مورخان استدلال میکنند که این موضوع نشاندهنده ارتباطی قدیمی میان رنگهای قرمز و سبز با کریسمس است که به قرنها قبل بازمیگردد.
درخت راج
صحبت از هالی که شد: این گیاه یکی دیگر از نامزدهای محبوب برای توضیح اینکه چرا رنگهای قرمز و سبز به نمادهای کریسمس تبدیل شدهاند، به شمار میرود. پروفسور بروس دیوید فوربس، استاد مطالعات مذهبی، نظریهپردازی میکند که اروپاییهای قرون وسطی به دنبال راهی برای مقابله با کسادی زمستان بودند. پس چرا یک جشن نداشته باشند؟

این جشن “شامل گیاهان همیشهسبز بود، به عنوان نشانههایی از زندگی در زمانی که همه چیز به نظر میرسید که مرده است، به علاوه گیاهانی که نه تنها سبز میمانند بلکه حتی در وسط زمستان میوه میدهند، مانند هبلی یا دارچین.” (بذرهای گیاه دارچین در واقع سفید هستند.) این قرمز و سبز روشن در وسط زمستان ممکن است آنها را به کاندیداهای طبیعی (یا آشکار) برای رنگهای کریسمس تبدیل کرده باشد.
پردههای رود
در سال ۲۰۱۱، اسپایک باکلو از دانشگاه کمبریج اشاره کرد: “ما هبلی را به عنوان یک گیاه کاملاً کریسمسی میشناسیم. این ترکیب قرمز و سبز در ذهن ما به دلیل دوران ویکتوریاییها است، اما این ترکیب در ذهن آنها به خاطر نقاشیهای قرون وسطی است که هنوز بر روی پردههای رود قرنهای ۱۵ و ۱۶ قابل مشاهده است.”
پردههای رود بخشهای جداییناپذیری از کلیساهای غربی بودند تا حدود زمان اصلاحات دینی. هدف این پردهها جداسازی بخش نمازخانه (جایی که جماعت مینشستند) از بخش محراب (اطراف میز عبادت، جایی که کشیشها حضور داشتند) بود و با دقت بسیاری از سنهای محلی، اهداکنندگان یا شخصیتهای دیگر حکاکی میشدند. همچنین با رنگها تزئین میشدند.
بر اساس گفتههای باکلو، ترکیبهای رنگی محبوب شامل قرمز/سبز و آبی/طلایی بودند، به طوری که یک جفت رنگ آبی یا سبز به عنوان رنگهای آبی و آبی روشن و یک جفت دیگر مانند طلایی یا قرمز به عنوان رنگهای آتشین شناخته میشدند. باکلو پیشنهاد میکند که این رنگها بخشی از یک مرز نمادین بودند که جماعت دنیوی را از محراب و مکان مقدستر جدا میکردند.

تا زمان اصلاحات دینی در انگلستان، پردههای رود به طور عمده از استفاده خارج شده بودند. در سالهای بعد، این پردهها یا ویران شدند یا به حال خود رها شدند تا به تدریج خراب شوند. قرنها بعد، طبق گفتههای باکلو، ویکتوریاییها شروع به بازسازی این پردهها کردند و ترکیب رنگ قرمز و سبز را متوجه شدند. احتمالاً آنها این طرح رنگی قرمز و سبز را برای مرز متفاوتی تطبیق دادند: زمانی که یک سال تمام میشود و سال جدید آغاز میشود.
باکلو حتی به یک مجموعه از داستانهای ولزی قرن سیزدهم اشاره میکند تا استدلال خود را مبنی بر اینکه ترکیب رنگ قرمز و سبز نماد مرزهاست، تقویت کند. او در یک بیانیه خبری در سال ۲۰۱۱ گفت: “به عنوان یک مثال، کدگذاری رنگ قرمز-سبز در مابینوجیون، مجموعهای از داستانهای ولزی قرن سیزدهم، ظاهر میشود، اما تقریباً مطمئناً بر اساس یک سنت شفاهی است که به دوران پیشمسیحی سلتها در قرنها قبل برمیگردد. در اینجا، قهرمان به درختی نیمه قرمز، نیمه سبز میرسد که مرز را نشان میدهد.”
اگرچه هیچکس توضیح قطعی برای علاقه ما به رنگهای قرمز و سبز در کریسمس ندارد، واضح است که این یک پدیده جدید نیست. بلکه همانطور که باکلو توضیح میدهد، ارتباط بین تعطیلات و این رنگهای جشنگونه ممکن است تاریخچهای عمیق و فراموششده را پنهان کرده باشد.