آیا نئاندرتالها و انسانهای خردمند یک گونه هستند؟ نئاندرتالها، که حدود ۴۰,۰۰۰ سال پیش از شواهد باستانشناسی ناپدید شدند، مدتها به عنوان نزدیکترین خویشاوندان تکاملی ما شناخته میشوند. اما از زمان کشف اولین بقایای نئاندرتالها در قرن ۱۹ میلادی، دانشمندان بر سر این موضوع بحث کردهاند که آیا نئاندرتالها یک گونه جداگانه بودهاند یا فقط زیرمجموعهای از گونه خود ما، یعنی هومو ساپینس (انسان خردمند)، که بعدها منقرض شدهاند.
به گفته جف شوارتز، «اسبها و الاغها میتوانند با هم جفتگیری کنند، اما قاطرهایی که از این پیوند به دنیا میآیند، عقیم هستند. به همین دلیل، اسب و الاغ به عنوان دو گونه متفاوت در نظر گرفته میشوند.» با این حال، برخی ترکیبات دیگر میتوانند فرزندان باروری تولید کنند، مانند لیگر (ترکیب شیر و ببر) و بیفالو (ترکیب گاو و بیزون آمریکایی).
برای مدت زیادی، دانشمندان نمیدانستند که آیا نئاندرتالها و انسانهای امروزی با یکدیگر تولیدمثل کردهاند یا نه، بنابراین تعریف گونه بر اساس قابلیت تولیدمثل برای روشن کردن این موضوع چندان مفید نبود. در عوض، ارزیابیهای اولیه بر اساس ویژگیهای کالبدشناسی نئاندرتالها انجام میشد. آناتومی نئاندرتالها به اندازهای با انسانهای خردمند (هومو ساپینس) متفاوت است که متخصصان معمولاً میتوانند استخوانهای این دو گروه را از هم تشخیص دهند.
برای مثال، نئاندرتالها جمجمهای کشیدهتر و کوتاهتر داشتند که پیشانی استخوانیتر و چانهای کمتر برجسته در مقایسه با انسانهای خردمند داشت. همچنین، بدن آنها نسبت به انسانهای امروزی، قویتر و جمعوجورتر بود
به همین دلیل، در سال ۱۸۶۴، نئاندرتالها بهعنوان یک گونه مستقل تحت عنوان H. neanderthalensis معرفی شدند. اما با کشف سایر خویشاوندان اولیه انسانها، مانند H. erectus در ۱۸۹۱، H. heidelbergensis در ۱۹۰۷ و H. habilis در ۱۹۶۰، روابط بین این گروهها پیچیدهتر شد. نئاندرتالها نسبت به سایر گونهها به نظر میرسیدند که بیشتر شبیه به «انسان» هستند، به گفته شوارتز. تحقیقات اخیر نشان داده است که هر دو گروه احتمالاً تواناییهای شنوایی و صوتی مشابهی داشتند، و کشفیات جنجالی حاکی از آن است که نئاندرتالها ممکن است مردگان خود را دفن میکردند و جواهرات و آثار هنری میساختند.
فقط در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بود که نئاندرتالها دوباره بهعنوان گونهای مستقل طبقهبندی شدند، بر اساس تجزیهوتحلیلهای جدید، و این عنوان هنوز هم رایجترین طبقهبندی است که امروزه مشاهده میشود.
اما کشف سال ۲۰۱۰ بار دیگر این موضوع را دستخوش تغییرات کرد: یک تیم بینالمللی متشکل از دهها پژوهشگر اولین پیشنویس از ژنوم نئاندرتالها را منتشر کرد که بر اساس سه فرد نئاندرتال تهیه شده بود و آن را با ژنوم انسانهای امروزی مقایسه کردند. نویسندگان این تحقیق نشانههایی از امضای ژنتیکی نئاندرتالها را در ژنوم انسانها یافتند که نشان میدهد نئاندرتالها حداقل ۱۲۰,۰۰۰ سال پیش با اجداد انسانهای مدرن ترکیب شدهاند. دهها مقاله از آن زمان تاکنون این موضوع را تایید کرده و نشان دادهاند که حدود ۴۷,۰۰۰ سال پیش، این ترکیب در چندین نسل و به مدت حدود ۷,۰۰۰ سال ادامه داشته است.
ژائومه برترانپتی، زیستشناس تکاملی در دانشگاه پومپهفابرا در بارسلونای اسپانیا، به Live Science گفت: «مفهوم این نتیجه واضح است: نئاندرتالها و انسانها با هم جفتگیری میکردند»، و افزود که نئاندرتالها و انسانهای خردمند همچنین با گروه دیگری از انسانهای اولیه، یعنی دنسیوانها، جفتگیری کردهاند. بنابراین، ممکن است هر سه این گروهها نسخههای مختلفی از یک گونه واحد باشند.
برترانپتی به انسانهای مدرن بهعنوان یک مثال اشاره کرد. مردم در سراسر جهان تفاوتهای قابلتوجهی در قد، رنگ پوست، مو و چشم دارند، اما از منظر ژنتیکی شباهتهای زیادی با یکدیگر داریم. میزان تفاوت ژنتیکی بین هر دو فرد تنها حدود ۰.۱٪ است، به این معنی که تنها یک جفت باز از هر ۱,۰۰۰ باز ترکیب ژنتیکی با یکدیگر متفاوت است. در مقایسه، مقاله سال ۲۰۱۰ نشان داد که ژنوم نئاندرتالها ۹۹.۷٪ با ژنوم پنج انسان امروزی مشابه است.
برترانپتی گفت: «داشتن تفاوتهای بزرگ در مورفولوژی به این معنی نیست که باید تفاوتهای بزرگ در ژنتیک داشته باشید؛ فقط به این معنی است که باید تفاوتهایی در ژنهای خاص وجود داشته باشد. بنابراین، ایده اینکه آنها گونههای مختلفی بودند برای من بهعنوان یک ژنتیکدان هیچ منطقی ندارد.»
شوارتز معتقد نیست که شواهد ژنتیکی لزوماً این بحث را حل کرده باشد، اما او هیچ شکی در مورد دقت و جدیت کارهایی که گروههای دیگر انجام دادهاند ندارد. در ادامه، او به رویکردی میانرشتهای اعتقاد دارد که ژنتیک را بهعنوان آخرین حرف در نظر نگیرد. او گفت: «ما به یک رویکرد جامع نیاز داریم و نمیتوانیم یک رشته علمی را در مقابل دیگری قرار دهیم. باید با هم همکاری کنیم و آن را کشف کنیم.»
یک مقاله در سال ۲۰۲۴ در این زمینه استدلال میکند که H. sapiens و نئاندرتالها باید بهعنوان گونههای مختلف طبقهبندی شوند تا بتوانیم تاریخ تکاملی انسانها را بهتر درک کنیم. در حالی که این دو از یک جمعیت والد در آفریقا منشأ گرفتهاند، نئاندرتالها حداقل ۴۰۰,۰۰۰ سال پیش وارد اوراسیا شدند و این فرصت را داشتند که بهطور جداگانه تکامل یابند، از جمله روشهای بهتر برای بقا در مناطق سردتر و کمنورتر که ژنها و ظاهر آنها را تغییر داد.
برای تصمیمگیری در مورد اینکه آیا H. sapiens و نئاندرتالها گونههای جداگانهای هستند یا نه، بهتر است از چارچوبی استفاده کنیم که «تکامل گونهها را بهعنوان یک فرآیند تکاملی میبیند که در فضا آغاز میشود و بهاینترتیب ابعاد جغرافیایی را در بر میگیرد و در زمان پیشرفت میکند»، به گفته نویسندگان مطالعه. در نهایت، «انباشته شدن تدریجی ویژگیهای مرتبط» گامهایی در فرآیند تکاملی است که در آن دو گروه مرتبط به دو گونه فرعی تبدیل میشوند، همانطور که آنها اشاره کردهاند.