به راحتی میتوان فهمید چرا سریال «پسران» (The Boys) زمان پخش اولیه خود در سال ۲۰۱۹ به چنین پدیده محبوبی تبدیل شد. تا آن زمان، رسانههای ابرقهرمانی همه جا را فراگرفته بودند و تمام توجهات را به خود جلب میکردند. تماشای سریالی که ابرقهرمانان را از جایگاه مقدسشان پایین میآورد و آنها را به عنوان افرادی خودشیفته و روانی نشان میداد، بسیار جذاب بود. همچنین این موضوع که سریال هرگز از مسخره کردن شرکتهای مارول و دیسی در هر فرصتی ترسی نداشت، به موفقیت آن کمک زیادی کرد.
پس از پنج فصل، سریال «پسران» به پایان رسید و در یک غافلگیری خوشایند، قسمت پایانی سریال توانست به خوبی پایان داستان هر شخصیت را رقم بزند. بسیاری از سریالها در فصل پایانی خود ضعیف عمل میکنند، اما «پسران» در تمام طول مسیر خود قوی و استوار باقی ماند. البته نقاط ضعفی هم وجود داشت، به خصوص در حوالی فصل چهارم که احساس میشد سریال واقعاً در حال درجا زدن است تا توجیه کند چرا گروه «پسران» هرگز موفق به کشتن هوملندر (با بازی آنتونی استار) نمیشوند.
اما گاهی اوقات، شما نمیخواهید یک سریال ابرقهرمانی تماشا کنید که این ژانر را کالبدشکافی و نقد میکند. شما فقط میخواهید یک سریال عالی با بهترین ویژگیهایی که ابرقهرمانان میتوانند ارائه دهند، تماشا کنید. اگر آماده هستید تا تفکر پوچگرایانه ناشی از تماشای پشت سر هم سریال «پسران» را کنار بگذارید، این موارد بهترین سریالهای ابرقهرمانی هستند که بسیار بهتر از سریال «پسران» عمل میکنند.
بتمن: مجموعه انیمیشنی (Batman: The Animated Series)

تا به امروز، هیچ سریال تلویزیونی نتوانسته است به این زیبایی وفاداری به متن اصلی خود را حفظ کند و به ارتقای آن کمک کند که «بتمن: مجموعه انیمیشنی» انجام داد. این اثر یک تفسیر فوقالعاده از شوالیه تاریکی بود که داستانها و شرورهای کلاسیک را برداشته و آنها را به رسانهای تبدیل کرد که هم کودکان و هم بزرگسالان بتوانند از آن لذت ببرند. در واقع، موارد زیادی وجود داشت که فقط بزرگسالان در «بتمن: مجموعه انیمیشنی» متوجه آنها میشدند و از دید کودکان پنهان میماند؛ مانند اینکه چگونه سریال به طور منظم به موضوعات حساسی مثل بیماریهای روانی و فساد در نیروهای پلیس میپرداخت.
این سریال به دنبال اختراع دوباره چرخ نبود، بلکه میخواست بهترین حالتی را که بتمن میتواند باشد، نشان دهد. او نیروی عدالت بود که همیشه بهترینها را برای شرورها میخواست و اغلب صمیمانه امیدوار بود که آنها را اصلاح کند. با صحبت از شرورها، آنها اغلب قویترین بخش این مجموعه بودند، به ویژه زمانی که تلاشی برای بهتر شدن نمیکردند. جوکر (با صداپیشگی مارک همیل) ترکیبی کامل از شوخطبعی هرجومرجطلبانه و وحشت واقعی است. شخصیت دوچهره (با صداپیشگی ریچارد مول) یک مسیر داستانی کاملاً تراژیک و غمانگیز دارد، چرا که ما ابتدا با هاروی دنت آرمانگرا آشنا میشویم و سپس تبدیل شدن او به یک جنایتکار منحرف را تماشا میکنیم.
و این گواهی بر این است که «بتمن: مجموعه انیمیشنی» چقدر عالی است که یکی از نمادینترین شرورهای بتمن را خلق کرد که هنوز هم پس از سالها حضور دارد: هارلی کویین (با صداپیشگی ارلین سورکین). سریالهایی مانند «پسران» شخصیتهای اصلی و جدید خود را خلق میکنند، اما هیچکدام از آنها ماندگاری هارلی را نداشتهاند؛ شخصیتی که به بخش جداییناپذیری از افسانه کلی بتمن در انواع مختلف رسانهها تبدیل شده است.
مردان ایکس ۹۷ (X-Men ’97)
طبیعی است که نسبت به بازسازیها و احیای سریالهای قدیمی تلویزیونی محتاط و بدبین باشیم. منصفانه بگوییم، این آثار اغلب مانند تلاشهای غیرضروری برای کسب درآمد به نظر میرسند که در آن یک سریال تلویزیونی محبوب از دهه ۱۹۸۰ یا ۱۹۹۰ دوباره زنده میشود و در دنیای مدرن امروزی ناهماهنگ و غریبه به نظر میرسد. این یک معجزه کوچک است که سریال «مردان ایکس ۹۷» به عنوان یک ادامه قوی برای سریال «مردان ایکس: مجموعه انیمیشنی»، تا این حد خوب و موفق عمل میکند.
آن سریال قدیمی دهه نود به نوبه خود عالی بود، اما «مردان ایکس ۹۷» مرزها را حتی فراتر میبرد. برای شروع، این مجموعهای است که همراه با مخاطبان خود رشد کرده است. سریال «مردان ایکس: مجموعه انیمیشنی» دقیقاً کودکان خردسال را هدف قرار داده بود، بنابراین سریال نمیتوانست به مضامین تاریک زیادی ورود کند. اما «مردان ایکس ۹۷» دارای درجهبندی سنی TV-14 (مناسب برای افراد بالای ۱۴ سال) است که اجازه میدهد حس بلوغ و پختگی بیشتری ایجاد شود که بزرگسالانِ رشدیافته با سریال اصلی بتوانند از آن قدردانی کنند.
و فصل اول این سریال به هیچ وجه از مواجهه با مسائل سخت عقبنشینی نکرد. شما فداکاری بسیار تاثیرگذار شخصیت گمبیت (با صداپیشگی ای. جی. لوکاسیو) را دارید. همچنین فراخوان مگنیتو (با صداپیشگی متیو واترسون) از سازمان ملل متحد برای همکاری با او به جای بدنام کردنش، منجر به خلق یکی از بهترین نقلقولهای فصل اول «مردان ایکس ۹۷» شد. این سریالی است که در آن شباهتها با دنیای واقعی هنوز هم قدرتمند به نظر میرسند، بدون اینکه از هیچکدام از سکانسهای اکشن شگفتانگیز کم بگذارد.
لژیون (Legion)

اگر از تماشای سریال «پسران» لذت میبرید، شانس بالایی وجود دارد که بتوانید داستانسراییهای پیچیدهتر و عمیقتر ابرقهرمانی را هم درک کنید. سریال «لژیون» شبیه دیگر سریالهای کمیک بوکی نیست. این سریال چندان علاقهای به این ندارد که مطمئن شود هر قسمت با یک نبرد حماسی به پایان میرسد. در عوض، این اثر یک کاوش سورئالیستی (فراواقعگرایانه) در روانِ یک فرد دارای قدرتهای فوقالعاده است؛ یعنی دیوید هالر، معروف به لژیون (با بازی دن استیونز).
این سریال دیوید را در حالی دنبال میکند که با بیماری روانی، به طور مشخص اسکیزوفرنی، دستوپنجه نرم میکند. با این حال، او همچنین یک جهشیافته است که با الهام از مردان ایکس مارول، دارای تواناییهای ذهنی و روانی بسیار قدرتمندی است. این وضعیت، رمزگشایی از اینکه چه چیزی واقعاً در حال رخ دادن است و چه چیزی ساخته ذهن دیوید است را دشوار میکند. کل سریال به پازلی برای حل کردن تبدیل میشود، زیرا دیوید در نقش یک راوی کاملاً غیرقابل اعتماد ظاهر میشود.
سریال «لژیون» نقطه مقابل تماشای سریالها به عنوان سرگرمی دوم (زمانی که سرتان تو گوشی است) است. این از آن دست آثاری نیست که بتوانید هنگام تماشای آن به گوشی خود نگاه کنید، زیرا در تمام مدت به توجه کامل شما نیاز دارد؛ شما هرگز نمیدانید چه زمانی ممکن است شاهد یک اتفاق الهامبخش و آشکارکننده باشید. «لژیون» پس از سه فصل به پایان رسید که این مدت زمان، مقدار کاملاً مناسبی برای رساندن داستان دیوید به یک پایان رضایتبخش بود. این سریالی است که بیش از حد طول نمیکشد و اگر واقعاً میخواهید از چارچوبهای سنتی سریالهای ابرقهرمانی خارج شوید، بازی شگفتانگیز و دیوانهوار اوبری پلازا را نیز در خود دارد.
بیباک (Daredevil)

در چند فاز اول دنیای سینمایی مارول (MCU)، تقریباً همه میدانستند که باید چه انتظاری از هر فیلم بعدی داشته باشند. همه چیز برای گروه سنی بالای ۱۳ سال (PG-13) بود، شوخیهای فراوانی در آنها گنجانده میشد و داستان با یک صحنه اکشن و باشکوه به پایان میرسید. اما با سریال «بیباک» (Daredevil) محصول نتفلیکس، اوضاع مسیر تاریکتری به خود گرفت. این اثر یک سریال عالی برای قهرمان خیابانی، یعنی بیباک (با بازی چارلی کاکس) بود. او از آن دسته قهرمانانی نبود که هر چند ثانیه یکبار مزهپرانی کند. شخصیتها نیز فقط مشتهای بیکشش و بیاثر به یکدیگر نمیزدند؛ بلکه خشونت بیپردهای وجود داشت که بسیار فراتر از انتظار مردم از فیلمهای دنیای سینمایی مارول بود.
تلویزیونی بودن این اثر به این معنی است که زمان بیشتری برای کاوش عمیق در شخصیتها وجود دارد. دشمن اصلی بیباک، کینگپین (با بازی وینسنت دن آفریو) باقی میماند که آسیبهای روانی ریشهدار او در طول داستان برملا میشود. همچنین سریال ترسی از این ندارد که واقعاً به چالش بکشد چه چیزی از یک فرد، یک قهرمان میسازد. این موضوع را میتوان در فصل دوم مشاهده کرد، زمانی که بیباک با مجازاتگر یا همان پانیشر (با بازی جان برنتال) روبرو میشود و این دو درباره اینکه یک قهرمان خودخوانده تا چه حد باید برای نابودی کامل شرارت پیش برود، با یکدیگر بحث و جدل میکنند.
البته اگر از سریال «بیباک» نتفلیکس لذت برده باشید، احتمالاً عاشق سریال «بیباک: تولد دوباره» (Daredevil: Born Again) در دیزنی پلاس خواهید شد. این اثر هنوز هم همان خشونت عریان سریال اصلی را دارد، همانطور که در بهترین سکانس آدمکشی شخصیت بولزآی (با بازی ویلسون بثل) در فصل دوم مشهود است. علاوه بر این، تمها و موضوعات سیاسی بسیار مناسبی در سراسر این نسخه جدید از سریال وجود دارد. این بسیار خوب است که بیباک گوشه کوچک و اختصاصی خود را در دنیای مارول دارد، در حالی که هنوز این حس را به مخاطب میدهد که هر لحظه ممکن است در فیلمهای سینمایی نیز ظاهر شود.
نگهبانان (Watchmen)
آلان مور، نویسنده کتاب کمیک «نگهبانان» (Watchmen)، طرفدار بیشتر اقتباسهایی که از آثارش ساخته شده، نبوده است. این موضوع درباره سریال «نگهبانان» شبکه HBO دوچندان صدق میکند؛ اما حتی با وجود اینکه مور از آن خوشش نمیآید، نکات زیادی وجود دارد که مخاطبان عام بتوانند با آنها ارتباط برقرار کنند. این اثر بدون شک یکی از جسورانهترین پروژههای ابرقهرمانی است که تا به حال به صفحه نمایش تلویزیون آمده است، زیرا خود کتاب کمیک را بازسازی نمیکند. در عوض، این سریال دنبالهای است که داستانش دههها در آینده روایت میشود و شخصیتهای قدیمی و ماندگاری مانند دکتر منهتن را بازمیگرداند و در عین حال، گروه جدیدی از قهرمانان را معرفی میکند.
این سریال به شکلی ماهرانه مضامین رمان گرافیکی اصلی را گسترش میدهد، مانند سوال محوری «چه کسی از خود نگهبانان مراقبت میکند؟». ایده پشت این داستان همیشه به این موضوع مرتبط بوده است که ما به چه کسی قدرت میدهیم؛ چرا که هرگونه فساد در سیستم، آن نیروی حاکم را ناعادلانه میکند. سریال «نگهبانان» شبکه HBO با گره زدن روایت خود به کشتار نژادی تالسا در سال ۱۹۲۱ و نشان دادن اینکه چگونه زخمهای گذشته پس از دههها به آینده سرایت میکنند، این ایده را یک قدم فراتر میبرد.
اگرچه پس از پایان فصل اول «نگهبانان» سوالات بزرگ و بیپاسخی برای ما باقی ماند، اما مشخص شد که این سریال یک مینیسریال بوده است. راستش را بخواهید، این احتمالاً بهترین تصمیم بود که سریال در اوج قدرت خود به پایان برسد. این اثر مانند سریال «پسران» (The Boys) یک سریال ابرقهرمانی «بزرگسالانه» نیست که به شوخیهای چندشآور و خونریزیهای افراطی متکی باشد. تصاویر خشن در آن وجود دارد، اما به خاطر حرفهایی که درباره جامعه مدرن برای گفتن دارد، یک سریال ابرقهرمانی کاملاً عالی و پخته برای بزرگسالان است.