جمعه , 31 جولای 2026 - 6:12 ب.ظ

پس از ۱۴۴ سال، «بزرگ‌ترین ساختمان مدرن روی زمین»

بازدید از باسیلیکای بلندقامت ساگرادا فامیلیا در بارسلون، مانند سفر به یک جهان موازی است؛ جهانی که در آن مدرنیسم معماری به‌ندرت اتفاق افتاده، نمادگرایی و تزیینات همچنان قابل قبول باقی مانده‌اند و ما به خلق مکان‌هایی با شور و نشاط، الگوهای طبیعی و رایحه‌ای از امر قدسی ادامه داده‌ایم.

این کارگاه ساخت‌مانی ۱۴۴ ساله همچنین چشم‌اندازی از قرن بیست و یکم به دوران قرون وسطی ارائه می‌دهد؛ دورانی که تمام طول عمر انسان‌ها در سایه کلیساهای بزرگ، برج‌ها و مناره‌هایی سپری می‌شد که به آرامی به سمت آسمان پیش می‌رفتند. ساخت کلیسای جامع فلورانس ۱۴۰ سال طول کشید. ساخت کلیسای جامع تولدو ۲۶۷ سال به درازا انجامید. ساخت کلیسای ساگرادا فامیلیا که توسط معمار بزرگ کاتالان، آنتونی گائودی طراحی شده، در سال ۱۸۸۲ آغاز شد؛ ۱۴۴ سال بعد، آن‌ها هنوز در حال ساخت آن هستند؛ پُلی مداوم که زمان حال ما را به زندگی اجداد بزرگمان متصل می‌کند.

بنیاد ساگرادا فامیلیا اخیراً ساخت برج مرکزی ۱۶۳ متری عیسی مسیح را به پایان رسانده است؛ دستاوردی که با بازدید پاپ لئو چهاردهم همراه بود، کسی که این برج را در تاریخ ۱۰ ژوئن افتتاح کرد؛ روزی که دقیقاً مصادف با صدمین سالگرد درگذشت گائودی بود. اما کار آن‌ها هنوز تمام نشده است. نمای افتخار که زندگی ابدی را به تصویر می‌کشد و قرار است مجلل‌ترین ورودی باسیلیکا باشد، به یک دهه دیگر زمان نیاز دارد.

ساگرادا فامیلیا برای بارسلون همان نقشی را دارد که ترکیب کلیسای نوتردام و برج ایفل برای پاریس ایفا می‌کند: به طور هم‌زمان مظهر دین و دولت، فضایی مقدس و نمادی غیرمذهبی، خانه خدا و نشان ماندگار شهر است. این بنا که توسط فرانسیسکو دل ویلار به عنوان یک کلیسای گوتیک سنتی به شکل صلیب لاتین آغاز شد و او به سرعت استعفا داد، توسط گائودی به یکی از بلندپروازانه‌ترین و شناخته‌شده‌ترین ساختمان‌های جهان تبدیل شد. این بنا یک کلیسای جامع نیست، هرچند بیشتر بازدیدکنندگان تصور می‌کنند که هست. این سازه آرمان‌های گوتیک، نمادگرایی مسیحی، هنر دست کاتالان و فرم‌های گرفته شده از طبیعت را با هم ترکیب می‌کند. ستون‌ها مانند درختان شاخه می‌زنند. به نظر می‌رسد سنگ در حال رشد است. شبستان بلند ساختمان مانند جنگلی از تنه درختان مخروطی شکل به سمت سایه‌بانی از نور بالا می‌رود.

یک عملیات مهندسی مخاطره‌آمیز

من این شانس را داشتم که توسط معمار ارشد کلیسا، ژوردی فائولی، به بازدید از این مکان بروم؛ مردی آرام با کت‌و‌شلواری آراسته که کتابی ورق‌خورده از طرح‌های گائودی از یکی از جیب‌هایش بیرون زده بود (و یک مدل کوچک مقیاسی نیز در جیب دیگرش جا خوش کرده بود). فائولی به همراه تیم ۱۰ نفره طراحان خود، بر ساختمانی با اهمیت جهانی نظارت می‌کند. بنابراین، او یکی از تاثیرگذارترین معماران زنده جهان است. با این حال، افراد کمی نام او را می‌دانند. شما در مطبوعات معماری بریتانیا بیهوده به دنبال هرگونه اشاره رو به پایانی به او خواهید گشت. همان‌طور که ما راه خود را از میان جمعیت فشرده باز می‌کنیم، هیچ‌یک از توریست‌های پرشمار او را نمی‌شناسند یا نگاه ثانویه‌ای به ما نمی‌اندازند.

گائودی در کودکی در حومه کاتالونیا در دهه ۱۸۵۰، چشم تیزبینی برای طبیعت و امور روزمره داشت. فائولی همان‌طور که در شبستان قدم می‌زنیم توضیح می‌دهد که تمام ترفندهای این کلیسا از مشاهده دقیق طبیعت سرچشمه می‌گیرد. گائودی با مطالعه درختان و کلیساهای جامع گوتیک و آزمایش با وزنه‌های آویزان از طناب به مدت یک دهه، سیستم جدیدی از طاق‌های سهموی و ستون‌های درختی با تنه‌ها، گره‌هایی شبیه به گره‌های درخت و «شاخه‌های» بلندتر که برای نگهداری سقف باز می‌شوند، ابداع کرد.

نتیجه این کار نفس‌گیر است. جنگلی از ۵۲ ستون، به تعداد یک ستون برای هر یکشنبه سال، سقف بلند را بدون نیاز به پشت‌بندهای معلق (شمع‌های بیرونی)، با وجود ارتفاع زیادش، پابرجا نگه می‌دارد. بخش‌های پایینی آن‌ها با توجه به وزنی که تحمل می‌کنند از سنگ‌های مختلفی ساخته شده‌اند: سنگ ماسه مونجوییک در شبستان‌های جانبی، گرانیت در شبستان مرکزی، بازالت در اطراف محل تلاقی و سنگ پورفیری قرمز برای چهار ستون بزرگ مرکزی.

در بالای ساختمان، گائودی ۱۸ برج را برنامه‌ریزی کرده بود: ۱۲ برج ناقوس که نشان‌دهنده حواریون هستند و شش برج مرکزی بلندتر که نشان‌دهنده عیسی مسیح، مریم مقدس و چهار مژده‌رسان (نویسندگان انجیل) هستند. اکنون تنها چهار برج ساخته‌نشده باقی مانده است. ۱۶ ستون مرکزی کلیسا، شش برج عظیمی را حمل می‌کنند که اکنون بر خط افق بارسلون مسلط هستند. این یک عملیات مهندسی مخاطره‌آمیز با بلندپروازی‌های عصر فضا است که همگی توسط یک فرد گوشه‌نشینِ مدل‌ساز در کارگاهی بدون کامپیوتر یا ماشین حساب ابداع شده است.

اتصال آسمان و زمین

نور، انحنا و رنگ در همه جا حضور دارند. نورگیرهای هذلولی‌شکل که با شیشه‌های انعکاسی پوشانده شده‌اند، نور آسمان را از میان سقف پخش می‌کنند، درست همان‌طور که نور از میان برگ‌های یک جنگل نفوذ می‌کند. نمای رو به شرق با نام نمای زایش، جنگلی بارانی از جنس سنگ است که لبریز از شاخ‌و‌برگ‌ها، چهره‌ها، مردم و درختان خرما است که گویی در بافت ساختمان تنیده شده‌اند. گردشگران مبهوت به آن خیره می‌شوند. من به آن‌ها حق می‌دهم. هنگامی که این بخش برای اولین بار در نوامبر ۱۹۲۵ از میان داربست‌ها نمایان شد، گائودی از کارگرانش پرسید: «فکر نمی‌کنید این بنا آسمان و زمین را به هم وصل می‌کند؟» یکی از آن‌ها با دهان باز پاسخ داد: «زیبا است».

به داخل برج‌ها صعود کنید. تزیینات بی‌پایانی خودنمایی می‌کنند که در حالت عادی تنها برای پهپادها، پرندگان و همانند کلیساهای جامع قرون وسطی، برای خدا قابل مشاهده هستند. برج‌ها شطرنجی از سنگ‌های مختلف و پنجره‌های لوزی‌شکل هستند. آن‌ها مانند بیشتر مناره‌های قرون وسطی مکعبی یا هرمی نیستند، بلکه بلند، مخروطی و کندو مانند هستند، گویی برج‌های گوتیک به جای اینکه با دست طراحی شده باشند، از خاک روییده‌اند.

سطوح بافت‌دار با برش‌های سنگی الگوواره‌شان، یک کبوترخانه بزرگ را تداعی می‌کنند. پرستوها و بادخورک‌ها نیز با این موضوع موافق هستند. آن‌ها برج‌ها را به استعمار خود درآورده‌اند، به سرعت از میان صدها سوراخ وارد و خارج می‌شوند و در اطراف سقف‌ها و پنجره‌های باسیلیکا پرواز می‌کنند و چرخ می‌زنند. طراحی گائودی بر پایه طبیعت استوار بود. یک قرن پس از مرگ او، طبیعت این مکان را خانه خود کرده است.

گائودی مردی متناقض بود؛ یک رادیکال که در عین حال ارتجاعی و سنت‌گرا بود، پیش‌آهنگ فرضی مدرنیسم معماری که به شدت کاتولیک نیز بود. او که در جوانی یک شیک‌پوش ظریف بود (برادرش کفش‌های نو او را می‌پوشید تا نرم شوند)، به یک گوشه‌نشین زاهد تبدیل شد. عکس‌های او در سنین پیری کمیاب است، زیرا او به شکلی موثر از شهرت و توجه عمومی دوری می‌کرد.

گائودی همانند یک محافظه‌کار کاتالان، از خانواده‌ای از صنعتگران فلزکار می‌آمد که یکی از سنت‌های بزرگ صنایع دستی بارسلون است. چهار نسل از خانواده او آهن را گداخته بودند. خانه خانوادگی او حتی «خانه دیگ‌ساز» نامیده می‌شد. برخی از کارهای فلزی باسیلیکا، به عنوان مثال توری آهنی که در اطراف ستون مرکزی نمای زایش تنیده شده است، با دست‌های خود او ساخته شده‌اند. شما می‌توانید هنگام راه رفتن از کنار آن، آن را لمس کنید و دست خود را جایی بگذارید که گائودی زمانی فلز خنک‌شده را احساس کرده بود.

برای مردم

جان راسکین، نویسنده دوران ویکتوریا نوشت: «تزیینات، منشأ معماری است». گائودی با این حرف موافق بود. اما قرن بیستم موافق نبود. جورج اورول ساگرادا فامیلیا را به عنوان «یکی از زشت‌ترین ساختمان‌های جهان» توصیف کرد. روشنفکران بارسلون مدت‌ها از آن به عنوان هدر دادن بودجه انتقاد می‌کردند؛ که این موضوع برای کلیسایی که اکنون سالانه ۱۵۰ میلیون یورو درآمد توریستی دارد و هزینه ساخت خود را تامین می‌کند، کنایه‌آمیز است. رابرت هیوز، منتقد هنر، این کلیسا را یک «کلیشه» و «مظهر هنر بی‌ارزش و جلف» نامید.

اما مردم موافق نیستند. چیزی در ترکیب ایمان، نمادگرایی و مدرنیته در ساگرادا فامیلیا وجود دارد که آشکارا عموم مردم را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این بنا پربازدیدترین اثر تاریخی اسپانیا است. سال گذشته نزدیک به ۴.۹ میلیون نفر به اینجا آمدند: زائران عصر مدرن، برخی با احترام و به طور آگاهانه کاتولیک، و برخی دیگر که با وضوح کمتری از طریق پایه‌های سلفی و اینستاگرام به دنبال کشف و شهود بودند. الگوهای رفتار انسانی تغییرناپذیرند. توریست‌ها از ورود به برخی از بخش‌های ساختمان‌های گائودی در شهر منع شده‌اند، زیرا تمایل دارند تکه‌های سنگ یا کاشی‌ها را بکنند، درست مانند زائران قرون وسطی در مقبره یک قدیس. ما به آنچه که می‌پرستیم، طمع می‌ورزیم.

بدون شک یکی از دلایلی که گردشگران به اینجا می‌آیند تا به آن خیره شوند این است که به آن‌ها گفته شده باید این کار را بکنند. اما این تمام ماجرا نیست. باسیلیکای گائودی واقعاً مصداق آن کلمه بیش از حد استفاده شده، یعنی «منحصربه‌فرد» است. هر شهری یک کلیسای جامع دارد. اما فقط بارسلون ساگرادا فامیلیا را دارد. تنها در اینجا است که می‌توانیم در یک واقعیت جایگزین قدم برداریم که از فاجعه «مدرنیسم ترافیکی» که شهرهای ما را برای یک قرن ویران کرده، آسیب ندیده است، و جایی که طراحی سنتی همچنان به مسیر خود ادامه داده است.

هنگامی که گائودی در بستر مرگ افتاده بود، از انتقال به یک بیمارستان مجلل‌تر و گران‌تر خودداری کرد. او زمزمه کرد: «جای من اینجا است، در میان فقرا». گائودی بدون شک در دفاع از کلیسایی که باعث به وجود آمدنش شد، به جای نخبگان، در کنار مردم عادی می‌ایستاد؛ کلیسایی که او در کنار ژوردی فائولی و تیمش، همچنان پس از مرگش و یک قرن پس از درگذشت خود، در حال ساخت آن است. شاید او به نقل قولی از سنت توماس آکویناس اشاره می‌کرد که نوشته‌هایش بر او تاثیرگذار بود: «زیبایی آن چیزی است که دیدنش لذت می‌بخشد».

درباره ی الناز احمدی

الناز احمدی
نویسنده و مترجم مجله. علاقه‌مند به دنیای رسانه، اخبار روز و سرگرمی. من در این بخش تلاش می‌کنم تا جدیدترین مقالات جذاب، اخبار ترندای روز دنیا در حوزه های عمومی و جذاب و مطالب کاربردی را از منابع معتبر بین‌المللی ترجمه، بومی‌سازی و با زبانی روان برای مخاطبان آماده کنم

مطلب پیشنهادی

فاصله ایران تا کره جنوبی چند ساعت است ؟

وقتی صحبت از سفرهای بین المللی و جابجایی میان کشورهای مختلف به میان می آید، …

نظر شما در مورد این موضوع چیه؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *