شنبه , 5 سپتامبر 2026 - 9:34 ق.ظ

۶ عادت رفتاری کودکانِ والدین کم‌حوصله در بزرگسالی

کودکانی که توسط والدین کم‌حوصله بزرگ می‌شوند، معمولاً این ۶ عادت را با خود به دوران بزرگسالی می‌برند

کودکانی که زیر دست والدین بی‌حوصله بزرگ می‌شوند، ممکن است یک‌سری عادت‌های نه‌چندان خوب را پیدا کنند که تا بزرگسالی هم همراهشان می‌ماند. یک کودک خیلی سریع می‌فهمد که آه کشیدن کلافگی طرف مقابل است، یا این‌که اگر کاری را آرامی و با حوصله انجام دهد، صدای بقیه درمی‌آید.

والدینی که صبر و حوصله کمی دارند، لزوماً والدین بدی نیستند. پدر و مادر بودن واقعاً خسته‌کننده است و بزرگسالان هم گاهی کم می‌آورند و از کوره درمی‌روند. مشکل زمانی شروع می‌شود که این بی‌حوصلگی تبدیل به رفتار همیشگی و حالت پیش‌فرض آن‌ها شود. کودکان خودشان را با شرایط وفق می‌دهند، اما درس‌هایی که از این شرایط می‌گیرند همیشه درست و مفید نیست.

عادت‌هایی که کودکان والدین کم‌حوصله پیدا می‌کنند و احتمالاً در بزرگسالی هم با آن‌ها دست‌وپنجره نرم خواهند کرد:

۱. عجله می‌کنند، چون کُند بودن احساس مزاحمت به آن‌ها می‌دهد

کودکی که زیر دست یک والد بی‌حوصله بزرگ شده، یاد می‌گیرد که اگر کاری را با آرامش و زمان بیشتر انجام دهد، باید منتظر عواقبش باشد. این موضوع تا بزرگسالی هم دنبالشان می‌آید. آن‌ها به همه چیز عجله می‌دهند چون تنها راهی است که بلدمند، تا جایی که حتی ریلکس کردن و استراحت هم برایشان عجیب و ناراحت‌کننده می‌شود.

این مسئله می‌تواند خیلی کلافه‌کننده باشد، چون بقیه ممکن است این رفتار را به حسابِ پرکار و پربازده بودن بگذارند. اما در واقع کاملاً برعکس است. در نهایت ممکن است دست به هزار کار بزنید و هیچ‌کدام را درست پیش نبرید، و همین موضوع باعث استرس و آسیب‌های روحی می‌شود.

۲. تا زمانی که کاملاً درمانده نشده‌اند، دست کمک دراز نمی‌کنند

کودکان به‌طور طبیعی به کمک نیاز دارند. آن‌ها نیازمند کسی هستند که با صبر و حوصله یادشان دهد چطور بند کفش‌هایشان را ببندند، و به یک بزرگسال مهربان نیاز دارند تا به سوالات بی‌‌پایانشان جواب دهد یا آرامشان کند. این بخشی از دنیای کودکی است؛ اما اگر کمک خواستن مدام با اخم و بی‌حوصلگی مواجه شود، کودک کم‌کم فکر می‌کند که درخواست کمک کار خطرناکی است.

آن‌ها یاد می‌گیرند که خودشان گلیمشان را از آب بکشند. در نگاه اول، این رفتار شاید شبیه به استقلال به نظر برسد — که خب استقلال ویژگی فوق‌العاده‌ای است — اما فرق زیادی هست بین این‌که «توانمند باشی» یا این‌که «حس کنی هیچ وقت حق نداری به کسی نیاز داشته باشی». بزرگسالی که با این ذهنیت رشد کرده، حتی وقتی شدیداً به کمک نیاز دارد هم برای خواستنش دست‌دست می‌کند.

۳. حتی وقتی هیچ تقصیری ندارند، عذرخواهی می‌کنند

بعضی از بچه‌ها استادِ عذرخواهی کردن می‌شوند. آن‌ها فقط یاد گرفته‌اند که «بخشید» گفتن، سریع‌ترین راه برای کم کردن تنش است و این رفتار برایشان حکم یک سپر دفاعیِ روانی را پیدا می‌کند.

مشکل اینجاست که مدام عذرخواهی کردن، به مرور به فرد یاد می‌دهد که نیازهای عادی‌اش موجب دردسر دیگران است. آن‌ها کم‌کم باور می‌کنند که برای سوال پرسیدن یا حتی ابراز احساساتشان هم باید اجازه بگیرند. اگر واقعاً به کسی آسیب زده‌اید، عذرخواهی کردن هیچ ایرادی ندارد؛ اما مسئولیت همه‌چیز را به دوش کشیدن فقط برای این‌که اخم بقیه باز شود، کاملاً سمی است.

بعضی از بچه‌ها استادِ عذرخواهی کردن می‌شوند. آن‌ها فقط یاد گرفته‌اند که «بخشید» گفتن، سریع‌ترین راه برای کم کردن تنش است و این رفتار برایشان حکم یک سپر دفاعیِ روانی را پیدا می‌کند.

مشکل اینجاست که مدام عذرخواهی کردن، به مرور به فرد یاد می‌دهد که نیازهای عادی‌اش موجب دردسر دیگران است. آن‌ها کم‌کم باور می‌کنند که برای سوال پرسیدن یا حتی ابراز احساساتشان هم باید اجازه بگیرند. اگر واقعاً به کسی آسیب زده‌اید، عذرخواهی کردن هیچ ایرادی ندارد؛ اما مسئولیت همه‌چیز را به دوش کشیدن فقط برای این‌که اخم بقیه باز شود، کاملاً سمی است.

۴. به شدت نسبت به حال‌وهوا و اخلاق دیگران حساس می‌شوند

وقتی والد صبر کمی داشته باشد، بچه‌ها به شکل شگفت‌انگیزی در خواندن جوّ محیط حرفه‌ای می‌شوند. آن‌ها فرق صدای قدم‌های کلافه با معمولی، یا تفاوت یک آهِ عادی با یک آهِ از روی عصبانیت را خیلی خوب می‌فهمند.

این درک و هوشیاری برای آن‌ها حکم یک ابزار بقا را پیدا می‌کند. اگر زودتر بفهمید که طرف مقابل دارد کلافه می‌شود، شاید بتوانید قبل از اینکه اوضاع خراب‌تر شود، رفتارتان را عوض کنید. در بزرگسالی، این ویژگی تبدیل می‌شود به چک کردنِ مداوم و خسته‌کننده حال‌وهوای اطرافیان. چنین رفتاری باعث می‌شود فرد احساسات و نیازهای خودش را کاملاً کنار بگذارد و در نهایت دچار مشکلات روحی مختلفی شود.

۵. مدت‌ها بعد از این‌که همه چیز تمام شده، هنوز روی اشتباهاتشان قفل می شوند

اشتباه کردن برای یک کودک کاملاً طبیعی است. اما وقتی اشتباهات با بی‌حوصلگی و نقدِ تند پاسخ داده شوند، بچه‌ها به جای این‌که اشتباه را فرصتی برای یادگیری ببینند، آن را مساوی با شکستِ مطلق می‌دانند.

بزرگسالی که این‌طور بار آمده، زمان خیلی زیادی را صرف تجزیه و تحلیلِ اتفاقاتی که خراب شده‌اند می‌کند. یک ایمیل می‌فرستد و پنج بار دوباره خوانش می‌کند. در کار یک اشتباه کوچک می‌کند و تمام شب فکرش درگیر آن است. اتفاقی وسط حرف کسی می‌پرد و مدام آن مکالمه را در ذهنش مرور می‌کند.

دلیلش این است که درسِ قدیمی به آن‌ها یاد داده اشتباه کردن یعنی باید منتظر یک اتفاق بدتر باشند. همین مسئله زمینه‌ساز کمال‌گرایی می‌شود؛ آن‌ها می‌خواهند بی‌نقص باشند، چون بی‌نقص بودن به آن‌ها احساس امنیت می‌دهد.

۶. وقتی کسی با آن‌ها با صبوری رفتار می‌کند، حس کلافگی و ناراحتی پیدا می‌کنند

تشخیص این یکی می‌تواند خیلی سخت باشد. فرد ممکن است طوری بزرگ شده باشد که همیشه منتظر برخورد‌های تند و بی‌حوصله باشد، چون این تنها چیزی بوده که تجربه کرده. بنابراین، وقتی با شخصی روبرو می‌شود که واقعاً صبور و باحوصله است، ممکن است احساس ناآرامی و حس غریبی پیدا کند.

این افراد باید قدم‌به‌قدم و به آرامی یاد بگیرند که نیازی نیست همیشه عجله کنند، یا این‌که سوال پرسیدن و اشتباه کردن کاملاً اوکی است. تغییر دادن این ذهنیت یک مسیر طولانی است، چون گاهی سخت‌ترین بخشِ دریافتِ مهربانی این است که باور کنی برای به دست آوردنش، نیازی نیست مدام خودت را تغییر دهی و به آب و آتش بزنی.

درباره ی الناز احمدی

الناز احمدی
نویسنده و مترجم مجله. علاقه‌مند به دنیای رسانه، اخبار روز و سرگرمی. من در این بخش تلاش می‌کنم تا جدیدترین مقالات جذاب، اخبار ترندای روز دنیا در حوزه های عمومی و جذاب و مطالب کاربردی را از منابع معتبر بین‌المللی ترجمه، بومی‌سازی و با زبانی روان برای مخاطبان آماده کنم

مطلب پیشنهادی

تفاوت استرس و اضطراب؛ کدام یک آسیب بیشتری وارد می‌کند؟

تپش قلب داری، قفسه سینه‌ات سنگین شده، نفست به سختی بالا می‌آید و مدام حس …

نظر شما در مورد این موضوع چیه؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *